۷ پاسخ

چقدر خوب که تجربه تو گفتی حالا من موندم که واقعاً قراره همینقدر راحت بگذره یا نه طبق تجربه بقیه مامانا خیلی عذاب آوره 😂😂 امیدوارم برای منم راحت بگذره

پی و قه ده می خیره انشالله......ایچون تا تاپیکت دادنا من هر دمکوت سزارین بکه.ارزشی هیه براستی.....منیش هر او انتخاب دکه مه وه

اییی سمیه همو پارتکانم خیندوه 😂ایشتیام چوته مندالکی دیکم به وحشییی اوه چکارک بو کردت امن تصمیمی مندالی دیکم نبو 🤣

واقعا دلم آروم شد انقد خوب گفتی چون وحشتناک میترسم مخصوصا از این که خوب سر نشم یا حس کنم دردو

پیروزت بی انشالله گولم. ادی بو نوسیوته ژیرکو نیوه کت گوریوه؟؟

مبارکه عزیزم❤️❤️❤️

قدم نو رسیده مبارک گلم😍

سوال های مرتبط

مامان مهوا🩷👼 مامان مهوا🩷👼 روزهای ابتدایی تولد
پارت۴
بهم کلی سرم وصل کردن و گفتن تا ۱۲ساعت چیزی نمیخوری و حرف هم نمیزنی زیر سرتم بالشت نمیزاری
خلاصه من از ۱۰شب تا فرداش ۶غروب گشنه بودم🥲 درد هم کم کم داشت بعد بی حسی سراغم میومد پرستارا هم هی میومدن مسکن تو سرم میریختن و هی شیاف میزدن ۶غروب اومدن سون و گرفتن و گفتن میتونی نوشیدنی بخوری و بعدشم راه بری اسم راه رفتن و اورد تموم تنم لرزید خلاصه اومدن کم کم منو راه بردن اولش نمیتونستم سرم گیچ میرفت بعد چند دقیقه اروم دستمو گرفت منو اورد پایین گفت چندقدم راه بریم واقعا حس بدی بود با درد راه میرفتم ولی قابل تحمل بود انگار درد زیادش برام شیرین بود🥲 بعدشم باید سعی میکردم خودم برم دستشویی راه برم که اروم اروم با درد میرفتم ولی با شیاف قابل تحمل بود
دراز که میکشیدم اصلا درد نداشتم ولی موقع بلند و نشستن و راه رفتن دردم میومد که خلاصه قابل تحمل بودش ولی خب تا صبح شیاف زدم و تو سرم مسکن ریختن فرداش دکترم اومد و مرخصم کرد
خلاصه اونقدرام که میگن سزارین سخت نیست با شیاف و مسکن قابل تحمله فقط جای بخیه اذیت کنندست واقعا
این همه درد و زخم و پارگی و شکمی که پر از لک و افتادگیه خونی که ازت همینجوری جاریه میارزه به یه تار موی بچه ارزششو داره🥲
انشالله قسمت همه مامانا🩷
مامان تیام 🐣 🩵 مامان تیام 🐣 🩵 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمانم 《5》
بعد حتماااا شیاف دیکلوفناک و قرص مفنامیک اسید حتما بردارین موقعه مرخصی بزارین چون تو‌بیمارستان مسکن بهتون وصله متوجه دردتون نمیشین فک میکنین خوب شدین و قابل تحمله ولی تو‌ماشین بشینین مخصوصا اگه مثل من شهر دیگه میرین دهنتون سرویس میشه خیلی دردش بده ولی با شیاف و قرص خیلی مسکن تر میشه... ولی واقعا توصیه من اینه حتما بلند شین مرتب راه برین خودتون نترسونین اولین بارش سخته ولی به مراتب آروم تر میشه
