۱۲ پاسخ

من دو روز زایمان کردم تموم تلاششون کردن ک من بی‌حسی بزنم گفتم فقط بیهوشی وگرنه نمیخام و بیهوشم کردن

ولی من از اتاق عمل که اومدم بیرون هم سرموتکون میدادم هم یه ریز حرف زدم گفتنا حرف نزن ولی من زدم خداروشکر مشکلی پیش نیومد

من واقعا خیلی خوب بود هیچی نفهمیدم اونا ک بی‌حسی زده بودن کمراشون درد میکرد

منم از روز اول سردرد داشتم حتی سر عمل یه درد بدی داشت سرم و سرم نبض میزد به دکترم گفتم به پرستار گف آوردن یدونه آمپول زدن تو سرم.الانم همچنان سردرد دارم فقط با شیاف سر میکنم.جوری درد می‌کنه میزنه به چشام میمیرم.حالا نمی‌دونم از بی حسی هست یا کم خونی

من همون لحظه ک بیحسیو زدن انگار قلبمو فشار میدن و تو دستگاه پرس گیر کردم و کلی بالا اوردم ک فوری ی امپول تزریق کردن تو سرمم خوب شدم سرمم تکون میدادم ولی بعدش سردرد نشدم هیچ ولی عوارض پمپ درد ۱۰ روز حالمو گرفته بودااا

دقیقا منم همین اتفاق برام افتاد

عزیزم نسکافه درست کن بخور عالیه منم مثل تو چندم چند بار درست کردم
خوردم خوب شدمم

حالا یچیز جالب اینکه دکتر میتونه دارویی بزنه برات که اصلا سردرد نشی من بعدعملم یادمه دقیقا دکتر اسم یه دارویی که یادم نیست واورد که بزنید بهش سردرد نشه منم بعد سرمو تکون دادم البته خیلی نه و خداروشکرم سردرد نشدم

اره بیحسی از کمر خیلی بعدش دردناکه وپر عوارض

منم تیر ماه زایمان سزارین دارم خیلی میترسم نمیدونم چیکار کنم از درد بعدش میترسم قابل تحمل بود؟ میخوام پمپ درد بگیرم بعضی ها میگن بیهوشی بده بعضی ها هم میگن بی حسی

کاش میرفتی سرم میزدی میگن خوب میکنه سردردو

مرسی از راهنماییت خداخیرت بده الان خوبی؟

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه روزهای ابتدایی تولد
مامان های گل من دو روزه زایمان کردم سزارین،بخوام تجربه ام رو بگم برای مامان اولی ها که هنوز زایمان نکردن و دو دل هستن بین طبیعی و سزارین من ازشون خواهش میکنم خواهش میکنم طبیعی رو انتخاب کنند،
خانم ها سزارین درسته اون لحظه درد نداری که من حتی حین عمل با شکم خالی داشتم عوق میزدم و احساس خفگی شدید داشتم،احساس میکردم که میخوام بمیرم،یک ماما در کنار دکتر در حین زایمان داشت با آرنج زیره سینه هام رو فشار میداد که بچه رو بده پایین که من با بی حسی هم داد میزدم از درد.قبلش صدای سوزن اپیدورال که بین دنده هام فرو میرفت رو می شنیدم حس فلجی کامل کمر به پایین،بعد از سه ساعت بی حسی رفت و سوزش پوستم شروع شد حتی با پمپ درد
البته که پمپ درد بی اثر نبود و خوب بود تقریبا
وای بخوام یه نما از زایمان طبیعی بگم این بود که خانم زایمان کرد خیلی قشنگ اومد نشست و بچه رو شیر داد ولی من حتی حوصله خودمم نداشتم
درسته طبیعی قبلش واقعا دردناکه واقعا آدم مرگ رو جلوی چشمش می بینه ولی بعدش میتونه به خودش و نوزاد رسیدگی کنه که مهمترین کار هم همینه
ولی بعد سزارین آدم از درد حوصله خودش رو هم نداره چه برسه به شیر دادن و ...
مامان پناه مامان پناه ۲ ماهگی
میخام در مورد زایمان سزارین بگم طبیعی که خیلی بد بود از ساعت نه صبح تا سه صبح روز بعد درد طبیعی کشیدم اخرشم سزارین شدم
بخام از اول بگم سوند اصلا به هیچ عنوان درد نداره امپول بی حشی هم اصلا ترس نداره من همش نگاه میکردم امپول بی حسی رو ببینم ولی دکتر بیهوشی نذاشت گفت صورتتو اونور کن 😂😂امپول بی حسی رو که زد فقط ی لحظه ی پرش کوچولو داشت کمرم فکر کنم دو دفعه زد تو کمرم چون تکون خوردم کمی امپولو که زد پاهام یهو گرم شدن بهم گفت حس داری گفتم اره گفت کو پاتو بلند کن بلند که کردم خورد به سینی 😂😂گفت عه چرا این بی حس نشد حتما کارم خوب نیست بعد دو دقیقه از کمر به پایین بی حس شدم درد رو حس نمیکنین فقط میدونین دارن چیکار میکنن برشو که زد بچه رو که دراورد من حالم بد شد شروع کردم ب لرزسدن سه دفعه نفسم رفت بالا اوردم گفتم نمیتونم نفس بکشم گفت اثر بی حسیه ی جوری لرز کرده بودم ک قلبم درد میکرد سه تا پتو انداختن روم خیلی سردم بود تا زمانی که اثر بی حسی رفت من میلرزیدم
زایمان سزارین زایمان سزارین زایمان سزارین
مامان هانا مامان هانا ۵ ماهگی
سلام به همه من شنبه زایمان کردم بخاطر نشتی شدید کیسه آب🥹
اومدم راجب سزارین بگم
اول اینکه عطسه کردم احساس کردم خیس شدم نگاه کردم دیدم اندازه یه کف دست اب ترشح شده ازم
رفتم بیمارستان دکترم گفت بستری کنن تا صبح بیاد که بستری شدم
۶صبح دکتر اومد منم بهم اومدن سوند وسرم وصل کردن که هیچ‌کدوم درد خاصی نداشت در حد ثانیه تا میاد درد بگیره تموم شده
بعدش منو بردن برای زایمان اونجا اطلاعات پرسیدن بردن اتاق عمل
دکتر بیهوشی گفت بیهوشی یا بی حسی از کمر که خب من بی حسی از کمر انتخاب کردم
تا دکتر لباس عمل بپوشه بی حسی رو زدن که اصلا درد نداشت به‌نظر من سوند دردش از امپول بی حسی بیشتر بود ولی خب من از استرس میلرزیدم نهایتا دیدم درد نداره کمرمو شل کردم راحت تر شد
در عرض چندثانیه تمام پاهام وشکمم بی حس شد کاملا نمیتونستم تکون بدم بعدم منو خوابوندن دستامو بستن یه پرده جلوم کشیدن دکتر شروع کرد
من متوجه میشدم که دکتر داره برش میزنه ولی هیچ دردی نداشتم که کم کم همونم متوجه نشدم
بعدش همش تو حالت گیجی بودم حالت تهوع وتپش قلب داشتم که بهشون گفتم دارو زدن خوب شدم یکم بعد نی نی رو گذاشتن رو صورتم 🥺♥️
بعدشم که بخیه واین‌کارا وخوابم بردمنم رفتم ریکاوری
توی ریکاوری بچه رو اوردن ماما بهش شیر داد منم گیج بودم یکم
بعدم رفتیم اتاق که خب دردام شروع شد مسکن زدن اروم شدم