واقعا بعضی ها چقدر ...!نمی‌دونم چی بگم
دیشب رفتیم پیتزا بخوریم .پسرم پیش من بود .دستش تو دستم بود .رفتم پیتزا سفارش بدم .یکم رفتیم اونور تر .رو صندلی یه مرد نشسته بود .پسرم هم پیشم بود ولی دستمو ول کرده بود .مرده به پسرم گفت چه پسر خوشگلی بیا گوشیمو بگیر .پسرم هم کنجکاو شد .یهو رفت سمتش .رفتم پسرمو بگیرم که بیارمش این طرف .همون موقع دست پسرمو گرفت گفت حالا که اومدی گوشیمو گرفتی یه بوست کنم .صورتشو گرفت تو دست که صورتشو ببوسه ( با اون همه ریش 😐)گفتم نه ممنون صورتشو نبوسید.اصلا هنگ کردم

واقعا جامعه خراب شده .حالا نمیگم مرد بدی بود یا نه ! ولی آدم که از قصد و منظور بقیه خبری نداره! اصلا یه لحظه هم نمیشه چشم از بچه برداشت .گفتم که حواستون به بچه هاتون باشه که کسی یه لحظه هم حتی نگاه بد بهشون نکنه چه برسه چیز دیگه
و اینکه اصلا نذارید غریبه بچتونو ببوسه .به غیر از بحث بهداشتی که معلوم نیست چه مریضی داشته باشن .به حریم بچتون احترام بذارید که خودشون هم بعدا یاد بگیرن 😍🤍

۸ پاسخ

موافقم

من دیشب تو ماشین منتظر شوهرم بودم شیشه ماشین پاین بود من حواسم نبود یه خانومی از اون بر اومد به روبه دخترم گفت جونه چه نازه بخورمش من خواست بوسش کنه دخترم ترسید خودشو انداخت تو بغلم خیلی بدم اومد

من که شاید بالای بیست بار شده هر جا میریم هی میخوان لپ بچه رو بکشن یا بوس کنن یا بغل کنن من که خودم میگم نه لطفا دست نزنید شوهرم که عصبی میکوبه رو دستشون 🤣 والا خب اخه بعد از کرونا دیگ مردم باید بفهمن دست به بچه کوچیک نزنن اه. تاحالا چند بار هم از دستمون ناراحت شدن ولی به شخمم🤪

کاملا موافقم وای من اینقد میترسم فوبیای دزدی بچه ام رو دارم
رفته بودم بیرون دخترم بغلم بود کیفم ک بزرگ گل هم دستم بود
یه خانومی اومد گفت بچه ات رو بد بغل گرفتی گردنش اذیت میشه به زور از تو بغلم گرفتش ک یادم بده چجوری بغلش کنم خیلی اعصابم خورد شد همش ترسیدم ک نکنه بدزدش چون جای خلوتی بودم یا اینکه گردن بچه ام چیزیش بشه
کاش یاد بگیرن مردم من خودم ک اصلا نه بچه رو بی اجازه بغل میکنم ن حتی بوس بچه فامیل رو ها غریبه ک هیچ

خوشم اومد که رک گفتی نبوسه
منم اجازه نمیدم
قبل از یکسالگی دخترم بود یه بار یه مرد خیلی چندش که احتمال دادم معتاد باشه تو بازار خواست دستشو ببره تو کالسکه به صورت دخترم دست بزنه یا ناز کنه یا هر چی
داد زدم که نکن
اونم تا چند دقیقه همش حرفای نامربوط بهم زد
واقعا بعضیا اصلا شعور ندارن

