۵ پاسخ

چقدر از این بچ های بی مزه بدم میاد

اهمیت نده

اره خواهرزاده منم اینجوریه ب دختر منم همینو میگه

یکی از آشناهای دورمون بچه اش ۷سالشه.گندم ک دید گفت ازت خوشم نمیاد دلم نمیخواد دوستت باشم.لحنش بد بود.مامانشم خوشش اومد.منم گتدمو ازش فاصله دادم‌.دیگم وقتی اون جایی است نرفتم تا برخوردی نداشته باشیم.چون گندم بچه اجتماعیه و با دیدن این برخورد اون روز ناراحت شد بود

بخاطر سنش بیشتر بچه‌ها اینطورین تواین سن

سوال های مرتبط

مامان پسرم مامان پسرم ۳ سالگی
مامانایی که بچه هاشون مهد میرن یه سوال دارم، پسرم یک هفته هست میره مهد، یه مشکلی که دارم دیدم وسیله هارو از دست بچه ها میکشه یا وسیله هارو بدون اجازه برمیداره(منظورم وسیله های خود مهد هست اسباب بازی مثل لگو و حلقه برای بازی بچه‌ها گذاشتن)، بعد مربی به بچم میگه که نباید بگیری و بهش پس بده، پسرم با ناراحتی پس میده ولی وقتی یکی وسیله از دست پسرم میگیره هیچی نمیگه تا جایی که پسرم به گریه میوفته، من یه وسیله پیدا کردم دادم دستش گفتم بیا فقط با این بازی کن دو دیقه بعد با گریه اومد بیرون گفت از دستم گرفتن بعد مربیش اومد بیرون میگه خودش از دست بچه ها میکشه اونا هم پس میگیرن بچت ناراحت میشه، میگم. من خودم وسیله دستش دادم الانم اونو ازش گرفتن،میگه ای وای نمیدونستم وسیله مال خودش بود، حالا نمیدونم چیکار کنم؟ بچمو ببرم اینجا کلا خیلی هم میگم وسیله از کسی نگیر و مراقب وسیله خودت باش ولی وقتی وسیله خودشو ازش میگیرن دیگه پسر منم پیش خودش میگه پس منم باید به زور بگیرم
به نظرتون درست میشه؟
مامان شهریار مامان شهریار ۴ سالگی
سلام تا حالا شده کسی به خودتون و بچه‌تون حس منفی بده؟ به طوری که شب تا صبح خوابتون نبره؟!
من مادرشوهرم و جاریم اینجورین. مادر شوهرم مدام بچه منو با بچه جاریم مقایسه می‌کنه در صورتی که بچه من چهارسالشه بچه اون می‌ره کلاس پنجم همه‌اش میگی بچه جاریم اندازه بچه تو که بود فلان کارو می‌کرد فلان بازی رو می‌کرد کاردستی درست می‌کرد. بچه تو هیچی بلد نیست در حالی که بچه جاری من فوق‌العاده بی‌ادبه هنوز بلد نیست سلام کنه سر بزرگتر داد می‌زنه به شدت حسوده ولی هیشکی جرات نداره چیزی بهش بگه جاریم هم هر وقت بچه منو می‌بینه بهش خیره میشه میگه این چشه؟ چرا اینجوریه؟ در صورتی که بچه من عادیه و هیچ مشکلی ندارم
به شوهرم میگم اینا اینجوری به من می‌گن تازه یه چیزی هم بدهکار میشم اینقدر باهام دعوا می‌کنه که تو خودت مریضی و مشکل داری و تا یه مدت منتظر می‌مونه من یه اشتباهی کنم مثلا غذام بسوزه بهم میگه به جای اینکه بگی فلانی اینو بهم گفت آشپزی یاد بگیر.
خسته شدم خیلی تنهام هیشکی نیست باهاش دردودل کنم😔