۶ پاسخ

بی توجهی به گریه ی بچه هرچقدرم کارش اشتباه باشه بدترین آسیب های روحی رو به بچه میزنه
اینو‌من نمیگما تراپیست کودک‌میگه
باید طبق شرایط واکنش نشون داد
ولی بی توجهی و بی محلی و‌ ندید گرفتنش کار اشتباهیه

اصن کلا ب قشقرش و گریه بچه باید بی توجهی کنی تا یاد بگیره هرچیزی با گریه ب دست نمیاد اما ی سری اوقات هم ن باید دل ب دلش بدی اما خب شما ب نظر همین جوری خودت بزن ب خاب تا یاد بگیره زود باید بخابه

منم شبا خودمو میزنم به خواب تا خوابش ببره

حالا عک کن عین من ۵ماهه باردار باشی و این بهانه هارو کل روزم بگیره.....حالت از زندگی بهم میخوره

گریه باج خواهی رو باید کم محل کنی آروم که شد بغلش کن که جبران اون بی توجهی بشه ولی اگه چیز غیر معقول خواست توجه نکن، اگه بازم شروع کرد دوباره بی محل کن بزار یاد بگیره گریه نمی تونه اونو به خواستش برسونه

درست و غلطشو نمیدونم، ولی منم بارها شده گریه کرده بی محلی کردم بعدش مثل شما ناراحت شدم

سوال های مرتبط

مامان 🍓💕🐣 مامان 🍓💕🐣 ۱ سالگی
همش اینجا میخوندم وقتی بچه همش با گریه به خواسته هاش میخواد برسه یا الکی بهونه میاره یا چیزی میخواد که نباید، بزارین گریه کنه از سرش می افته بهش توجه نکنین!
دیروز عصر ۴۰ دقیقه یک ریز گریه کرد با جیغ های بنفش دیگه طاقت نداشتک گذاشتمش توی اتاق صداشو نشنوم در اتاق بسته نبود دیگه دیدم از پسش برنمیام تلویزیونو روشن کردم صداشو نشنوم باز جیغ و گریه های بلند😭
از پنج دقیقه به پنج شروع شد تا پنج و سی و پنج دقیقه ادامه داشت بعدش که رفتم توی اتاق دیدمش موهاش خیییییس خیییییس بود سرش سرد بدنش گرم صورتش از نا افتاده و خسته چشمش هم با ناخن جر داده بود پشت پلکشو
بردمش حموم اومدیم خوابید
من دیگه غلط بکنم به حرفای مادرای اینجا بابت بی توجهی به گریه ها یا خواسته های بچه گوش بدم!
حتی اگه گوشی بخواد یا بگه بزار رو پات بخوابون منو بیست بار توی یه ساعت ( وقتی میزارمش رو تخت خوابش که میگیره بهونه و گریه هاش شروع میشه بازم رو پا بخوابون) نابود شدم من😢
حالم بده احساس نامادری سیندرلا دارم کاش مادر کافی بودم نمیخواستم بهتر باشم اینی که هستم خیلی خیلی خیلی بده💔
مامان مهرزاد مامان مهرزاد ۲ سالگی
# فرزندپروری#شیرخشک#ترک شیر# ترک شیشه
سلام به همه مامان های عزیز خواستم تجربه از شیر گرفتن پسرم بگم شاید براتون مفید باشه، پسرم شیرخشک میخورد و از ۱۸ ماهگی وعده هاش کم کردم و فقط صبح و ظهر و شب میخورد، و کم کم اول وعده ظهر کم کردم بعد ی ماه وعده شب شروع کردم به کم کردن تا اول اسفند که شب قبل خواب هم بهش شیر نمیدادم فقط مونده بود وعده صبح زود ساعت۵ صبح شیر میخورد، ولی وابستگی به شیشه وحشتناک داشت روزی ۲۰ بار توی دهنش بود و باهاش آب میخورد از ۱۰ اردیبهشت شروع کردم به کم کردن تعداد شیشه ها ، سه روز اول صبح تا ظهر ندادم سه روز دوم هم صبح تا بعدازظهر ندادم و با قمقمه نی دار بهش آب میدادم و امروز هم صبح بهش ندادم
بهانه میگیره ولی سرگرمش می‌کنم یا با خوراکی یا میبرمش یک ساعت پارک و… تدریجی خیلی خوبه هم خودش کمتر اذیت میشه هم راحت تر با نبودنش کنار میاد ، فقط باید صبررررررر و مقاومت داشته باشید در برابر بهانه گیری ها و گریه ها
انشاالله مرحله ترک شیر و شیشه برای همه آسون بگذره 🌸🌺