۳ پاسخ

عالی بود 👏

👏👏👏👏

👏👏👏👏👏👏👏👏

سوال های مرتبط

مامان پسرگلم مامان پسرگلم ۱۷ ماهگی
💕💕
فرزندم از موبایل جدا نمیشه!!!
چه باید کرد؟

خودتان کمتر در فضای مجازی باشید و در حد نیاز از گوشی و تبلت استفاده کنیم بچه ها به وسایلی که والدین از آنها استفاده می کنند علاقه بیشتری نشان می دهند.
با بچه‌ها بیشتر بازی کنید وقتی کودک را با بازی های شاد پر کنید بازی ها و گفت و گو های خانوادگی لذت بخش ترین لحظه ها برای فرزندان است.
در حضور کودک از این که فرزند ما باهوش است و کار با گوشی موبایل را حرفه‌ای بلد است صحبت نکنید
با این نوع گفتار فرزندتان را استفاده از تبلت و گوشی موبایل بیشتر علاقمند خواهید کرد.
برای ساکت کردن آرام کردن سرگرم کردن کودک و حذف شیطنت فیزیکی بچه ها از گوشی و تبلت استفاده نکنید.
گاهی ترویج دهنده گوشی خود والدین هستند!!!
نگران نباشید فرزند شما از نداشتن موبایل و تبلت عقده ای نخواهد شد.
تکرارکننده  اشتباهات والدین دیگر نباشید.
آموزش آنلاین در دوره حاضر می طلبد فرزندتان از این ابزارها استفاده کند اما زمان مشخص و مکان مشخص.
مدیریت استفاده صحیح بر عهده والدین است و نه  کودک.
مامان پسرگلم مامان پسرگلم ۱۷ ماهگی
🔻جایگزین های تنبیه برای بچه ها

💠 به جای تنبیه، تقبیح شدید خود را بیان کنید بدون اینکه به شخصیت فرزندتان حمله کنید. مثلا پدری که می بیند فرزندش ابزار او را برداشته و در حیاط زیر باران رها کرده چه عکس العملی می تونه داشته باشه؟ میتونه فریاد بزنه، عصبانیت خودش رو با تندی بیان کنه و میتونه باجدیت به فرزندش تذکر بده بدون اینکه به فرزندش اهانت کرده باشه. مثلا بگه‌؛ "از اینکه ابزار نوی من توی حیاط زیر بارون رها شده و زنگ زده خیلی عصبانی ام..."

💠 به جای تنبیه، انتظارات خود را جزء به جزء برای فرزندتان شرح دهید.
"انتظار دارم وقتی ابزار من رو قرض میگیری مثل اول بهم برگردونی"

💠 راه جبران خطا را به فرزند خود نشان دهید.
" از این به بعد وقتی ابزار منو می گیری سریع سر جاش برگردون"

💠 به کودک فرصت دهید.
" پسرم تو میتونی ابزار منو امانت بگیری و دوباره پسشون بدی و در مقابل میتونی امتیاز استفاده از آونها را کلا از دست بدی. تصمیمش با خودت"

💠 با موضوع برخورد فعال داشته باشید.
کودک:" چرا درب جعبه ابزار قفله؟!
پدر: "تو به من بگو چرا"

💠 مشکل گشایی کنید.
" پسرم به نظر تو چه راهی می تونیم پیدا کنیم که هر وقت به ابزار من احتیاج داری بتونی از آنها استفاده کنی؟ در ضمن مطمئن باشم که هر وقت لازمشون داشتم سر جاشون باشند. "
مامان ملکاجون مامان ملکاجون ۱۲ ماهگی
📚📚
#داستان_شب

پیرمردی با پسر و عروس و نوه اش زندگی میکرد او دستانش می لرزید و چشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست راه برود. هنگام خوردن شام، غذایش را روی میز ریخت و لیوانی را بر زمین انداخت و شکست.

پسر و عروس از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند: باید درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم می ریزد. آنها یک میز کوچک در گوشه اتاق قرار دادند و پدربزرگ مجبور شد به تنهایی آنجا غذا بخورد. بعد از این که یک بشقاب از دست پدربزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را در کاسه چوبی بخورد هر وقت هم خانواده او را سرزنش می کردند پدر بزرگ فقط اشک می ریخت و هیچ نمی گفت.

یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت با چند تکه چوب بازی می کرد. پدر رو به او کرد و گفت: پسرم داری چی درست می کنی؟ پسر با شیرین زبانی گفت: دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست می کنم که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید!

یادمان بماند که:
"زمین گرد است..." 🙂❤️‍🩹

🌺شب خوبی رو براتون آرزومندیم،،،💚💚💚