۵ پاسخ

بهش بگو آجی شوخی کرده
تاریکی ترس نداره

سایه بازی کن باهاش

بازی های تاریکی انجام بده از سرش میوفته

چراه خواب روشن کن بگو ببین دیگه تاریک نیست دیگه نترس

دقیقا همینه الان تقریبا یه مدته بابای السا نمیزاره بره خونه دوستش اونا دوتا پسر دارن تقریبا هم سن سال هستند نزدیک همیم گاهی السا میرفت یه ساعت تو حیاط اونا بازی میکردن دیدیم رفتاراش داره تغییر میکنه دگ اجازه نمیده بره

سوال های مرتبط

مامان 𝑒𝓁𝑒𝓃𝒶𐙚🧸 مامان 𝑒𝓁𝑒𝓃𝒶𐙚🧸 ۴ سالگی