۱۴ پاسخ

اصلا نگران نباش
من جوجه هام الان. یکیشون دوسال و یک ماهشه
یکیشون دوماهشه
خودمم هم دانشجوام هم شاغل( معلم)
هم سرکار میرم هم درس میخونم هم جفتشون رو مدیریت میکنم
بعد از واکسن دوماهگی دومی کولیک هم گرفت
شرایط فوق العاده سختیه ولی ما قوی تر از ایناییم.
خدایی که داده بلده درست کنه

همچنین پسر من🥲🥲

تا بیست روز سختشه
بعدش خوب میشن
فقط اول سلامت جسم و روح خودت
دومم ارسلان
سوم ارمان
ارسلان رو ببر بیرون بذار تفریح کنه بره خونه مامان بزرگش بره پارک

توکارها همراهش کن
مثلا بگو ارسلان بیا به داداشی شیر بدیم
ارسلان بیا داداشی جیش کرده مای بیبیش رو عوض کنیم

اگر با مامانتون راحته
حتما بذاريد بره اونجا
یا حتما با باباش بفرستش بره پارک


ببین باید بپذیری که شرایط مثل زمانی که فقط ارسلان رو داشتی نیست . نیاز به کمک داری حتما بذار بره بیرون بمونه خونه مادرت هم بچه تو محیط جدید انرژیشو تخلیه میکنه هم خودت نیاز به کمک داری

البته بفرستش جايي که خیالت راحت باشه

و اینکه کارهایی که نمیخوای ارسلان بکنه رو به ارمان با صدای بلند بگید
مثلا بگید ارمان تو نباید وسایل داداشی رو برداری ببین چقدر ارسلان پسر خوبیههه به وسایل تو دست نمیزنه
اینجوری ارسلان غیر مستقیم یاد میگیره

سلام عزیزم خوبی؟
ببین تجربه ی خودمو بهت بگم
چون پسرای منم دوسال تفاوت سنیشونه


بچه ها حس حسادت ندارن ولی حس مالکیت‌ دارن یک کاری کنید که نسبت به داداشش حس مالکیت پيدا کنه


همش بگید ارمان داداش ارسلانه . ارمان اومده با ارسلان بازی کنه. ارمان واسه ارسلانه بذارید نسبت بهش حس مالکیت پیدا کنه اينجوری اصلا اذیتش نمیکنه و خودشم اذیت نمیشه. خودتونم فعلآ جلوی ارسلان ، ارمان رو داداش ارسلان صدا کنید

الهی آمین
پسر منم اذیت میکنه خیلی

شما باید از زمان بارداریتون اونو اماده میکردید برای اومدن نینی جدید
سعی کن بیشتر با بزرگه وقت بگذرونی و کوچیکه رو بدی در روز حداقل ۲۰ دیقه یکی دیگه نگهداره و کامللل برای پسر بزرگت باش و اروم اروم بهش یاد بده
هیچموقع بخاطر نینی پسش نزن
پدر هم باید همکاری کنه و با پسرت بازی و تفریح کنه وقتایی که شما سرت شلوغه

الهی امین

واکنش پسر بزرگتون چیه چجوریاست؟؟؟منم پسر بزرگم ۳ سالشه نمدونم چجوری رفتار کنم باهاش البته از قبل باید مهربون تز و خیلی بهش میرسیم ولی بازم بچس نگرانشم

منم‌یه دختر ۵ ساله دارم
داداشش به دنیا نیومده حسودیاش شروع شده
همش دارم باهاش وقت میگذرونم بازی میکنم
حالش خوب میشه ولی تا یه اتفاقی میفته سریع میگه بچه شما اونه من نیستم
واقعا از خدا میخوام به من صبر به دخترمم یکم توانایی تحمل و عادت بده
وگرنه خیلی اذیت میشیم هممون

چند ماهی زمان می‌بره عزیزم دیگه چاره ای نیست

عزیزمممم شکر خدا مرخص شدین خوشحال شدم

سوال های مرتبط