حتما قلل بیمارستان برین یه صندلی توالت برا خودتون تهیه کنین بزارین تو‌خونه
بچه ها تو بیمارستان خیلی آروم و ساکتن هکش خوابن یعنی تو بخش ما اصلا صدا بچه نمیومد با این که بخش زایشگاه بود😅 این به خاطر تاثیر دارو ها رو شیر مادره نه خوشحال بشین از ارومیشون ن نگران بیان خونه خودی نشون میدن😂 دیگه موقعه در آوردن سوند اصلا درد نداره ولی همون موقعه باید کم کم بلندشی بری نوار و بزاری و‌خودتو بشوری حتما شرت یک بار مصرف ببرین پوشیدنشون تو اون شرایط راحت تره
من شب اول و دوم تو خونه با پانسمان و شیاف و اینا خیلی راحت بودم ولی روز سوم که باید بری حموم و پانسمان باز کنی جا بخیه ها درد دارن من شبای اول به پهلو ام میخوابیدم ولی الان نمیتونم اصلا درد میاد
مامان نور🧸🔮 مامان نور🧸🔮 ۲ ماهگی
تجربه سزارین من:
دخترم ۳۸ هفته و ۶روز به دنیا اومد.
انتخاب روزش که انقدر دیر سزارین کنم ،با خودم بود چون تاریخش یه روز مهم بود برام؛وگرنه دکترم میخواست ۳۸هفته و۳روز عمل کنه.و شاید بگید فقط۳روز اضافه شد ولی بگم که:روزای اخر،هر دقیقه امکان زایمان و پاره شدن کیسه اب و کم شدن حرکات و … استرسش چندین برابره.
خلاصه که با کلی نگرانی گذشت و دخترم روزی که میخواستم ،به دنیا اومد،
حالا درمورد عمل بخوام بگم :
نگرانی های منم مثل خیلیا
برای بیحسی و سوند و برش و بخیه و ماساژ رحم اولین بلند شدن از تخت و راه رفتن و پمپ درد و شیاف و خیلی چیزای دیگه بود
ولی بیحسی از کمرم اصلاااا درد نداشت،خیلی میترسیدم ولی اصلا متوجه نشدم .
سوند اصلا هیچ حس و درد و سوزشی نداشت و خیلی هم خوب‌بود و میگفتم کاش بشه هر روز سوند بذارم و راحت بخوابم.
برش و بخیه رو اصلاااا نفهمیدم .
ماساژ رحم قابل تحمل بود و چون میدونستم هرچی بیشتر باشه برام بهتره،کاملا تحمل‌کردم و البته درد ِکوتاه وخیلی در لحظه ای داشت و چون بی حس یا نسبتا بی حس هستیم ،بیشترشواصلا نمیفهمیم.
بلند شدن از تخت هم واقعا عجیب بود چون وقتی بلند میشی و چند قدم میری میبینی تمومه.بیشتر ترس داریم تا درد.
خونریزی واقعا قبل کنترله و همون روز فقط زیاده بعدش دیگه خیلییییی کمه .
پمپ درد نگرفتم به توصیه دکترم ،اصلنم اذیت و درد نداشتم و خداروشکر‌ که نگرفتم،حای قرص های مسکن که داده بودن موقعدرد بخورم،نخوردم و شیافم فقط روز اول بود بعدش دیگه نیازم نشد.

