۲۵ پاسخ

این عکس هم هست، عاشقشم 😍

تصویر

شما میدین.چجوری میدین

مغزیجات چیا میدین؟؟؟؟

باشه مرسی

پنکیک و مافین چجوری درس کنم....ماکارونی زود نیس یا میتونم بدم

عزیز دلم خدا حفطش کنه

من ک به پسرم به روش blwنمیدم ولی کاملا جویدن و بلده

سلام مامان رایان شما پسرتون رو برای هفت ماهگی بهداشت بردین قد و وزن چقدر بود چون تقریبا با دختر من هم سن هست

عزیزممم😍

من به روش blw غذا شرو‌ع نکردم ولی پسر منم از اول حتی وقتی دندون نداشت همچی رو قشنگ میجوه الان دیگه یاد گرفته خودش غذاشو میخوره با دست البته

ای جان

عزیزم همیشه رو پاشنه پا هست یا رو پنجه ها

من به این روش غذا نمیدم
ولی پسرم عاااشق مو های روی زمینه😵‍💫🥴
و عاشق دستمال کاغذی
هر جا باشه پیدا میکنه میجوعه

من اصلن ازین روش استفاده نمیکنم خودم بهش غذا میدم ولی با این حال میجوعه غذاشو کامل بعد قورت میده☺❤

گلم پسرت خودش بلند میشه از جاش ؟
دختر من فقط غلت میزنه کار دیگه ایی
نمیکنه

منم دوست دارم این مدل غذا خوردن و اما متاسفانه هرچی میدم یا درسته قورت میده یا سرفش میگیره میپره گلوش

کار سورانم همینه 😂😂😂

واقعا، یکی از بهترین مزیت های blw👌🏻

ای جونمم🥹
مردم براش😂❤

چه خوووب به روش blwمیدی...چیا میدی بهش....من دودوزه دارم کتلت میدم خیلیی استقبال شد میخواستم بدونم شما چیا میدین

عزیزممم نقلی جون 🍒💕

ای جوونم😍😍
فسقلی دلم رفت برات🥰🤩
خدا حفظش کنه

😂😍هزار ماشاءالله بهش

عه پسر منم از این لباس داره🫠❤️

روش چیچی😂

سوال های مرتبط

مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۱ سالگی
قصه امشب 👼🌛
روزی روزگاری نی‌نی کوچولو بود که توی یه گهواره‌ی نرم و گرم دراز کشیده بود. اسمش بود ستاره. ستاره چشم‌های کنجکاوش رو باز و بسته می‌کرد و به سقف بالای سرش نگاه می‌کرد.
مامان ستاره با یه لبخند مهربون اومد کنار گهواره‌ش. یه لالایی آروم خوند: “بخواب ستاره‌ی کوچولوی من، بخواب، بخواب…”
وقتی مامان لالایی می‌خوند، یه نور ملایم از پنجره می‌تابید و روی صورت ستاره می‌افتاد. ستاره انگار که می‌خواست بخنده، یه لبخند کوچولو زد.
یهو یه فرشته‌ی کوچولو از توی آسمون اومد پایین و کنار گهواره‌ی ستاره نشست. فرشته بال‌های نقره‌ای داشت و یه چوب جادویی کوچولو توی دستش بود. چوب جادویی رو آروم تکون داد و یه عالمه ستاره‌ی ریز و درخشان دور گهواره‌ی ستاره شروع به رقصیدن کردن. ستاره با چشم‌های گرد شده نگاهشون می‌کرد.
فرشته یه نفس عمیق کشید و یه بوی خوش گل یاس توی اتاق پیچید. بعد آروم روی پیشونی ستاره رو بوسید و گفت: “ستاره‌ی قشنگ من، حالا وقت خوابه.”
ستاره کم‌کم پلک‌هاش سنگین شد. صدای لالایی مامانش و رقص ستاره‌های نقره‌ای فرشته، اون رو به سرزمین رویاها برد. توی خواب، ستاره می‌تونست با فرشته‌های مهربون بازی کنه و توی آسمون پرواز کنه.
شب بخیر ستاره‌ی کوچولو… بخواب… بخواب… 🌙