۳ پاسخ

خودشم عزیزم ببر حموم فعلا تا یاد بگیره

من پسرم رو را دیروز باز کردم فقط وسط خونه پی پی کرد پنج بار خودشم میبرم دستشویی پی پی نمیکنه ولی جیشش رو می‌کنه اونم جیشش رو نمیگه دو بار هم جیش کرذ آخرش پوشکش کردم امروز

ما هم سرویس بهداشتیمون خیلی کوچیکه فقط هم فرنگی داریم ،نمیدونم چطوری پسرمو بگیرم 😭 اصلا زود نیست؟

سوال های مرتبط

مامان دلی مامان دلی ۳ سالگی
سلام مامانا تجربه من از پوشک گرفتن اول اینکه حتما کلیپ از موشک کرفتن دکتر عزیزی نگاه کنید.
من یک دفعه گفتم از امروز شروع میکنم واسه گرفتن پوشک و شورت آموزشی خریدم و توصیه من اینوه الکی پولتونو هدر ندین.و مرتب دخترم هر نیم ساعت یک ساعت پیبردم سرویس که اصلا جوفقیت آمیز نبود.دیدم اصلا دخترم بلد نیس درصورتی که زمان پوشک جیش و پی پی میدونست چیه.تا غروب صبر کردم دیدم اوکی نیس پوشکش کردم لز فردا صبحش هردفعه که خودم میرفتم سرویس دخترمم میبرم و میگفتم ببین مامان جیش پی پی کرد تا به روال دستشویی رفتن عادت کرد و بعد هز چند روز ناخودآگاه خودش گفت جیش دارم میبردم میشستم دوباره پوشک میکردم تا یه روز کامل این روال ادامه داشت دیدم کامل میگه از فرداش کلا دیگه پوشک نکردم و اصلا بهش نمیگفتم جیش داری یا بریم دستشویی هروقت که خودش میگفت میبردم باعث شده خسته نشه زده نشه البته ناگفته نمونه که براش برچسب و کلی جایزه گرفتم که تشویق بشه که خداروشکر جواب داد
مامان یسنا مامان یسنا ۳ سالگی
تجربه ی از پوشک گرفتن قسمت سوم،،، من از دو سال و یک ماه درگیر یاد دادن و امادگی ذهنی دخترم برای از پوشک گرفتن بودم، تا این که حدود شش روز پیش گفت پوشک نمیخوام،بازش گذاشتم،دو بار خطا داشت، البته هم شلوار پاش نبود و هم اینکه میرفت روی صندلی و پای ظرف شور ایستاد،فکر کنم رحمش سرد شد،چون من حدود یک ماه ب طور جدی میبردمش دستشویی البته با مای بی بی، دایم بهش میگفتم بیا بریم دستشویی،ی بار می اومد ی بار نمی اومد،خیلی اذیت شدم،همه کاری کرده بودم،دستشویی تزیین کردم،چراغ زدم تو دستشویی ،شمع گذاشتم تو دستشویی یعنی تولد داریم،لگن شو گذاشتم،اسباب بازی مینداخت داخلش و اب بازی میکرد،با این حال میدیدی از صبح تا ظهر نمی اومد دستشویی ولی عصر می اومد،تا این که خودش گفت پوشک نمیخوام و من بازش کردم بعد دو بار خطا دوباره پوشکش کردم،فرداش رفتم خونه ی مامانم،پوشک بود،در این یک ماه بهش میگفتم پوشک بده،دیگه بده ب خودت جیش کنی،بو میدی، خلاصه فرداش دخترم گفت پوشک نمیخوام و بعد بهش میگفتم هر وقت جیش داری بگو،دو باری خطا داشت،ولی امروز ک روز چهارم خداروشکر عالیه و خودش خبر میده،حتی شب ها هم جیش نمیکنه و من صبح صداش کردم و گفتم جیش داری بلند شو تا بریم دستشویی،دیگه کامل مای بی بی گذاشتم کنار،حتی جلو چشماش هم نیست،تا یادش بره و ب جاش تو ذهنش این باش ک باید بره دستشویی،فقط پی پیش مونده،ازش نمیترسه ولی خب تو دستشویی هم نمیره،ب جاش من ی زیر انداز نزدیک دستشویی انداختم تا بعد چند روز نزدیک تر ب دستشویی کنم و بعد هم ایشالا بره تو دستشویی