۴ پاسخ

دقیقا بچه های منم اینجورین 😑😑😑😑

این که خوبه
دختر من همین که باباش میاد میزنه زیر گریه بغلش میشه و مدام اشاره میکنه به داداش دومیش که مثلا اذیتم کرده
اسم داداشش ایلیا
پشت سر هم نیگه اییا اییا )یعنی ایلیا)
اوف اوف یعنی زده منو
یجورایی برا داداشش مثلا میخواد بقول معروف فساد کنه 🤣

اره دقیقا....
اینا کلا میخوان مارو دیووونه کنن!🙂

آره دختر منم اینجوری

سوال های مرتبط

مامان طلا مامان طلا ۱ سالگی
سلام خانوما توروخدا کمکم کنید پسرم اصلا هیچ احساسی انگار به من نداره دستامو باز میکنم میگم بیا بغلم نمیاد وقتی برم جایی اصلا پشت سرم گریه نمیکنه یا وقتی برمیگردم اصلا هیچ واکنشی نشون نمیده وقتی باباش باشه تو خونه ایم میره بغل باباش پشت سر باباش گریه میکنه و وقتی باباش میاد خونه نیدوعه و میخنده و اگه بخوره زمین جاییش درد بگیره یا کسی دعواش کنه میره بغل باباش خیلی ناراحتم به خاطر رفتارای مته؟ چون من شاغل بودم سه ذوز در هفته نبودم از 7 تا 2 و وقتی هم خونه ام باباش نگهش میداره و من مشغول کارای خونه و بیرون و درس و دانشگاه بی انرژی و خسته و کوفته. یه مورد دیگه که خیلی نگرانم میکنه اصلا صحبت نمیکنه فقط عمه و بابا و آب میگه اصلا گوش نمیده موقع بازی تمرکز نداره وسط درست مردن مثلا حلقه هوش مییزش بهم و با بچه های دیگم بازی نمیکنه. اینا طبیعیه؟گاز میگیره میزنه ما رو هم منو باباشو و هم بچه های دیگه رو😔غذا خوردنشم که نگم براتون هیچی نمیخوره برای همین قدش رشد نمیکنه،😔خودمم خسته و کلافه ام و شرایط روحیه خوبی ندارم و تنهام و بعضی وقتا دعواش میکنم مخصوصا موقع غذا که میریزه بیرون غذاشو😔 و گریه میکنه اونوقت عذاب وجدان میگیرم. نمیخوام مثل خودم ترسو و خجالتی و کم حرف بار بیاد چیکار کنم راهنماییم کنید.
#پوشک#شیرخشک#بدغذایی فرزند پروری
مامان عزیزکم💙 مامان عزیزکم💙 ۲ سالگی
از شلوغ کاری کردن و حرف گوش نکردن بچه هاتون کلافه میشید؟؟؟من امروز آنقدر گریه کردم
چن روزه صبونه نخورده امروز دقیقا دوتا بند انگشت لقمه جلو پنجره بزور دادم بهش
کفشاش برمیداره وایمیسه جلو در در رو میکوبه میگم در در
بگم گرمه نمیریم بمونه عصر چنان گریه ای میکنه چنان اشکی میرزه که بیا و ببین
میریم بیرون تو زل گرما میگم دستمو بگیر میخوره زمین گریه میکنه دست نمیده میخوره زمین گریه میکنه زخم و زیل میشه
میگم بیا بغلم بریم بستنی بخریم بریم خونه گریه میکنه نه بغل نه تا بریم بستنی بگیریم برگردیم ۴۰ دقه طول میکشه تا برسیم خونه گرما زده میشه صبونه ای ک خورده بالا میاره باز گریه میکنه🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️حالا بماند که با گریه میاد خونه ها میگه بمونیم بیرون...
سوار ماشین میشیم میگه من باید بشینم پشت فرمون میگم نه خطرناکه دوباره شیون و گریه زاری از اول شروع میشه ینی هر کارمون شده با گریه و زاری خسته و کلافم با هیچکسم نمیمونه من یه نفسی بگیرم