من واقعا بدنم نمیکشید بعد زایمان اشتهام کم بود و شیرم کم میشد و سینم همش درد میگرفت
من تک وتنها توشهر عریب بودم افسردگی شدید داشتم پسرم همش گریه میکرد وفکر میکردم سیرنمیشه شیرخشکیش کردم مریض بودم ودست وپام میلرزد الان ک یادم میفته گریم میگیره براخودم چ بدبخت بودم
پسر منم اصلا نمیخورد دوست نداشت منم همون اولش بهش دادم بعدا سزارین که بودم عملم خیلی سخت بود تا یه ماه شد که بهتر شدم کمی دیگه اون موقع هم شیر نداشتم
دوست نداشتم
دختر من سينمو ازهمون اول نگرفت هلاك ميشد از گرسنگي ولي سينمو نميگرف البته سر نداشتن سينمم بي تاثير نبود چهل روز دوشيدم بهش دادم بعدش شيرخشكي شد كلا
من دوقلو بودن دست تنها بودم تا میومدم شیر بدم اون یکی شیر میخاست و شیرم کم بود نارس بودن نمیتونستن خوب بخورن که شیر بیاد
بچه من کم وزن دنیا اومد نتونست سینمو بگیره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.