۱۳ پاسخ

این گربه رو بالاخره چیکار کردین

ببریدش دامپزشکی اگر میتونید سرم بهش وصل کنه جون بگیره بیاریدش خونه

گربه مادر وفتی ببینه یه بچه ش نقصصص داره میذارش و میرش‌

همون خدا خیرت بده با سرنگ بگو همسرش بهش بده ان شالله پیدا میشه

ای خوداااا.یکم شیر بریز تو ظرف بخوره

شیر بدون لاکتوز باید بدید

من شنیدم مادر گربه ها بعد زایمان میفهمه که کدوم بچه ش زنده نمیمونه و میمیره، به همین خاطر ولش میکنه میره. نمیدونم چقدر راسته اما

آخی عزیزم.بزور سرنگ بهش شیر بدین اگه میتونین.مرتب سعی کنین بدین شاید جون گرفت

خوب شیربده بهش..بریز توشیشه بده میخوره گناه داره

ادعای بچه گربه دربیار مامانش بفهمه بیاد ببره گربه ها بچهاشون خیلی دوست دارن..چون دیدم .

شیر خشک یا شیر پاستوریزه بهش بده

بهش شیر بده گناه داره 🥺

یکم شیر بده بهش تو شیشه

سوال های مرتبط

مامان فندوق مامان فندوق ۴ سالگی
سلام . حالم گرفتس . ی کاری کردم بدونه منظور بخدا . فقط ترس داشتم نوزادم مریضی نگیره . ولی باعث شد خالم از دستم ناراحت بشع و گریه کنه . روز زایمان خالم همراهم بود تو بیمارستان . پسرم هم سه سالشه با بچهای خالم پیش مامانم بودن تا من مرخص بشم . خلاصه ما مرخص شدیم با نوزاد بعد دو روز متوجه شدم پسرم بیماری دست و پا و دهن از بچهاش گرفته. منم بردمش دکتر از دکتر هم پرسیدم امکان داره نوزاد تازه متولد شده هم بگیره ک گفت بله منم بچه رو گذاشتم تو اتاق جدا و هر کسی ک میدونستم ارتباطی با این بیماری داره رو نزاشتم زیاد نزدیک نوزاد بشه . حتی شوهر و پسرمو هم دو هفته نزاشتم بچه رو بگیرن . خب حق دازم نوزاد چند روزه خدایی نکرده میگرفت چ خاکی تو سرم میکردم مخصوصا با حال پسرمو ک میدیدم تو حلقش هم افت زده بود و از درد فقط گریه میکرد . خلاصه خالم اومد ک بغلش کنه منم با حالت شوخی و اینا گفتم ک ن نمیدم بغلت و هر چی هم اسرار کرد بهش ندادم . الان خواهرم زنگ زد گفت خالع خیلی گریه کزده میگه این همه تو بیمارستان بالا سرش بوذم حالا بچه رو بهم نداده😞
#پوشک
#فرزند پروری
مامان آژوان مامان آژوان ۴ سالگی
خانما طبیعیه که انقذر دلم برا پسرم میسوزه 4 سالشه اون موقع که به دنیا اومد دست مامانم درد نکنه سیسمونی رو برام گرفت البته اینجا سمت ما زیاد رسم نداریم سیسمونی بگیریم و فقط در حد لباس و رخت و خواب و ایناست به هر حال اینارو گرفت برام خودمون انقدر دستمون خالی بود شوهرم حقوقش کم بود وام و قرض داشتیم و بماند کرایه خونه و اینا شوهرم برا هیچ کدوم واکسناش یا دکتر رفتنای پسرم باهام نبود خودم تنهای تنها همه کاراشو میکردم خودم شیرم کم بود نمیدونستم باید خودم تغذیه مو درست کنم کخ بچم سیر بشه و دچار شیر خشک نشه 😔😔از لحاظ لباس و اینا زیاد اهمیت نمیدادیم یعنی نداشتیم ولی الان برای این یکی وضعمون خیییلی بهتر شده شوهرم برا همه بهداشت بردنا و دکتر رفتنا خودش باهامون میاد شیر خودمو میخوره و خداروشکر احتیاج به شیر خشک نبوده تا حالا و خیلی چیزای دیگه واقعا دلم به حال آژوانم میسوزه خییییلی هر چند الان هرچی خواسته براش فراهم کردیم از بهترین لباسا بهترین اسباب بازیها ولی بازم اینکه تو نوزادی و اینا اینجوری سخت گذشت و نمیتونم از دلم بیرون کنم 😔😔😔😔😔😔😔