۵ پاسخ

میخاد حرف بزنه نمیتونه خودشو میزنه

پسر منم جیغ میزنه 😂

نه نرمال نیس یه چیزی اذیتش میکنه احساس میکنه میخوان جلوشو بگیرن

پسرم منم این شکلیه فک کردم فقط خودش اینجوریه

دختر من اینجوریه 😂به نظرم طبیعیه
چون سنشون هیچیو مشخص نمیکنه

سوال های مرتبط

مامان رُزا🦋 مامان رُزا🦋 ۲ سالگی
سللم خانوما ازتون یه مشورت میخواستم یه بچه هست در اقوام شوهرم که نزدیکه زیاد رفت آمد داریم مثلا هفته چهار پنج روز می‌بینیم هم دیگ رو منم با مامان این آقا پسر صمیمی هستم رزا هم خیلی دوسش داره اونم خیلی رزا رو دوست داره مامانش میگه هی میگه منو ببر پیش رزا دو ماهی هم از رزا بزرگتره هر وقت میاد خونمون یا میریم خونشون نمیزاره رزا به اسباب بازیا دست بزنه یا سریع ازش میگیره رزا رو هل میده بهش لگد میزنه من این موقع ها میرم دخترم میارم این ور تا حالا هیچی هم به اون نگفتم مامانم خیلی دعواش میکنه باهاش حرف میزنه ولی بازم کارشو تکرار میکنه با این که اقوام خیلی نزدیک همسرم هستش همسرم میگه بریم خونه بنظرتون اینکه چیزی به اون نمیگم (نکه دعواش کنم)دخترم ضربه ببینه که ازش حمایت نمیکنم کلا نمیدونم چطوری رفتار کنم تو این موقع ها(نگید قطع رابطه که چون نمیشه)دختر من خیلی آرومه مثلا اسباب بازی رو ازش میگیره سعی نمیکنه ازش پس بگیره میره یه چیز دیگه ور میداره که باز آقا پسر میاد ازش میگیره شما براتون پیش بیاد چطوری رفتار میکنید؟؟؟
مامان nafas مامان nafas ۱ سالگی
سلام خانما من مدتیه شدیدا حساس و عصبی شدم با شوهرم خیلی به مشکل میخوریم البته حس میکنم حق با منه دخترم بهانه میگیره ازش گوشیشو میخواد اونم دلش نمیاد نه بهش بگه ، در نتیجه وقتی میخوایم از دخترم گوشی بگیریم چنان اشک میریزه من عصبی میشم و دعوا راه میفته در صورتی که از قبل از بچه دار شدن به شوهرم خط قرمزام در مورد بچه گفته بودم یکیش همین گوشی بود و دعوا جلو بچه که متاسفانه هردوش اتفاق افتاد خلاصه که چندروزیه دنبال اینم یه مشاوره خوب پیدا کنم شاید مشکل از من باشه نمیدونم حدودا ۴ ماهی میشه که واقعا مثل قبل نیست رابطمون چه از نظر احساسی چه از نظر جنسی و ... مخصوصا این ۱ ماه اخیر کلا ۱-۲ بار رابطه بوده فقط ، همشم حس میکنم بابت همین گوشی دادن دست دخترم و عصبی شدن من هست وگرنه هیچ مشکل دیگه ای این وسط نیست ، و من از نظر جنسی حس میکنم تو این ۱ ماه خیلی سرد شدم حالا سوالم اینه کسایی که دارویی خوردن برای نیاز جنسی و واقعا جواب داده معرفی کنن ، و تو شیراز مشاوره خوب اگه میشناسید معرفی کنید ممنون
مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته هشتم بارداری
ادامه تاپیک مدیریت احساس خشم
خب حالا ما میایم محرک هارو پیدا می‌کنیم محرک ها برای اینه که نداریم بچه عصبانی بشه نه اینکه به بچم همش بگم باشه هرچی تو بگی و همه چیز رو بهش بدم که عصبانی نشه نه
محرک ها مثل همین ها که گفته شد
ما به محرک ها توجه میکنیم و توجه نمی‌کنیم
حالا به محرک ها توجه نمی‌کنیم مثلا یک نفر هست خیلی من رو ناراحت میکنه میتونیم کمتر ببینیمش یا اینکه اگر دیدیمش خودمون رو با یه چیزی سرگرم کنیم و اگر چیزی هم گفت میریم سراغ بحث تعبیر و تفسیر که گفته شد بهتون
برای اینکه اون خشم سنگینه نیاد
باورهای غلط بنیادین :
این باور های غلط هست که صبح تا شب داره مارو عصبانی میکنه
(جهان طبق انتظار من باشد )بچه من نباید اصلا کار بدی انجام بده
چنین چیزی در جهان وجود نداره که همه چیز طبق خواسته ما پیش برود و همه چیز قابل پیش بینی باشد و فقط خوبی اتفاق بیافتد جهان به این شکل نیست
من اگر مامان خوبی بودم بچم الان فحش نمی‌داد
یا اگر مامان خوبی بودم بچم راحت‌تر ازم جدا میشد
اگر فلان مشکل رو داره ممکنه مثل عموش بشه
بچه یه سری جاها تحرک زیاد داره ولی بجاش همون اول میگن این مشکل رو داره پس مثل اون میشه بعد حالتون بد میشه میگید حالا من چیکار کنم بعد از استرس زیاد رفتارتون کلا با بچه اشتباه میشه
دیگران نگاهم میکنن حتما بچه آن ها خوب هست و بچه من بد
مثلا بچه شما گریه می‌کند
هر بچه ای یه سری مسائل رو داره و شما مسائل کامل اون بچه رو نمیبینید
اون هم یک انسانه و ما باید روی مسائل بچه خودمون تمرکز کنیم که حلش کنیم و نمیشه بگی بچه کلا نباید مشکل داشته باشه چنین چیزی نیست