انقدر بدم میاد میان بوس میکنن

چه گاوی بوده میزدی تو دهنش مردک

چه بیشعورن بعضیا

سوال های مرتبط

مامان ماتیار مامان ماتیار ۱ سالگی
امروز ماتیار رو بردم پارک معمولا یا میریم خونه بازی یا پارک های خلوت امروز چون جمعه بود پارک هم خیلی شلوغ بود یه سری ماشین شارژی توی پارک بود که هرکدام کنترلشون دست یه آقا بود ماتیار اومد کنار یکی از ماشین ها دست بزنه به فرمونش یهو ماشین شروع به حرکت کرد و ماتیار با ماشین کشیده شد من فکر کردم دکمه های روی فرمون باعث این حرکت شده و تا بیام ماتیار رو بگیرم که دستش از روی فرمون برداشته بشه که بچم با چونه خورد زمین و یکم چونش زخم شد درحد خراشیدگی ولی خیلی گریه کرد ولی بعدش دیدم اون آقایی که کنترل این ماشین دستش بوده ماشین رو حرکت داده که بچه به ماشین دست نزنه بعد اینقدر درگیر آروم کردن ماتیار شدم که دیگه نرفتم به اون آقا تذکر بدم الان خیلی ناراحتم که چرا به اون آقا حرفی نزدم و اینکه گفتم به شما هم بگم تو پارک بیشتر مراقب بچه ها باشید حتی یه آدم می‌تونه سنش زیاد باشه ولی عقلش کم باشه و باعث آسیب به بچه بشه خدا رحم کرد که خیلی آسیب ندید بچم و اینکه پیشش بودم ولی واقعا اون آدم بویی از انسانیت نبرده که حتی پیش خودش نگفته این بچس خیلی کوچیکه بتونه تو حرکت ماشین تعادلشو حفظ کنه که کلامی تذکر بده . ماتیار خودش ماشین داره و اصلا قصد سوار شدن به ماشین نداشت فقط چون رنگش جدید بود براش میخواست بهش دست بزنه همین . واقعا هنوز هم بهش فکر کنم ناراحت میشم که چقدر انسانیت از بین رفته و دنیا بی رحم شده که حتی یه بچه یک سال و نیمه هم داره از بعضی افراد آسیب می‌بینه
مامان عطرین و آریا🩷🩵 مامان عطرین و آریا🩷🩵 ۱۲ ماهگی
شبی به مدت یکساعت و نیم بچه هارو گزاشتم پیش پدرشون رفتم بیرون کار داشتم،، وقتی برگشتم کلید انداختم دیدم فقط صدای گریه میاد ،همسرم داره شیر واسه اریا درست میکنه و عطرین هم پایین پاش هی میگفت بابا اب بابا اب و شوهرم دست وپاش گم کرده بود نمیدونست به عطرین اب بده که هی صداش نکنه یا شیر بده به اریا که گریه نکنه..
من قبل رفتن ابگوشت درست کرده بودم گزاشته بودم وقتی اومدم عطرین گرسنه بود شوهرم حتی وقت نکرده بود که یه لقمه غذا بده،، نه که بگم پدرشون کم کاری کرده بودها ..واقعا تمام سعیش کرده بود ولی نتونسته بود ازپسش بربیاد
من شبی واقعا به خودمون مادرا افتخار کردم بهش گفتم حالا فکر کن من باید اول دوتاشون اروم کنم غذا بزارم، با بچها بازی کنم، سرگرمشون کنم ،ظرف بشورم خونه رو هم جمع کنم و....
وقتی اومدم داخل خونه عطرین بچم بقدری خوشحال شده بود که تا بیاد برسه بغلم دوبار افتاد زمین
خلاصه که خسته نباشیم هممون
درموردعکس هم بگم
اینارو هم واسه عطرین گرفتم یه هوش چین و کتاب دالی چی و ملت عشق واسه خودم🤣
مامان جوجه باباش 👼🏻 مامان جوجه باباش 👼🏻 ۱ سالگی
دیروز میخواستم برم بهداشت واکسن پسرمو بزنن
قبلا گفته بودن فقط یکشنبه ها و سشنبه ها میزنیم
من دیروز از ساعت ۸صبح زنگ زدم به اینا جواب ندادن تااا ۱۱ ظهر
۱۱شوهرم زنگ زد گفت جواب ندادن؟ گفتم نه بیا بریم خودمون... اون بنده خدا هم سرکار بود کارشو سپرد به یکی یه ساعت و اومد... رفتیم اونجا دیدم همشون نشستن تو یه اتاق...
گفتم اومدیم برا واکسن
گفتن دیر اومدی مهلتش تا ۱۱ عه
چرا زنگ نزدی
منو میگی عصبانی شدممممم (هیچوقت عصبانیتمو نشون نمیدم خجالتیم اکثر وقتا)
ولی جوش اوردم گوشیمو در اوردم نشون خانومه دادم گفتم ببین اخه از صبح چقدددد زنگ زدم
مگه اینجا تلفن نداره؟
یعنی یه نفرتون نمیتونه تلفن جواب بده؟
خوبه هیچکس نیست اینجا که بگم سرتون شلوغه
تو هر اتاقتونم ۱۰ تا بهیاره
یکی بیکار نیست؟
خانمه برگاش ریخت شوهرمم که این روی منو ندیده بود ذوق کرده بود 😂💪
خانمه گفت اخه واکسنامون تموم شده ولی یک لحظه بهم وقت بدین نگاه کنم ببینم اگه بود چشم
سریع پرید پا یخچال گفت عهههه شانستون یه دوز دیگش مونده
واکسن دستشو خوراکی رو داریم ولی واکسن پاش نیست کلا برا هیچکس فعلا... یک ماه دیگه اونو پیگیری کنین
گفتم همینا که هست رو بیارین بزنین یک ماه دیگه میام برا واکسن پا
تلفن که اصلا دکوریه خودم میام
خلاصه خداروشکر دستو زدیم موند پا🥲😁😌






پوشک بچه شیر شیرخشک فرزندپروری گهواره