چقد احمقانست هر کسی که قبلا باردارشده و زایمان کرده به خودش حق میده درباره زایمان و بارداری یه نفر دیگه نظر بده 😐
دیروز رفته بودم پارک دوست مامانم بعد ۹ماه دیدم
حالا مگه ول میکرد جلوی شوهرم وای چقد ورم داری وای دستات ورم دارن وای پاهات ورم دارن وای من هیچی ورم نداشتم وای اینو بخور وای اونو نخور😐
ادعای علامه دهر بودنشون منو کشته بگو اخه زن دوتا بچه زاییدی علم پزشکو میبری زیر سوال بارداری هر خانم متفاوته اگه ازتون مشورت خاستیم تجربتونو در اختیارمون بزارین وگرنه با سکوتتون مارو خوشحال کنید
جالبیش اینه من نمیتونم شیر خودمو بدم یعنی بخاطر شرایطم حالا مگ ول میداد وای شیر خودتی ندی اینجوره اونجوره حالا مامانمم خوشش اومده بود هی طرفداری اونو میکرد😂😂😂
بنده خدا شوهرمم دلش میخاست بگه اره شیر خودتو بده ولی مستقیم نمیگفت 😂میگفت میخوای حالا از تجربه مامانتو دوستش استفاده کن شیر خودتو بده😂😂😂

۱۱ پاسخ

🤣🤣🤣🤣درکت میکنم من سر دخترم ایقدر شکمم کوچیک بود دختردایی مامان سرکوچه مونه خونش هروقت منو میدید یک ساعت منو نصیحت میکرد چی بخور چکارکن
الان باز باردارم چهارماه شکمم خیلی گندس باز منو میبینه یک ساعت میگه قند نداری مریضی نداری فلان وبیسار کلا میخوان بگن دیگه

منم همينجور زن دايي ام دوتاشون مريضن واحمقن انڱار ن بجه ارودن خودشون سنشون بزرڱ وحجمشون هي بمن ميڱن شايد سر بارداري بعدي تو ميميري ازبس لاغري وضعيف شدي ابميوه بخور اجيل بخور تقويتي انڱار من رو هوا زنده ام بهش ڱفتم كل كار شوهرم فقط براي شكممون هست خدارو شكر همه جي داريم جي ميڱه شايد ن شوهرت ضعيف بود بجه اش هم ضعيفه واسه همين تورو مريض ميكنه😐ندونستم دهنشوو ببندم خواستم يه محكم بزنم نشد بهش ڱفتم كار شما نيست من كه لاغرم تو تـﭘل بمون ورفتم ولي خيلي عصبانيم ميكرد

همونجا قهوه ایش می‌کردی

ی دوستی داشتم اصلا اعتماد ب نفس منو نابود کرد توحاملگی ....هی میگفت وای ب خودت نمیرسی وای اینشکلی شدی وای اونشکلی شدی من حامله بودم حالم از تو بدتر بوده انقدر ب خودم میرسیدم مدام ارایش رنگ مو پیاده روی .....اصلا هرروز ی تیپ و لباس گفتم تو تویی منم منم ........حالا تانکر بودا اعتماد ب نفس وحشتناکی داشت .......بعد میگفتم سابقه ۴ تا سقط دارم ب زور میخواست ببرتم پیاده روی همون اوایل میگفتم لکه دارم میگفت ن باید راه بری تو ....زنگ میزد دوساعت اسرارررررر ک باید راه بری برو بیرون یا میام‌میبرمت......‌.‌قطع رالطه کردم باهاش عنتر ........

کلا همینن همه ادم حالش بهم میخوره واقعا حالا این خوبه
من سر بارداریم ۱۱کیلو وزن کم کردم ۵ماه اول اشتهام اصلا نداشتم واقعا بارداری سختی داشتم مادرشوهرم هرروز میومد میگفت شکم نداری معلوم نیست توش چیه میخاد یه کرم خاکی به دنیا بیاری
یا میگف قیافشو نگاه کن چرا اینجوری ای
خیلی دلم میشکست من ۵ماه عذاب کشیدم هرروز زیر سرم بودم خودم تالاسمی داشتم ادم افسردگی میگرفت با حرفاشون

من خودم بارداری اول ودومم بااین سومی کلی فرق داره.توقبلیااصلا ورم نداشتم تواین چقدرورم کردم...

میزدی توی دهنش

من مادرشونرم یه بار گف اره فلانی گفته ما هم تو بارداری روزه نمیگرفتیم. مثلا سوالی ک اره طرف پرسیده یادش نبوده. شوهرم گف شما قدیما خیلی کارا میکردین. الان انجام نمیدن. قرار نیس کارا شما رو اینام کنن. بهش گف شما باردار میشدین نمیفهمیدین. سقط میشد مهم نبود دیگه ازون بار چیزی نگف

بعضیا قصد فوضولی یا دخالت ندارن
میخوان تجربیاتشونو در اختیارت بزارن
یا اشتباهایی ک خودشون کردنو تو نکنی

اینجور آدمارو باید خفه کرد چیزی که زیاد آدم فضول دورو ور منم هست ولی باید کم محلی کرد و توجه کرد

اوه ندیدی من دو تا از دوستام ی بچه دارن هردو نوزاد زنگ میزنن بمن ک بچم ۳ونیم سالشه هی میگن الان حامله ای این بخور
اینکار رو کن اینقدر بهم سفارش میکنن انگار حاملگی اولمه یا ازشون کمک خواستم

سوال های مرتبط