۱۲ پاسخ

خاک بر سر من که کنترل ندارم اصلا😔😢

من یمدت خیلی بی اعصاب سدم.بخاطر بچم قرص اعصاب میخورم ک ذره ای بد اخلاقی نکنم

وای منم دستم بشکنه اصلا نمیتونم کنترل کنم خودمو از این به بعد سعی میکنم کنترل کنم

من تا جایی که تونستم هیچ وقت نزدم فقط یه بار متأسفانه از دستم در رفت که اونم معذرت خواهی و جبران کردم .

و همین کافی بود که کن زار زار اشک بریزم 😔😔

ما هم ادمیم دگ ی حدی صبر و تحمل داریم

خدارو شكر تاحالا يكبار خطا نكردم نزدمش يعني اصلا و ابدا نميتونم بااينكه دخترم خيلي لجباز و غرغرو هست ، ولي خودم خاطره هايي كه از كتك مامان بابام دارم دو سه بار هيجوقت فراموش نميكنم

من فقط نزدیک پریودیام نمیتونم خودمو کنترل کنم بجز اون خودمو سعی میکنم کنترل کنم

من هنوز یادمه مامانم چقدکتکمون میزد مخصوصا داداشمو

من چن بار زدم چون موهام داشت میکند هرچقدر خواهش کردم ول نمیکرد

🥹🥹😥

گاهی واقعا سخته تحمل کردن

سوال های مرتبط

مامان خانوم مامان خانوم ۳ سالگی
سلام قشنگای الی
چ خبر چیکار میکنین من ک حال دلم خوب نیست بگو چراااا
داشتم ظرف میشستم رو کردم ب بچها دیدم یکی از قل هام وای مدفوع کرده اسهال و بازش کرده داره میچکه روی فرش🤢😫😫😫😫😤
سریع رفتم وای من کل فرش رو گرفته ی دست خوب زدمش😔
بارها گفتم نکن پوشک رو باز نکن بگو جیش بدبختی ی چیزی بگو چرا حرف نمیزنی
بزدمش حموم با ی سیم نو افتادم ب جون فرش محکم سابیدم و با صدای بلند گریه کردم 💔 بلند ها بلند بعد اون یکی دخترم رو بردم حموم کارها اون رو انجام دادم لباسهای مدفوعی رو داخل حموم شستم حمومم شستم رفتم دستشویی رو شستم
کابینتها رو ماگ کردم با دربهای داخل چوبی ها همزمان اشکم بند نمی اومد با اهنگ فقط برو و خستم از بهنام بانی
الانم انگار هیچی نشده بعد اون همه گریه و کور شدنم
اب چایی گذاشتم برم دوش بگیرم چایی دم کشید بخورم
واقعا ما مادرا خعلی گناه داریم ولی چ خوب ک زن شدیم ها
دلمون ک بگیره انقدر محکم وسیله ها رو میسابیم خودمون رو خالی میکنینم روشون
شما چیکار میکنین