یه یادگاری اینجا بنویسم از اولین روزهایی که فهمیدم مادر شدم.انقدر حس شیرین و عالی داشتم که سر هر نماز فقط سجده شکر به جا می‌آوردم آنقدر خوشحال شده بودم که فقط لبخند رو لبام بود با هر باری که خبر بارداریم ب خانواده هامون میدادم خودم کلی ذوق میکردم.هر مرحله که می‌گذشت با استرس و اضطراب و کلی دعا کردن جلو میرفتم...انتی انومالی سونو های ماهانه ...اما الان به آخر این مسیر رسیدم دروغه بگم دلم واسه این روزا تنگ نمیشه واسه هر ضربه ای که به شکمم میزد واسه هر صدای تپش قلبش واسه سکسه کردنش تو شکمم دلم تنگ میشه ولی خوشحالم که قراره فرشته امو فردا ببینم. از خدا میخوام به حق شیرینی این لحظات این لذت قسمت همه منتظرا کنه.همه کسایی که سالهاست منتظر دیدن دوتا خط روی بیبی چک هستن از خدا میخوام به حق عظمت و بزرگی خودش هرچه زودتر دامنشون سبز بشه. ان شاءالله که من هم زایمان خوبی داشته باشم و دخترم رو سالم و سلامت بغل بگیرم.❤
۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ 🩷

۶ پاسخ

ترسناکه
خیلی
از وقتی که میفهمی حامله ای تا وقتی که بمیری ،باید نگران باشی ،نگران کسی که از خودت و همه برات مهم تره
مادر بودن درد ناکه ،پراز غصص ،پراز ترسه
من ترسیدم 🥺کم آوردم
میخوام جا بزنم ،نمیشع

انشاالله به سلامتی زایمان کنی

ایجانم ان شاءالله بسلامتی دختر نازتو بغل بگیری سر زایمانت برای منم دعا کن ان شاءالله بزودی دخترمو بغل بگیرم
مرسی بابت دعای قشنگت عزیزدلم❤️

عزیزم‌به سلامتی زایمان‌کنی و دخترتو بغل کنی.منم روز دوشنبه زایمان میکنم.ان شاءالله با دل خوش بچه هامونو بغل کنیم.فردا سر زایمانت برام‌دعا کن لطفا.من‌یه کم استرس دارم🥲

اینکه آدم مادر نشه ،خیلی ناراحت کنندس ،ولی مادر بودنم کشندس
صب که پا میشی تا خود شب باید نگران باشی که بچم چرا شیر نخورد.پی پی نکرد.یا پی پی زیاد کرد،اسهال بود،سفت بود،گریه زیاد کرد،ساکت بود....و خیلی چیزای دیگه ،که اینا هنوز اولشه
خدا میدونه تا تهش چقد دیگه باید زجر بکشیم 😔

سلام عزیزدلم انشالله ک ب سلامتی زایمان راحتی داشته باشی
الهی امین خدا واسه همه منتظرا رقگ بزنه

سوال های مرتبط

مامان هیلدا مامان هیلدا ۱۱ ماهگی
الان که ذوزای آخر بارداری شیرینم و پشت سر میزارم و هرازگاهی استرس روزای بعد زایمان میاد سراغم فقط و فقط به این فکر میکنم پارسال به این موقع حسرت یه همچین لحضه ای رو میکشیدم اصلا امیدوار نبودم که منم یه روز باردار بشم چونکه همه بهم میگفتن تنبلی تخمدان شدید داری و اضافه وزن داری و نباید حتی جلوگیری میکردی و سنتم که بالاست و به این راحتی بچه دار و باردار نمیشی و من فقط از خدا خواستم و کفش آهنی پوشیدم و تنها دکتری که این حرفارو بهم نزد و بهم گفت عزیزم با آرامش و بدون استرس و با توکل به خدا مرحله به مرحله میریم جلو همه چیز حل میشه دکتر شیواطالبی عزیزم بود واقعا مرحله به مرحله رفت جلو با دارو و با برنامه بهم کمک کرد منی که تماما ناامید بودم بعد از چهار ماه طبیعی باردار شدم اصلا باورم نمیشد
الان که این استرسای کاذب میان سراغم فقط و فقط شکرگزاری میکنم با سلول سلول وجودم خداروشکر میکنم که همسایه عزیزم این دکتر نازنین و بهم معرفی کرد خداروشکر میکنم که مراقبتای بارداریم تحت نظرش عالی بود یه بارداری راحت و خوب و تجربه کردم، خداروشکر میکنم بخاطر حرکتای شیرین دختر عزیزم که به زودی بغلش میکنم، خداروشکر میکنم بخاطر لطفش واسه فرصت مادر شدن که بهم داد، خداروشکر میکنم واسه زایمان خیلی راحتی که پیش روم دارم و آرزو میکنم هرکی دلش میخواد واقعا این حسای قشنگ و این لحظات قشنگ و تجربه کنه
خدایا ممنونم که من و لایق دونستی که تا این مرحله جلو بیام و مطمئنم تحت حفاظت نیروهای الهی تو بقیشم به خوبی پیش میره
❤🩷❤🩷❤🩷