۱۲ پاسخ

تنها نیستی پسر منم اینجوره

من ک ازوقتی پسرم دنیا اومده اصلا فیلم ندیدم ازهرفیلمی شایدفقط ۱۰ دقیقشو دیدم نمیذاره 🤕

پسرمن نمیذاره من یه فیلم ببینم میگه بزن شبکه که کارتون هست نگاه کنم نگاه نکنم بمونه🫠

من دیروز میخواستم رانندگی کنم .اینقد لج کرد .آخرش رو پام نشوندمش

من قبل بچه سرگرمیم فیلم دیدن بود بعد بچه اصلا نتونستم یه دونه فیلم ببینم ..کلا نمیزاره منم بیخیال شدم دیگه

من الان ۳سال ودوماهه حتی نتونستم جلو ماشین بشینم همش دوتاشون میان روپاهام

تنها نیستی عزیزم

پسرمنم اینجوری میکنه بعدمیره تلویزیون رو میبنده میگه شارژش تموم میشه

دیگه اگه یه فیلم نتونیم نگاه کنیم ک نمیشه زندگی😐

من ۳ تا پسر دارم یه ۷ ساله و ۴ ساله و ۶ ماهه موقع فیلم پسرام تو اتاق بازی میکنن یا گوشی سرگرمن کارتون میبینن دیگه میدونن موقع فیلمه نباید اذیتم کنن🤣۶ ماهه هم سرگرمش میکنم یا خوابه تا فیلمم تموم بشه اگ نتونم ببینم تکرارش رو نگاه میکنم

خدایی انتظار داری خودت بشینی زل بزنی به تی وی و دخترت بره تنها بازی کنه!؟

تنها نیستی دختر ما الان چند ماهه تلویزیون نمیتونیم ببینیم و ندیدیم

سوال های مرتبط

مامان محمدرضا مامان محمدرضا ۳ سالگی
سلام خانم حالتون خوبه خیلی دلم گرفته خواستم یکم باهاتون حرف بزنم پسر من از یک سال پیش که دو سال و خورده‌ایش بود دچار لکنت شد نمی‌دونم لکنته یا گیر کردنه یا چیه هرکس یه چیزی میگه پسر من ماشالا خیلی زود به حرف اومد وقتی که یه سالش بود قشنگ می‌گفت عمه اده آب یا اردبیل قشنگ اینا رو می‌گفت بعدش قشنگ دیگه راحت روون حرف می‌زد از دو سال و نیمگیش گیر کرد رو حرف آ پاییز و زمستون خیلی خوبه اصلاً هیچ مشکلی نداره هوا که گرم میشه این افتضاح میشه حرف زدنش دو سه جلسه بردم یه گفتار درمانی برگشت گفت که باید پسرت بیاری اینجا ماساژ بهش بدیم گفت تو باید بمونی بیرون پسرت با ما تنها تو اتاق بمونه بعد گریه بکنه جیغ بزنه صدات کنه نباید محل بدی اینا رو که گفت حقیقتاً من ترسیدم از گفتار درمانی نبردم دیگه ادامه ندادم یه مدتم شربت امگا ۳ ایرانیشو گرفتم اونی که شکل ماهی روش داره ولی خب باز هیچ تغییری نکرد یه سریا میگن چیزی نیست خوب میشه ولی من خیلی می‌ترسم میگم رو سرش نمونه بزرگم بشه اینجوری حرف بزنه تو خونه با من یا شوهرم که می‌خواد حرف بزنه خیلی کمتره یعنی از ۱۰۰ شاید مثلاً دو تا کلمه سه تا کلمه رو بد بگه ولی امروز تو روضه بودیم همه خانوما جمع بودن داشتن مثلاً با پسرم حرف می‌زدن هی حرفا رو می‌کشید همه می‌گفتن چرا اینجوری حرف می‌زنی چرا اینجوری حرف می‌زنه یکی دو بارم پیش دعانویس بردیم هر کدوم یه چیز چرت و پرتی گفتن که اونم اصلاً اثری نداشت چیکار باید بکنم خودش خوب میشه خود به خود؟