خیلی ناراحتم ..
آراد تا ۲۰ روزگی چون سرزارین بودم مقاومت کرد به گرفتن سینه بعد گرفت و میخورد در کنارش کمکی شیشه رو هم میدادم چون روزای اول بسیار بسیار شیر داشتم طوری که در روز چندبار رگ میکرد لباسامو عوض میکردم این ۲۰ روز که شیرمو نخورد کم شد مجبورشدم کمکی شیشه ردم تا شیرم دوباره زیاد بشه یکم گرفتار کارای بیرون میشدم نمیتونستم ببرمش بیرون مجبور شدم چندباری که شیشه گرفت باز سینه نگرفت و دوباره تمرین و تمرین تا گرفت باز ..حالا هم که بزرگ شده و ۱هفته دیگه۴ماخش تموم میشه دیگه نسبت به سینه مقاومت میکنه حتی زمانیم که کنار سینه میگیرم اصلا صورتش رو به یمت سینه برنمیگردونا هرچی صداش میزنم نگا نمیکنه نزدیک میکنم خودشو به عقب فشار میده
خیلی لذت داشت خیلی حس خوبی بود وقتب توبغلم شیرمو میخورد حیف شد من دیگه ناامیدم خیلی زود بود برای پس زدنش نمیتونم این واقعیتو قبول کنم که سینه نمیگیره و بچه من ۲ هفته که رسما شیرخشکی شده😔😔😔

۱۰ پاسخ

اگ میتونی شیر گاو میش پگاه بگیر پرچرب هس خیلی خوبه منم شیرم کمه با شیر و تخم مرغ یکم بیشتر میشه ولی خب بیشتر شیرخشک میخوره دیگ سینه ام کم میخوره در روز

عزیزم اگر شیر داری کلا دیگه شیر خشک نده
ببین هیچ روش دیگه ای وجود نداره
نمیشه هم شیشه داد هم سینه
خیلی سخته من بچمو یه ساعت تاحالا جایی نزاشتم
ولی خب این بها اینه فقط شیر خودمو بخوره

عزیزم شیر خشک اونقدرا هم بد نیست که غصه بخورین
اتفاقا مواد معدنی ای داره که عمرا شیر مادر به طور کامل داشته باشه

عزیزم منم توی دوسه ماهگی وضعیت تورو داشتم واقعا افسردگی داشت میگرف منو با اینکه لاغرم شیرم اونقدر زیاد بود ک مدام لباس عوض میکردم اشتباه بزرگم شیرخشک کمکی بود ک بهش دادم و سینه رو کم میک میزد تا اینکه شیرم کم شد و میدید مثل عمیشه ازش شیر نمیاد پس زد گریه و جیغ منم دل نداشتم نمتونستم ببینم سینمو قبول نمیکنه ولی چاره ای نداشتم از رو اجبار شیشه رو بهش دادم و شیر خودمو دوشیدم بهش میدادم تا یکماه قبل ک دیگ جنگ شد رفتیم شهرستان نوشیدم شرایطش نبود
و کلا خشک شد الان باهاش کنار اومدم و دیگ غصشو نمیخورم همش میگفتم هرچی صلاحه من سعیمو کردم ولی نشد
عذاب وجدان هم نداشته باش عزیزم بیخیال باس

بدوش بده حساس نباش بابا

عزیزمم
پسر اولی منم این جوری کرد، شبا توی خواب بده. و توی بیداری هم دراز بکش بچه بنداز روی سینه ات. سخته اما من با این روش تونستم بهش بدم. دقیقا ۵ ماهش بود این جوری کرد.

خب عزیزم چندبار بچه رو عادت دادی دوباره خودت عادت رو شکستی
شیر مادر سختی داره و سختیشم زیاده
دیگه الان چاره ای نیست
بزار حداقل بچه از شیرخوردن با شیشه لذت ببره
اگه شیر داری نهایتا بدوش تو شیشه بده بهش

من بچه ام از روز اول سینه نگرفت ۲۵ روز شیر داشتم دوشیدم دادم بهش بعد هک شد خیلی تلاش کردم اما نگرفت

با شیردوش شیرتو بدوش در کنار شیرخشک بده.

