۱۱ پاسخ

تربیت بیشتر با مادر سعی کن خودت خوب تربیتش کنی که بقیه روش تاثیر نزار نزاری هم کسی دخالت کنه
من پسر خواهر شوهرم 4 ساله ببین انقدر خندیدن هیچی نگفتن دائم هی میگه پدرسگ به همه
همه رو به اسم کوچک صدا میزنه من از الان مونده ام چکار کنم از اون یاد نگیره چون به شدت متنفرم بچم فوش بده

منم استرس دارم براش
اخه کوچکترین هارم رعایت نمیکنه
ولی بنیادی ترین اصل اینه
پدر مادر باید حرفاشون و رفتارشون باهم یکی باشه
تا بچه به عنوان یک تکیه گاه منسجم بهشون نگاه کنه
نه اینکه جوری رفتار کنن که یکی بشه محبوب یکی بشه منفور

من بچه اولم نیست ولی رو تجربه میگم مشکل اصلی اینجاست که این کلاسها و کتابها و مشاوره هارو نمیشه کامل برای تربیت بچه به کار برد حتی اگه پدر هم همراه باشه معمولا خانواده ها همراه نیستن یا مثلا یه بچه تو فامیل پیدا میشه همه سیستم شمارو به هم میریزه شما اگه سعی کنید روی رفتار های خودتون با همسرتون کار کنید بیشتر تاثیر مثبت میذاره در تربیت بچه
یا روی حذف عادات بد کلا تغییر سبک زندگی به سمت درست

زیاد سخت نگیر به مرور خودش درست میشه بچه بزار بیاد اکه دیدی یه حرکتش اشتباهه پیش بچه نگو تو خلوتتون بگو اینحوری بده نکن
من که میدونم قراره خانواده شوهرم فحش یاد بدن یا مثلا شوهرم با یه گریه بچه بگه هرچی میخاد بده نزار گریع کنه اینا از نظر من از همه چیز بدتره بعد به دنیا اومدنش و به مرور باهاش حرف میزنم وگرنه از الان بگی سر خودتو درد اوردی تا اون موقع یادش میره😂
درباره فحشم تو خلوت به خود بچم تذکر میدم یا توی جمع اکه یکی گفت فلان کلمرو بگو چش غره میرم که زشته فلانه خلاصه خدا کنه با اینحوری کردن نکه درست تربیت بشه اگرم دیدم خیلی دیکه دارن شورشو در میارن میگم الان خوشتون میاد فردا پس فردا به خودتون بگه میگید مادرش فلان جور تربیت کرده فک نکنم دیکه دهنشونو باز کنن

هیچ مردی نمیشینه به حرف زدن خیلی کم پیدا میشه
بهش اصلا فکر نکن
تربیت بچه با خودت چون صبح تا شب تو با اون بچه سروکله میزنی باباش سرکار اطرافیان همه تو خونه هاشون
پس الکی از الان خودت رو درگیر تربیتش نکن
تو صد هم بچه رو خوب تربیت کنی باید وارد جامعه کنی اونو ناخداگاه ممکن کنار افرادی قرار بگیره که ببخشید شعوری از تربیت ندارن
ن میتونی بچتو منع کنی از رفتن به جایی ن میتونی برای بچه مردم نظر بدی
پس تو صد هم که بچتو خوب تربیت کنی یه جای زندگیش یکی کنارش قرار میگیره که بتونه یه سری کارای بد رو بهش نشون بده
بسپار به خدا

سطح دغدغه تو دوست داشتم واقعا . ولی کاری نمیشه کرد وقتی آنقدر شوهرت مقاومت می‌کنه دستت بسته اس . مجبوری منتظر بمونی ببینی در آینده چی میشه شاید رفتار ها و کارهای تو رو ببینه نظرش عوض شه

بنظرم نی نی که اومد ان شالله خودت تربیت بچه رو تو دست بگیر .خودت خونه رو مدیریت کن. وقتی خودت مدیریت کنی و هندل کنی شوهر هم حتما یاد میگیره یا تسلیم میشه .

رسما بهت بگم دهنت سرویسه
شوهر منم جوری رفتار کرده انگار ۱۰ تا بچه بزرگ کرده
منم کلی صحبت دکتر و ... گوش دادم
هرچی بهش میگم عزیزمن این روش درست نیست فلان روش درسته گوش نمیده
الان بچم تو ۱۷ ماهه هنوز غذا خوردنش مستقل نیست
هنوز آسیاب شده میخوره
ازبس دخالت کرد نزاشت جوری ک درسته بچه رو بزرگ کنم

منم مث شوهرت گوش نمیدم میگم بچه تو پر غو بزرگ شه ولی وقتی بچه ها فامیل میبینم میگم باید درس تربیت شه اونا بی ادب بچ من نباشه

خب پس چی شد که تصمیم گرفتید بچه دار شید؟

هعی اسم کتابایی ک خوندی بگو😂🤣😐😐

سوال های مرتبط

مامان مهرناز❤️ مامان مهرناز❤️ هفته سی‌وچهارم بارداری
خانما‌امشب اومدم‌دردو دل کنم چون واقعااا خیلی پرم دیگه تحمل ندارم
اونایی که بچه ۳ساله دارین،چطورن؟
دختر من ۳.۴ماهه که به شددددت لجباز شده به هیچ‌عنوان حرف گوش نمیده روزی چندبار گریه میکنه ینی منتظر کوچکترین چیزیه که بزنه زیر گریه اصلا حرف گوش نمیده هرچی من و باباش اروم و خوب باهاش صحبت میکنیم اصلا انگار نه انگار،انگار داریم با دیوار حرف میزنیم دیگه مارو به حدی میرسونه که مجبور میشیم به شدت دعواش کنیم
اخه دردم‌اینه کع قبلا اصلا اینجوری نبود از نوزادیش گرفته تا ۳.۴ماه پیش بچه خوب و آرومی‌بود خییییلی کم گریه میکرد همه‌میگفتن کمتر بچه ای اینجوریه ولی نمیدونم یهو چرا اینجوری شد بخدا منکه اینقد صبورم دیگه صبر و تحملم تموم شده ینی منو به غلط کردن انداخته،نمیخوام ناشکری کنم ولی پشیمون شدم از اینکه دوباره باردار شدم اخه خودم چون بچه تک بودم نمیخواستم اونم تک باشه ولی الان واقعا پشیمونم مبگم پسفردا اون یکی بدنیا بیاد دیگه بدتر میشه الان دقیقا همونایی که بهم میگفتن خوشبحالت اینقد بچه اروم و خوبی داری همونا الان بهم میگم خدا صبرت بده با این بچه پسفردا اون یکی بیاد دیگه بدتر اذیتت میکنه
واقعا نمیدونم دیگه چیکار کنم،اروم باهاش رفتار میکنم اون کار خودشو میکنه دعواش میکنم بازم کار خودشو مبکنه واقعا نمیدونم چیکار کنم....از ی طرف میگم بخاطر سنشه بلاخره هر بچه ای ی دوره ای داره ولی واقعا دیگه تحملم تموم شده کاری کرده که به گریه افتادم