خلاصه تجربه خیلیییی خوبی بود.
مامان سارینام🩷 مامان سارینام🩷 روزهای ابتدایی تولد
پارت پنجم سزارین
خلاصه اصلا نفهمیدم کی زمان گذشت بچمو نشونم دادنو منو بردن ریکاوری باید ی ساعتونیم اونجا میبودم به تعویض شیفت خورد بیشتر اونجا موندم که دردی نداشتم گیجم بودم نفهمیدم کی زمان گذشت فقط اومدن برا ماساژ شکم اونجا یکم از بی حسی درومده بودم وقتی فشار داد درد داشتم نزاشتم ادامه بده ولی ن زیاد اما اگه بی حس نباشین خب خیلی درد داره واقعا
بعداز اینکه اومدم تو بخش هنوز اونقد درد زیاد نداشتم برام دوتا شیاف زدن خودمم شیاف خریده بودم کم کم از بی حسی درمیومد دردو بیشتر متوجه میشدم با شیاف مثل درد پریودی شدید بود برای من قابل تحمل بود من بیشتر کمر درد اذیتم میکرد چون ثابت خوابیده بودم خشک شده بودم بین۸تا ده ساعت بعداز عمل هم کم کم مایعات خوردم سوپ خوردم و خودم پاشدم راه رفتم و حقیقتا دردناک ترین قسمت همین راه رفتنه واقعا درد داره نیم ساعت قبلش حتما دوتا شیاف بزنین که قابل تحمل تر باشه و اینکه نمیدونم چرا تو اتاق عمل گفتم برام پمپ درد بزنین گفتن نیاز نیس نزدن گفتن برا بیهوشی میزنیم منم گیج بودم اصراری نکردم ولی خب میخاستم پولشو بدم نمیدونم چرا نزدن بنظرم قبل بی حسی زدن بگین بهشون براتون حتما بزنن بعد عمل گیجین نمیفهمین چی میشه
ادامه پارت بعد
مامان هایلین مامان هایلین ۱ ماهگی
خب خانوما همون طور که تو تاپیک قبلی گفتم من هم تجربه زایمان طبیعی دارم هم سزارین
طبیعی که همون طور که همه میدونن درد قبلش وحشتناکه ولی بعدش راحتی
ولی سزارین از اولش بخوام بگم سوند گذاشتن اصلاا درد نداشت یکم احساس سوزش داشت و حس بدی بعد گذاشتن به آدم دست میده که رفته رفته بهتر میشه بعد سوزن بی حسی اصلا درد نداشت موقع جراحی خیلی اذیت شدم مخصوصا موقعی که بچه رو میکشیدن بیرون خیلی حس بدی داشت قلبم داشت میخوابید ،ماساژ اصلا درد نداشت وقتی بی حس بودم انجام دادن هیچی نفهمیدم بعد اینکه اثر بی حسی رفت هم سرم مسکن زدن با شیاف گذاشتن درد زیاد نداشتم درد اولین راه رفتن که زیاد بود ولی وحشتناک نبود در کل فقط موقع جراحی اذیت کننده بود برام ولی درکل دردا با شیاف قابل تحمله و الانم که ۳ روز میگذره بهتر شدم و دردام کم شده
در آخر بخوام بگم اگه بتونید درد طبیعی و تحمل کنید بهتره چون بعدش خیلی راحتی خودت بلند میشی راحت کاراتو میکنی ولی سزارین باید یکی باشه که کاملا کمکت کنه
الان اگه واقعا نمیتونم بگم کدوم راحته و برا بچه بعدی اگه بخوام بیارم واقعا نمیدونم کدوم و انتخاب کنم 😂😂
مامان پسرچه مامان پسرچه ۳ ماهگی
تجربه سزارین پارت ۵:
کم کم اون درد وحشتناک رحمی داشت می رفت، پاهام با گزگز بی حسی ش میرفت و دردم فقط جای سوزش بخیه و حس کشیدگی بود.
دیگه کم کم ملاقات کننده ها اومدن و با اومدنشون واقعا نشد حرف نزدن و تکون دادن سر رو رعایت کنم. فقط طاقباز و صاف خوابیده بودم.
حدود ساعت ۵:۳۰ بهک گفتن نصف اب کمپوت گلابی بخورم اگر حالت تهوع نداشتم بقیه شم میتونم بخورم که من حالت تهوع نداشتم.
و رسیدیم به غول مرحله ی آخر و اولین بلند شدن. اول که پرسنل اومد و سوندم رو کشید. اون هم درد خاصی نداشت فقط یکم سوزش و حس چندشی. بعد در همون حالت روی تخت برای سرجی فیکس و پد پوشوند. و با کمم پرسنل و همراهم اول نشستم و بعد به سختی و درد سرپا شدم. اصلا سرگیجه نداشتم فقط حس میکردم با هر قدم بخیه هام باز میشه و نمی تونستم پامو بلند کنم، به جاش روی‌رمین می کشیدم. پرسنل باهام تا داخل دستشویی اومد. شورتم کثیف شده بود تو همون دو قدم راه. دوباره شورت جدید و پد جدید گذاشت با کمک خودم. نشوندم روی توالت فرنگی و رفت بیرون تا من ادرار کنم چون مهمه که بعد از سوند ادرار کنیم. که من اکی بودم.
دیگه از اینجا به بعد همه چی رو به راحت تر شدن میره.
من تا شبش دو سه بار دیگه هم با کمک بلند شدم و دستشویی رفتم و هر بار کم درد تر از بار قبل بود.