۸ پاسخ

بنظرم نباید به بچه بگی پول نداریم اینطوری فکر می‌کنه هیچوقت نمیتونه بهش دست پیدا کنه
مثلاً بگو سعی میکنم دفعه بعدی بگیرم
بعدشم دوتا دونه زردآلو چقدر میشد مگه ؟ به فروشنده میگفتی بچه دلش خواست دوتا دونه می‌خوام
هیچوقت تحت هیچ شرایطی به بچه حس ناامیدی نده تا آخر عمر همراهش میمونه

نباید بهش میگفتی پول ندارم تو روحیش تاثیر میزاره بعدا میوه های فصل چون تازست گرون تره چند تا دونه برمیداشتی براش

اشتباهت این بود که گفتی پول ندارم حتی اگه پول نداری نباید به بچه بگی به جاش بگو مامان اینا سفتن الان فصلش نیست

حالا من نمیدونم شرایطت چجوری بود ولی می‌تونستی یکم از خرید خودت کم کنی در حد چند تا دونه از خواسته‌هاش بگیری

ناراحت نشوها،ولی مقصرخودتی که بچه رو بردی میوه فروشی
بچس دلش میخواد

از نظر من بهترین کار این بود که خرید خودتون رو تغییری ندید که بتونید برای بچه چیزی که می‌خواد رو فراهم کنید چون اینجوری همیشه توقع داره که بقیه از خواسته‌هاشون دست بردارن به خاطر اینکه خودش به خواسته‌اش برسه مثلا می‌تونستید براش زمان مشخص کنید و به بچه بگید پس فردا که اومدیم برای خرید برای شما هم زردآلو می‌خریم..
و بابت اینکه زردآلو برداشته دعواش نمی‌کردم که حساس بشه خیلی خونسرد بهش می‌گفتم مامان ما نمی‌تونیم خودمون بدون اجازه زردآلو برداریم و به مغازه دارم می‌گفتم آقای فروشنده ما اشتباهی زردآلو برداشتیم
نگران این هم نباشید که بچه خصلت دور از جون دزدی رو بگیره چون بچه حس مالکیت داره و فکر می‌کنه که هر چیزی که دوست داره رو می‌تونه به دست بیاره اما ما می‌تونیم بی‌خیال و خونسرد وانمود کنیم که اشتباهی برداشتیم

ببین باید منطقی باهاش صحبت میکردی من پسرم چند هفته پیش گیلاس دیدیم خیلی ریز بودن و میدونستم که تلخن
گفت بخر مامانم گفتم الان هنوز خوشمزه نشدن دیشب دید تو یه مغازه گرون قیمت تو محلمون، کیلویی ۴۸۰ تومن میگفت بهش گفتم اینجا خیلی قیمتش عجیبه برات یه کوچولو میخرم بخور بعد فردا میریم خرید کلی با بابا برات میخرم همیشه همینطور قانعش میکنم، هر وقت بگی پول ندارم یه استرس ناخودآگاه براش همیشه وجود داره

ب یارو میگفتی تو خیلی دانایی تو مسئله ای ک ب شما مربوط نیست دخالت نمیکردی
پول همون یدونه رو میدادی و می اومدی

سوال های مرتبط

مامان وانیا💖 مامان وانیا💖 ۱۱ ماهگی
مامان فسقلی🩷 مامان فسقلی🩷 ۱۱ ماهگی
مامان رادمان مامان رادمان ۱۱ ماهگی
مامان 𝒎𝒆𝒉𝒓𝒂𝒅👶 مامان 𝒎𝒆𝒉𝒓𝒂𝒅👶 ۴ ماهگی
ینی یه چیزی دیدم پراااام ریخت بخدااا
ما چطوری بچه هامونو بزرگ میکنیم بقیه چطور بزرگ میکنن
نمیدونم شایدم ما داریم راهو اشتباه میریم ولی من واقعا نمیتونم مثل اونا بچه بزرگ کنم .
بچه همسایمون یه هفته از مهراد کوچیکتره .الان مهرادو یدیقه گذاشتم پیش دخترم رفتم سرکوچه مغازه دیدم یکی صندلی گذاشته بیرون جلو در مغازه نشسته بچه هم دستشه رفتم جلو دیدم همسایمونه بچشم دستشه یه پتو دورپیچ همینطوری الکی دور بچه پیچیده تو این هوا جلو در مغازه نشسته 😐😐😐ینی بقران یه جوری سرده بیرون ک من تا سرکوچه رفتم سگ لرزه میزدم نیشابوریا میدونن الان هوا چطوره دیگ 🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️میگم پاشو برو خونه بچه یخ میزنه میخنده میگه این عادت داره 😐😐😐اصن دنیا به کتفشههه بخدا .من سزارین بودم اون طبیعی ۴۲ هفته بود می‌گفتیم برو بستری شو خطرناکه بچه مدفوع میکنه فلان میگفت هرکی وقتش بشه میاد دیگه بزور ک نمیشه بکشیمش بیرون هر هر میخندید😐😐😐میگفت من بچه اولمم انقد واستادم تا مهمونی بودم دردم گرف اونم همون ۴۲ هفته بودم هیچی هم نخریده بودم براش لباسا نوزادیای بچه خواهر شوهرمو برداشتم از همونجا رفتیم بیمارستان 😐😐وقتیم دنیا اومد کل بدنش کبود بود گفتم این چرا اینطوریه گفتن از بس تو شکم مونده پوستش اینطوری شده 😐😐😐مگه میشه آدم انقد بیخیال باشه اخه