خواهرم اینقدر قسم قرآن نخور میدونیم که دروغ نمیگی
باهاش صحبت کن بگو که قرار نیست همراه بابات بری چند روز اذیت می کنه دیگه خوب میشه
بنظر منم سفت وایسا
نزار بره
محکم بگیر وایسا
بابا بره پشتشد درو قفل کن. این از الان بخواد هی بره بعدا نمیتونی جلوی هیچیشو بگیری
گریه که کرد برو تلویزیونو روشن کن با صدای بلند بزار شبکه پویا یا جم. خودتم بشین با ذوق نگا کن
بگو وای اینو
اصنم بهش محل نده. خودش میاد
یا براش برچسب ستاره بگیر. هر وقت کع حرفتو گوش کرد یدونه بچسبون تو دفترش. بگو ستاره ها زیاد شد میبرمت یه روز مغازه
به نظرم به گریه هاش اعتنا نکنین بزار پدر بره و پسرتون گریه بکنه و خونه رو بذاره روی سرش بالاخره ساکت میشه و یکهفته ای جواب میده و عادت میکنه که نره و به ازای نرفتنش جایزه براش بخرید پارک ببرید و....
والا پسر منم اینجوری بود ولی باهاش حرف زدم بیشتر باهاش صمیمی شدم دیگه دنبال باش نمیره
برا منم اینجوره نه باصحبت درست میشه نه میتونستم کاری کنم اوناییم میگن از گریه هاش میترسی ترس نیس من میدونم چی میکشی دیگه اعصابت یاری نمیکنه من بهش گفتم باهاش برو چون از گرما بدش میاد گفتم برو هوااینقد گرم میسوزی بعد آروم میشد گاهی هم میبردم بالکن آب بازی یا سرگرمش میکردم شوهرم یه جوری رد میشد کاهی خودمم باهاش گریه میکردم الان کمی بهتره ولی فقط میدونم من درک میکنم
وا بنظر دیگع خیلی منعطف بودین جلوش، یعنی چه، در خونه رو قفل کن و تمام،چند روز گریه مبکنه میفهمه حرف حرفه خودش نیس.چرا تا الان ادامه دادین
مغازه چی میره
دسشویی
ببیینه
دستش
روانی
اونقده با حرص ننوشتم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.