۷ پاسخ

نه عشقم اصلا به دومی فک هم نکن می‌دونم که بهت میگم مرداد نمیتونن درک کنن ادمو

نه عزیزم به دومی راضی نشو مردا فقط بچه میخوان به مشکلات بعدش فکر نمیکنن بعدشم که میاری میگن وظیفته بزرگش کنی نگهش داری

بشین همین ی دونه رو شیک و سرسنگین بزرگش کن بخوای بکنیش دو تا مردا هیچ فرقی براشون نمیکنه فقط از دور امر و نهی میکنن فقط مادره ک این وسط پدرش درمیاد وقتی اخلاقیات شوهرتو می‌دونی چجوریه اصلا ب دومی فکر هم نکن چون خیلیییی سخته

به نظرم برو یه حال و هوایی عوض کن قبل اومدنش بیا خونه یه جوری رفتار کن بفهمه ناراحتی
یعنی چی همه مسولیت بچه رو میندازن گردن مادر من اگه ببینم اذیت میکنه زنگ میزنم باباش بیاد نگهداره میگه خستم میگم منم آدمم یه ساعتم تو نگهدار

برو ی دور بزن
نهایتش خواستی دعوا نشه بگو بچه بیقرار بوده بردی چرخوندیش
ی هوایی هم میخوری

نه بابا بشین خونه بد میشه

ن بابا کجا بری بشین خونه
سرسنگین باش
اونجوری دعواتون ادامه دار میشه

سوال های مرتبط

مامان سهیل مامان سهیل ۱۳ ماهگی
خیلی دلم گرفته پسرم تا صبح دیشب نزاشت بخوابم دیروز ظهز هم دریغ از ی ساعت خواب از دیشب ب شوهرم گفتم فردا بچه میدم خودم چند ساعت بخوابم خستم بی‌خوابی شدید دارم طرف رفت سرکار تا ۱۱ برگشت ی چیزی خورد خوابید تا ۴/۵لا ب لاش هرچه بیدار کردم بچه بگیر. بخوابم خودش زد ب مرگ .منم بچه بغل کارام میکردم ی سره نق میزد مرتب بالا می آورد هرساعت ی بار لباس ی با پوشک عوض میکردم میشستم ۴/۵بیدار شد ی چیزی خورد رفت اتاق گفت برم بخونم وقت ندارم وقت شام هم گقت گزسنم نیست برای پسرم گرم کردم نخورد باز بالا نی آورد تا ساعت ۹خورده ک باباش رفت بیروت گفتم زودتر بیا خیلی خستم بچه همش بغلم بود مرتب لباس شستم بدن درد دارم گفت باشه رفت تا اومد ی ربع به یازده بچه ده دیقه با گوشی مشغول. کرد بعد گفت این‌نمی‌خوابه ییا بگرش گفتم باهاش یکم بازی کن ی چیزی بخورم بازی نکرد آخرش بچه برادر شوهرم اومد بالا ۳ سالش جیغ جو پسرم سر عروسکش دستش کشید اون جیغ زد وپسرم ب لگد. گرفت شوهرم صداش ردر اومد تو سرش چند بار زد انگار ما بهش فشار آوردیم بنده خدا بچه ها ترسیدن لباس پوشیدم بردم پایین بچه هی تعریف می‌کرد من میپیچوندم آخر پسرم آوردم بالا ی چیر دادم خورد بازی کرد پی پی کرد شستم شیر دادم الان بزور خوابید فرش پهن کردم زمین دوست ندارم با آدم بی مسولیت بخوابم ولی خوابم نمیاد با توجه ب اینگه خیلی خستم
همش دارم فکر بکنم خونه بابام چی کم داشتم ک تلف شدم رابطه جنسی هم درست حسابی نداریم از اول ازدواج کار میکردم تا الان صبح ام بابد بدم سرکارتصمبم گرفتم تا چند. رور. بهش فرصت بدم خودش درست کته نکرد از کار میزنم بیرون خر ک نیستم روری ۱۹ ساعت کار کنم