۸ پاسخ

ربطی به ای وی اف نداره بچه عادی هم دارین سه چهارساله حرف نمیزه. با تمرین و تکرار درست میشن

خب دیگه گفتاردرمان یعنی همین قلق های کوچولو

الان جلسه ای چقد شده؟ منم میخوام پسرمو ببرم

اره عزیزم کامل حرف میزنن فقط باید باهاشون حرف زد به حرف بگبریشون

الهیییی
چقدر سختته دوقلو
منم درگیر حرف زدن کیانم
وای خیلیم حرف میزنم باهاش
کتاب قصه خیلی تاثیرداره
کتابایی که شکل داره
شکل حیوانات واینا
ازصدای حیووناشروع کن

ای وی اف رو نمیدونم ولی دوقلوها دیرتر حرف میزنن دلیلشم اینه که
بچه ها برای حرف زدن از همدیگه تقلید میکنن نه از پدر و مادر
مثلا بچه هایی که خواهر و برادر بزرگتر دارن، زودتر حرف میزنن. یا بچه هایی که تو جمع کودکانه بیشتر قرار می‌گیرن
دوقلوها هم چون از هم تقلید میکنن دیرتر حرف میزنن
من تو بچه هام به عینه میبینم. یکیشون یه کلمه ای یاد میگیره اون یکی تقلید میکنه.
ولی خودمون هرچقدر بگیم به این زودیا تکرار نمیکنن.
کلا دوقلوها روند به حرف افتادنشون کُندتره اکثرا

کتابای عکس دار خیلیییی موثره . من کتابای نردبانو‌گرفتم عکس حیوانات غذاها حالت های بچه همه چی داره نشون بده بگو اسماشونو واضح و شمرده زود راه میوفتن پسر من یه ماهه همشونو یادگرفت ماشاالله ش بشه خوبم حرف میزنه

چرا اسم پسرات رونمیگی همش میگی قل حیف نیست دوتا دسته گل داری اونوقت اسمشون رو صدانمیزنی

سوال های مرتبط

مامان Lea مامان Lea ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبل (۳)


خلاصه شد اون روزی که رضی خانوم برای کار اومد خونه مامانم. گفتم بذار دقت کنم یبار ببینم چطور کار میکنه خوب بودینظرم درسته مثل خود ادم نمیشه ولی بد نبود.یکمی باهم حرف زدیم اون از بی پولیهاش گفت از استکه سر دو تا بارداریشم هرچی دلش خواسته نشده که بخوره نتونسته برا بچه هاش اون طور که میخواد وسیله بخره از حسرتاش گفت میگفت تا کیتونی خودتو لوس کن و از این حرفا منم دلداری میدادمش که هیشکی به اون چیزایی که ارزوشو‌داره نرسیده عوضش بچه هات مثل دسته گلن سالمن و فلان
وقتی نوبت رسید بره رو نردبون و لوسترارو پاک کنه با یه لبخند شرمگینانه (لغتشو‌پیدا نکردم😂) گفت میشه لوسترارو پاک نکتم ذاتا تمیزن مامانم مشکوکو گفت چیزی شده؟
چشماشو دوخت زمینو گفت بار شیشه دارم 🙈
منو مامانو میگی شااخ دراوردیم که اخه مگه شما شوهرت تو نیست؟😳😳
گفت چرا برا مرخصی اومده بود دیگه شد دیگه اقامونم گفت رحمت خداس دیگه نگهش داریم

یعنی من دهنم باز مونده بود که زن همین الان خودت داشتی میگفتی نتونستی برا بچه هات رفاه ایجاد کنی همین چن لحظه پیش با بغض میگفتی طفلی بچه هام‌نفهمیدن اسباب بازی چیه و خرید چیه تلزه اون موقع باباشون پیششون بود🤯😤
چه نعمتی چه رحمتی بابااا؟ چرا اینقد راحت با زندگی یه نفر دیگه بازی میکنین؟
ولی دیگهفتم به من چه حرصم نخورم و‌قضاوتم نکنم چون خودش خوشحال بود.
یه دفعه یادم اومد وای خدا این دیگه خونه ما بیا نیست بیادم دیگه من نمیتونم بذارم که کار کنه
کلا بهش نگفتم قضیه رو و دوباره موند فقققط یه گزینه : زهرا خانوم 😖😫


پوشک شورتی لباس بچه غذای کمکی شیر خشک شیرمادر بخیه زایمان دار‌و