سوال های مرتبط

مامان معنای زندگی مامان معنای زندگی ۱ سالگی
سلام
خانوما اومدم از تجربیات واکسن بگم براتون
یه ساعت قبل قطره استامینوفن داده بودم
بعد هر ۴ ساعت استا میدادم تا شب همش پاشوخشک نگهداشته بود چون درد داشت ولی تبش شب ساعتهای ۱۲ به بعد شدید شد پایین نمی اومد اینجوری که پاها و دستاش یخ ولی سرش ذاغ خودشم هذیون می‌گفت خابالو آخر سر با فاصله دوساعت از قطره بهش شیاف کودکان ۱۲۵ زدم آروم شد و خوابید بعد ۴ ساعت از شیاف دوباره قطره استامینوفن رو شروع کردم شب از ساعت ۳ شب خوابید تا صبح یکم حالش خوب بود ولی پاش درد داشت ، دیگه از ظهر روز بعدش تب که نداشت شکر خدا ولی پاش اذیت بود و نمیذاره حوله گرم بذازم
چندتا توصیه ، یک اینکه حدالامکان و مخصوصاً اگر مادر اولی هستین حتما شب رو برید خانه مادر یا مادرشوهر یا خواهر که بدونید شب رو هوشیار می‌خوابه و کمک دست شما باشه چون اینحوریه که نمیتونی از بغلت بذازی پایین همش گریه و بهونه میکنن حتی نمبتونی برا خودت و بچه ناهار و سام درست کنی شبم که از درد و تب نمبخوابه اگر زیاد خستت کنه و شبش خوابت ببره خدایی نکرده ، یکی باشه که تب بچه رو کنترل کنه یا در طول روز که تازه واکسن زدی و بهونه میگیره اونا هم بغلش کنن تا خیلی خسته نشی و برا شب هم انرژی داشته باشی ، بعدم اینکه حتما تب سنج و قطره استامینوفن و شیاف استامینوفن و بروفن همراهتون باشه تا نصف شب اگر تب بالا رفت بتونید با یاری خدا کنترل کنید همین
مامان 🌺فاطمه خانم🌺 مامان 🌺فاطمه خانم🌺 ۱ سالگی
⛔️تجربه ی منو دخترم از واکسن ۱۸ ماهگی⛔️
.


سلام مامانای گل اومدم امشب بعد از ۵ روز تجربمون از واکسن ۱۸ ماهگی رو براتون بگم
موقع تزریق واکسن چون بچه ها بزرگ شدنو هوشیار شدن باهاشون صحبت کنید و بهشون بگید واکسن برامون چقدر مفیده بهشون دلگرمی بدید و قوربون صدقشون برید تا مرحله ی تزریق واکسن خیلی بهتر و با بی قراری کمتر انجام بشه
بعد از واکسن بهشون استامینوفن بدید و چون واکسن سگانه توی پاشون تزریق شده پاشون به مرور خیلی درد میگیره و و ماهیچه انقباض میکنه برای این که این مسئله هم حل کنیم بعد واکسن وادارشون کنید به راه رفتن مثلا من اهنگ شاد گذاشتمو باهم رقصیدیم بدو بدو بازی کردیم و بعد از چرت عصر هم که بیدار شد و پاش یکم درد گرفته بود سعی کردم با شوخی و بازی حواسشو پرت کنم و بازم راهش ببرم اینطوری شد که پای گل دختر ما دردش اونقدر نشد که نتونه راه بره
اما براتون بگم از تب بد بدن و لجبازی که این واکسن داشت از بعد از ظهر روزی که واکسن زدیم تا دو روز بعد گل دختر ما تب داشت تب مقاومی که با استامینوفن و... قطع نمیشد فقط کنترل میشد
تب حالت سینوسی داشت ۵ دقیقه تا ۳۸.۵ میرفت ۵دقیقه بعد ۳۷.۸ بود... به همین خاطر گل من تب و لرز هم میکرد که خیلی دردناک بود
صبح روز سوم تب قطع شد اما براتون بگم از بی قراری و بی حوصلگی بعدش خیلی روز سختی بود با کووووچکترین اتفاق ۵ دقیقه گریه شاهد بودیم و بی اشتهایی فوق العاده اش که هنوز هم سایه اش رو سرمونه و داریم میبینیم یک روز تمام هیچ چیزی جز شیر اونم ۲.۳ وعده دخترم نخورد
و شب از گرسنگی خوابش نمیبرد اما باز هم نسبت به غذا مقاومت و بیقراری نشون میداد