۷ پاسخ

یا خدااا
حالا که من تصمیم گرفتم به بچم شیر خشک بدم 😭😭🥹🥹

شیرو تازه خریده بودی یا ن 🥲خدا لعنتشون کنه چ بدبختیه

چه شیرخشکی میدی؟

توانایی تولید ی شیر خشک هم ندارن
لامصبا چجوری دلتون میاد روی شیر خشک قمار کنید
حضرت علی اصغر جوابتونو بده
ی طفل معصوم چه گناهی کرده که توی این کشور به دنیا اومده
حالا شماها مادرای آگاهی هستید خدایی نکرده ی مادری ناآگاه باشه بده به بچه اش بخوره میدونی چه عوارض جبران ناپذیری داره
هی میگن بچه بیارید جمعیت کمه
این از وضع شیرخشک اونم از وضع پوشک
یا گرون یا جنس نامرغوب استفاده میکنن
بچه آوردن توی ایران ریسک بزرگیه تا وقتی که این بی ناموسا صدر مجلس نشستن.

ای وایی، به بچه ها هم رحم نمیکنن چند سال پیش همین اتفاق افتاده بود بچه ها مردم کارشون به بیمارستان کشید، باز دارن شیر خشک فاسد وارد میکنن، خدا لعنتشون کنه

منم دیروز توی اینستا دیدم یه خانومی درباره همین شیرخشک فاسد پست گذاشته بود

منم دیروز دیدم یه خانمی تو اینستا فیلم گرفته بودن دقیقا میگفتن شیر خشک انقضا داره ولی فاسده
من دیگه میخوام شیر عادی بدم به پسرم

سوال های مرتبط

مامان لنا مامان لنا ۲ سالگی
سلام خانما از چند سالگی از شیشه شیر جدا کردین؟
من امروز دخترمو اول از شیشه شیر جدا کردم تا فعلا ک خوب پیش اومده شیر پاکتی پرچرب دکتر گفت بهش بدم با نی بخوره یا لیوان. هر موقع شیر میخواد از پاکتیا میدم بهش.
شیشه شیر هاشم جمع کردم بجاش لیوان و نی رنگارنگ گذاشتم ک میره اونجا اونارو میبینه بازی میکنه یا با اونا شیر پاکتی میدم بهش مشغول میشه.
موقع خواب هم عادت داشت شیشه شیرشو بغل کنه امروز رفتم یدونم عروسک کوچولو گرفتم اونو دادم بعل کرد الان خوابید خداروشکر تا فعلا خوب پیش رفته.
دکتر و چند نفر دیگه و گوکل هم نوشته بود ک اول از شیشه شیر و شیر خشک باید جداش کنم بعد یه ماه هم انشاءالله از پستونک جدا میکنم به امید خدا.
دلم یجوری بود ولی باز رفتم گوکل دیدم من دیر جدا کردم از شیر خشک باید از یک سالگی تا ۱۸ ماهگی جداش میکردم دلم آروم گرفت استرس داشتم ک شیر نمیخوره قندش اینا پایبن نیاد (مثل نوزادی) ولی باید غذاشو خوب مقوی کنم و تا دو سالگیشم وقت هست مولتی و آهن بدن بخوره چون نوشته بود ک شیر نمیزاره آهن جذب بشه یه وقت فقط آهن نیاره خدایی نکرده.
مامان تیارا 🧚🏻‍♀️ مامان تیارا 🧚🏻‍♀️ ۲ سالگی
سلام مامانا صبحتون بخیر
ی گزارش بذاریم از روز اول شیر گرفتن
البته قرار امروز شروع کنم ک با تصمیم یهویی از دیروز شروع شد

دیروز تیارا ۹ صبح ک شیر خورد دیگه نخورد تا ۳ بعد از ظهر گفت شیر منم یهویی ب سینه هام ژر زدم نشون دادم گفتم بوف شده دیگه بوستون کرد رفت بازی ی شیشه شیر پاستوریزه دادم بهش خوردن ولی نتونست بخوابه چون فقط با سینه می‌خوابید. ولی اصلا بهانه نگرفت بازی کرد بردمش بیرون اینا تا آخر شب شام کلی ام خوراکی خورده بود
آخر شب ساعت ۱۱ برقا خاموش کردم ولی دیدم داره بهانه میگیره ی نور گذاشتم دیگه باهم کلی بازی کردیم کلی تو بغلم راه بردمش تا ساعت ۱۲ نیم خودش دراز کشید منم آروم دست آوردم پشتش دیدم خوابش برد منم سریع خوابیدم ی دفعه ساعت ۳ نیم شب دقیقا موقعی ک همیشه بیدار میشد برا شیر با گریه شدید بیدار شد با شوهرم شروع کردیم باهاش بازی گریه اش ک آروم شد ۵ دقیقه ام بیشتر گریه نکرد دوباره من تو بغلم راه بردمش دیدم گفت بزارم زمین یعنی ساعت ۴ بود بازم گذاشتمش سر جاش دست آوردم ب پشتش خوابش بر تا ۸ بیدار شد گرسنه بود بهش گفتم هم بیارم بخوری دیدم داره کمی بهانه میگیره شوهرم گفت بپوشون ببرمش در مغازه بهش صبونه ام میدم فعلا ک رفته حالا تا ببینم بقیش خدا چی میخواد

من اصلا دوست نداشتم یهویی بگیرمش ولی هرچی شیرش کمتر میکردم بیشتر وابسته میشد شیر میخواست حالا از دیروز ک بهانه هاش سر جمه نیست ساعتم نشدن ان شاءالله ک امروز یادش بره
شماهم برامون دعا کنید راحت باشه برا دخترم