۶ پاسخ

منم شبیه این اتفاق برام افتاد کلا بچه بچه ست تا وقتی میدونی به اون درک خوب و بد نرسیده واقعا بچه های ما هم بزرگ بشن معلوم نیست چجوری بشن واسه همین به نظرم فقط باید جایی رفتیم بچه کوچیک هست باید چهار چشمی مراقب بچه هامون باشیم

من بودم مادره رو هم به بادکتک میگرفتم تا ادم بشه درس عبرت بشه براش

خیلی ریلکسی من بودم مادر و بچرو باهم پاره میکردم🤣

والا بچه برادرشوهرم ۳ یا۴ سالست،اسباب بازی خود دخترمو هی برد نزدیک صورتش و تکون داد وحتی چندبارزد به چشمش،جلو پدرو مادرشم این کارو کرد،اصلا یه بارنگفتن نکن،منم ازش گرفتم گفتم داری میزنی به چشمش

دقیقاپسرجاری منم هنوزسه سالش تموم نشده هرکی رومیبینه میندازه زمین میشه روکمرش یامیزنتش یاهلش میده یاخیلی کارای دیگه حرف هم تاالان نزدهه تک وتوک کلمه میگه چندبارهم شدهه که دخترمنم زدهه ولی منم میزنمش اصلاطاقت ندارم کسی دخترموبزنه پسرمم وقتی میبینه خواهرش رومیزنه میرهه دعواش میکنه وکلی کتکش میزنه 🤣🤣🤣بنظرم این عدم تربیت پدرومادرویادندادن به بچست که فلان کاررونکن واینا طرف مابهش یادمیدن بروفلانی روبزن به شوخی اینم یادگرفت دیگه ازسرش نمی افته

من بچه هه رو جر میدادم با ننش😂😂

سوال های مرتبط

مامان باوان مامان باوان ۸ ماهگی
من اصلا آدم خرافاتی نیستم ولی دست خودم نیست به چشم زخم اعتقاد دارم. دیروز یجایی بودم ی کسایی برای اولین بار بود ک دخترمو دیدن انقدر گفتن چقدر ناز و خوشگله و تعریف کردن ازش تا آخر شب دخترمم انقدر خودشو لوس میکرد همه دورش بودن بعد خوابید تو خواب یهو با گریه بیدار شد. منم براش اسپند دود کردم ولی تو کل این ۸ ماه عمرش تا حالا اینجوری نبوده دیشب تا صبح تو خواب همش نق میزد گریه میکرد بیدار می‌شد خودشو پیچ میداد ده دقیقه یکبار یا با گریه شدید از خواب می‌پرید یا مثل اینکه خواب بد دیده باشه جیغ میزد. صبح بیدارش کردم خیلی گریه کرد دیدم سرما خورده،بعدش کم کم خودمم گلوم درد گرفت
اینم بگم که چند روز پیش یه مهمون خیلی بی درک داشتم(من برای دخترم آبنبات چوبی میخرم با جلدش میدم دستش دوست داره بازی می‌کنه اون مهمون هم خونمون از اون آبنبات چوبیها میخورد تا وسطشو خورده بود اومدم دیدم داده دست دخترم و اونم داره میخوره فقط خدا مونده اون لحظه چقدر حالم بد بود و عصبی شدم.
بعدش ک آبنبات رو ازش گرفتم گریه کرد اون طرف هم بغلش کرد و کلی بوسش کرد و بردش دست و صورتشو با آب خیلییییی سرد شست یعنی انقدر نفهم بچمو با آب یخ بشوری دستاش انقدر سرد بودن
بعد روز بعد بهش زنگ زدم گفت از خونه شما برگشتم تب و لرز کردم و سرماخوردگی شدیدی گرفتم دارم میمیرم منم بچم نگرفته بود تو مدت این هفته خوشحال بودم ک امروز علائمش رو نشون داد،نمیدونم از اون گرفته چشم خورده چی شده عصابم خورده 😓