سلام عزیزان دلم گرفته و جایی نداشتم درد و دل کنم پس اینجا میگم که حداقل یه کم ذهنم آروم شه و دلم خالی.داشتم فک میکنم چقد خانومایی که خانواده هاشون همه جوره حمایتشون میکنه حس خوبیرو میتونن الان تجربه کنن مثلا کسایی که هر روز خواهراشون یا حداقل هفته ایی یه بارم که شده زنگ میزنن حالشونو میپرسن براشون مهمه حال و روز خواهراشون یا برادرایی که تو شرایط سخت اولین نفرین که یه دختر یادش میوفته که پشتش بهش گرمه و کسی نمیتونه از گل نازکتر بهش چیزی بگه یا پدرو مادرایی که فرقی بین بچه هاشون نمیذارن و وقتی میرن خونه هاشون نگران چیزی نیستن.اگه شما همچین خانواده ایی دارین خداروشکر کنین و از خدا بخواین منم همچین حس خوبیرو تجربه کنم حتی اگه شده یه روز باشه.کاش میشد منم مثل خیلیای دیگه پز خانوادمو بدم نه اینکه فقط اداشو در بیارم و باطن قضیه چیز دیگه ایی باشه.کاش هیچوقت بزرگ نمیشدم تا این روزارو بگذرونم.❤️‍🩹❤️‍🩹

۷ پاسخ

منم همینم خانواده‌ ام فقط میخواستن از سر خودشون باز کنن شوهرم دادن الان اینقدر مشاوره میرن تحقیق میکنن منو مثل آشغال رد کردن رفت خودشون الان از زندگی خودشون راضی نیستن بعد بخوان برا من کاری کنن منم فقط پز میدم که زبون شوهرم و خانواده‌ اش دراز نشه

خدا رو شکر تو خانواده نداری لااقل شوهر با شعور داری من ک ن خانواده دارم ن شوهر درست درمان ذره ذره دارم اب میشم مامانم خیلی خوبه خیلی مهربان ولی ناراحتی اعصاب داره ب محص اینکه بفهمه من تو زندگیم مشکل دارم اعصابش میریره بهم

ببین عزیزم این چیزا تو قصه هاست
هیچ کس خوب مطلق نیست همه ی جایی ی حوری دل ادمو میشکونن
میبینی یکی خیلی خوبه توقع ادم هی ازش میره بالا و وقتی نتونه سطح توقعمون رو انحام بده از نظرمون بد میشه
الان دوره ای شده ک هرکسی خودش باید گلیم خودشو از اب بکشه و رو کسی حساب نکنه
چون همه باندازه خودشون گرفتاری دارن
اونیم ک میبینی مثلا در حق خواهر برادر خوبی میکنن مطمین باش در حق زن و بچه اش کم کاری میکنه

ببین من خانوادمو خیلی دوست دارم خدایی بزرگترین حامی من تو زندگین، ولی وقتی با شوهرم مشکل میخورم وقتی برم پیششون آرزو دارم بگن هرکاری دلت و آروم میکنه انجام بده مجبور نیستی وقتی یسری اخلاقای شوهرت باهات یکی نیست بمونی و تحمل کنی بجاش مامانم میگ خاکبرسرم حرف جدایی نیاریاا آبرومون میره یا هرکاری میکنن ک آشتی کنم واسه همین دیگ سعی میکنم تو هربحثی باهمسرم کوتاه بیام چون خانوادم اونجور ک باید پشتم نیستن یا مثلا جلوی خانوادم با همسرم بحثم شد وقتی همسرم رفت بابام برگشت گفت از چی می‌ترسی دخترم جوابشو بده ما پشتتیم در حالی ک من داشتم فکر میکردم چ پشتی من اگ همین الان تموم پل های پشت سرمو خراب کنمو و بیام پیشتون مطمئنم حالتون اونقدر بد میشه ک باید دوباره سرمو بندازم پایینو و برگردم خونم 🙃منم از این لحاظ حامی ندارم خیلی دوست داشتم موقع دعوا مطمن باشم ی پدر ومادری دارم ک یجوری حامی منن ک هیچکی نتونه بگه بالای چشمم ابرو ولی قربونشون برم با اینکه میمیرم براشون ولی فقط فکر آبروشونن

جوش نزن عزیزم منم همچی خانواده ای دارم.. اصلا پشتم نیستن هیچ جوره.. من از مامانم خیلی حرص میخورم که همیشه هستم براش کاراش همیشه من میرم میکنم ولی اصلا نمیبینه نمک نشناسه حالا من یه کاری دارم نمیاد حتی زنگ نمیزنه

عزیزم🥺🥺

کاش خب درست بگید چی شده ،

سوال های مرتبط

مامان آسنا و آرتین مامان آسنا و آرتین ۵ سالگی
دلم خیلی گرفته. مدتهاست که من از ته دل نمیخندم. من یه دختر خیلی شوخ و شیطون وتقریبا بی غم بودم. اما من الان با منه 5 سال پیشم خیلی فرق داره. روز به روز که دخترم بزرگتر میشه من بیشتر نامید و ناراحت میشم. دیگه به این نتیجه میرسم قرار نیس دیگه دخترم خوب بشه. الان پنج سالشه اما ارتباطش خیلی ضعیفه گفتارش هنوز ضعیفه. هنوزم من بهش یادآوری نکنم خودشو خیس میکنه. خلاصه که مشکلاتش انقد زیاده که قابل بیان نیس هر ماه حدود 20 تومن خرج درمانشه. فقط به امید اینکه دخترم خوب بشه. کاردرمانی
ذهنی. کاردرمانی جسمی. گفتار درمانی. هر روز به جز جمعه این کلاسارو می‌بریم. امپولای سیتی کولین که هر روز یکی داره. آمپول سربرولایزین که هر فته یکی داره البته این ماه دکتر براش ننوشت بهش استراحت داد و خیلی از داروهای دیگه که نگم براتون چه قیمتایی بالایی دارن اما اصلا جنبه ی مالیش مهم نیس من فقط میخوام دخترم بهتر بشه اما اونجوری که باید نیس قلبم براش تیکه تیکست. و قتی فک میکنم سال دیگه دختر من نمیتونه با این شرایط مدرسه بره نفسم بالا نمیاد. آخ خدایا من با چه امتحان سختی آزمایش کردی من که این امتحان سربلند نمیشم. منی که هیچ دردی نداشتم بزرگترین درد نصیبم شد. بمیرم برا مادرای جیگر سوخته خدا به دلشون صبر قوت بده اما خدا منو بکشه که گاهی فک میکنم درد این که بچت، مریض باشه اونم ذهنی. خیلی بدتر از در ازدست دادنشون. همش خودمو به بیخیالی میزنم که یادم بره دخترم مشکل داره اما هر چند وقت یه بار اینجوری غصش همه ی وجودمو میگیره. فقط خدا میدونه چه دردی تو دل منه حس میکنم کسی نمیتونه درک کنه که ایکاش هیچ وقت هیچ مادری درکی از این درد نداشته باشه چون بد دردیه.