۶ پاسخ

تو این سن فقط میگم اروم تر عزیزم همین 😃

من سریع بحث و‌جارو عوض می‌کنم

از روی رفتار خودم عکس العمل نشون میده و یاد میگیره
مثلا من خودم خیلی ریلکس هستم وقتی بچه بی‌افته یا جایی زخم بشه یا این مدل اتفاقا ، برا همین دخترم یاد گرفته خیلی نگرانی و ترس نداشته باشه . فقط اگه درد کنه میگه بهم یا گریه می‌کنه
که اونم وقتی میبینه من خودم آرومم و دارم زخم یا بدنش رو نگاه میکنم باهاش حرف میزنم کم کم آروم میشه
برای عصبانیت هم من خودم سریع از اون نقطه دور میشم آب میزنم صورتم . دخترم هم وقتی عصبی بشه یا داد بزنه بهش میگم آروم باش ، اشک هایش رو پاک میکنم میگم نفس عمیق بکش (خودمم انجام میدم) و یواش‌تر حرف بزن دیگه یکم سبک میشه
برای ناراحتی هم بغلش میکنم حرف میزنم باهاش میگم می‌دونم این اتفاق افتاده و ناراحت شدی ، حق داری اذیت بشی حالا بیا باهم اسباب بازی رو درست کنیم
خیلی سخته کنترل کردن و یاد دادن ، باید حواست باشه حسش رو سرکوب نکنی
و خب بذار آزاد بشه اکثر مواقع حس و هیجانش رو نشون بده و راحت باشه
مگر اینکه باعث آسیب به خودش یا بقیه باشه

وقتی می بینم هیجانش غیر قابل کنترل می شه و داره باعث اذیت خودش و اطرافیان می شه بغلش می کنم و می برم توی اتاقش روی تخت می شینیم و همین طور که محکم توی بغلم گرفتمش بهش می گم آروووم مامان هیچی نیست. آروووم و صدای شششش که باعث آرامش بچه هاست درمیارم. و اون کم کم گریه یا تنشی که داره کمتر می شه. درنهایت وقتی آروم شد یه بازی تحرکی باهاش انجام می دم که هیجانش به شکل درست تخلیه بشه و سرکوب نشه

از خودمون یاد میگیرن
هرطور رفتار کنیم اونام همون جور میشن

پسر من چنان تو میگیره
مثل تام و جری یهو میچسبه به دیوار و گریه
چنان هیجانی میشه

سوال های مرتبط