این کاری که میگم انجام بده ان‌شاالله میگیره
توی یه سرنگ یا قطره چکون شیر خودت یا شیر خشک بریز
وقتی میخوای سینتو بذاری دهنش فوری چند قطره بریز روی سینت جوری که بره توی دهنش
شروع میکنه به مکیدن
این کارو چند بار انجام بده

سوال های مرتبط

مامان Rose مامان Rose ۳ ماهگی
درد دل…

من زمانی که زایمان کردم دخترم یکم زردی داشت از همون روز تو بیمارستان خواهرم بهش شیر خشک داد و وقتی هم که شیرم بیشتر شد بهشون میگفتم که شیشه ندیم دیگه بهتره گفتن وزنش کمه ما میدیم تا وزن بگیره اخه 2,700به دنیا اومد و خب خداراشکر وزن خوب هم گرفت یعنی نرمال هم بود و اینکه شاغلم هستم مامانم میکفت مجبوری شیشه بدی وگرنه سرکار چطوری میخوای بری تا دوماهگی خوب بود هم سینه رو‌میگرفت هم شیشه رو ولی بعد واکسنش دیگه سینه نگرفت و من با شیر دوش برقی شیرمو میدوشم بهش میدم شیر خشک هم میدم ،
واینم بگم سر سینه ام یکمم صافه نوک نداره ولی خب اگه سر سینه ام صاف بود حتما تا دوماهگی هم نمیگرفت،
سرتون و درد نیارم خییلی ناراحت و غمگینم خیلی دوست داشتم سینه خودمو بگیره هم حسش بهتر بود هم خب شیر مادر سالم تره هم اینکه شاید راحتر بودم شبا خواب آلود باید شیشه بشورم شیر و دماش و مناسب کنم …
حالا این وسطا حرفای بقیه هم هست که چرا سینه ندادی که حس عذاب وجدان هم میگیرم.
خیلی ناراحتم نمیدونم چکار کنم😢
مامان علی مامان علی ۱۱ ماهگی
سلام مامان هایی در کنار شیر خودتون شیر خشکم میدید
اگر نمیخواید از شیر خودتون زده بشه
تا حد امکان شیر خشک رو کم کنید یا فقط فقط تو خواب عمیق بهش بدید
من یک ماه پیش پسرم نوک سینه مو گاز میگرفت و زخم شده بود و این باعث شد دیگه علاقه به خوردن سینه هام نداشته باشه و چون کمکی یک وعده بهش شیر خشک میدادم دیگه فقط اونو میخواست
ولی من اصلا نمیخواستم پسرم سینه مو پس بزنه
برای همین خیلی سر سختی کردم و اذیت شدم تا دوباره الحمدلله به شیرم برگشت
و گفتم اگر پسرم برگرده و شیرم خوب بشه حتما میام تجربه مو مینویسم
اول که با وجود درد زیاد سینه م و بدقلقی پسرم اول بهش سینه مو میدادم ولی نمیگرفت تا باید خوب میخوابوندم که سینه مو بخوره
ولی چون سینه هام درد داشتن و از نظر روحی حالم خوب نبود شیرم هرروز کمتر میشد تا جایی که دیگه معلوم بود دارن خشک میشن
خیلی حال روحی بدی داشتم
چون من همیشه دوست دارم بچه م شیر خودمو بخوره
.با خووم گفتم تمااام تلاشمو میکنم اگر درست شد خداروشکر.اگرم شیر خشکی شد که بازم توکل به خدا مثل هزار تا بچه دیگه
بار ها خسته شدم گفتم چه کاریه دیگه بهش شیر خشک میدم
هر کاری که فک کنید به ذهنم میمومد ولی فایده نداشت تو خوابم که میخورد چون شیرم کم شده بود سیر نمیشد
خلاصه اول گفتم پسرم به سرشیشه علاقه پیدا کرده .شروع کردم با سرنگ بهش شیر خشک میدادم
ولی مشکل بود و رهاش کردم
بعد سرشیشه رو عوض کردم و سوراخش چون تنگ بود دیر دیر شیر میخورد و ناراحت میشد
چند تا عوض کردم‌تا الان که شیشه شیر بی بی لند با سری طرح اونت از اون پهنا که شبیه سینه مادره