۵ پاسخ

چقد دلم تنگ شد برا اونموقع های پسرم ک منم کابینتامو با کش میبستم
یادش بخیر
کاش همیشه کوچیک میموندن

بچه این سنی دیگه باید با حرف بفهمه خواهر
جدی باهاش صحبت کن،حتی یه مدت رفتن به اشپزخونه رو ممنوع کن ،یا قانون و تنبیه بزار(حذف کارای مورد علاقش)

من همون کوچیکی دستگیره هارو کندم ولی با یه نگاه وقتی باز میکردم فهمید چکار کنه🤦
منم دیگه گفتم ولش

پسر من فقط میره سر کشو آشپزخونه کفگیر میاره باهاش منو بزنه خیلی لذت میبره از این کارش

پسر من کلا روی اپن زندگی میکنه😕😕

سوال های مرتبط

مامان ریحانه جانم❤️ مامان ریحانه جانم❤️ ۴ سالگی
این بد غذایی دخترم منو دیوونه کرده
بیرون گیر میده بستنی میخوام ولی نمیتونه ی بستنی رو کامل بخوره؛ انقدر لفتش میده ک همه ش آب میشه
توی خونه هم میگه آبمیوه میخوام
شربت میخوام ولی تا شب طول میکشه ی نصف لیوان رو بخوره آخری هم میریزش روی فرش
ی چیزی میخواد بخوره هفت نسل جد منو میاره جلو چشمم
سه هفته پیش پاستیل خریده همچنان روی کابینت
حالا هیچ کدوم برام اهمیت نداره فقط این مایعات ریختنش دیوونه م کرده از بس هر روز میریزه روی فرش
جایی هم مهمونی میریم من هی استرس دارم چون میدونم صد درصد میریزه
ی سره هم برمیداره
هفته پیش رفتم روضه ی بار شربت برداشت من استرس گرفتم تا ته بهش دادم
دوباره رفت اونور گرفت طبق معمول گذاشت روی فرش کنار خودش ک بعد ی ثانیه بریزش منم برداشتم خودم خوردمش
دوباره رفت برداره گفتم نه
بهش دادن
بعد دو ثانیه ریختش روی چادرم
امروز هم دو بار آبمیوه ریخت روی فرش
نمیدونم چرا اینجوریه
یعنی ی لیوان مایعات ده متر اونور تر از این بشر باشه قطعا دخترم رد بشه اون ریخته
آخر شب عصبی شدم سرش
ولی فایده نداره دوباره از فردا این ریختن ها شروع میشه
مامان آقا علی‌اکبر مامان آقا علی‌اکبر ۳ سالگی