۸ پاسخ

آره عشقم من الان ی بچم ۲۳ سالشه ینی بچه کوجیکم
بچه بزرگم ۱ سالشه
از لحاظ عقلانی

همشون عین همن کم عقلن والا

تقریبا یکی دو هفته اس آنقدر که حس میکنم خسته ام فشار رومه و طاقتم تموم شده که با کوچکترین صدایی دو متر میپرسم بالا روانم بهم می‌ریزه پسرم همش چنگ میندازه به صورتم یا عینکمو پرت می‌کنه ما خودآگاه چنان دادی میزنم طفلی بچه دو متر می‌ره بالا از ترس بعدش انگار به خودم میام که چرا اینجوری کردم ولی دیگه کار از کار گذشته
خودم هنوز باورم نمیشه این کارو رو من انجام میدم ولی همین چند روز هر زمان تنها بودم با پسرم با هر کار خطرناکی که کرده یا ریخت و پاش ناجور کرده انکار دیگه خون به مغزم نمی‌رسه یهو دو دستش میگویم تو سر خودم جیغ میکشم فقط قشنگ دارم دیوونه میشم
بعد وقتی کلافه ام باز شوهرم شاکیه که چته چرا اینجوری می‌کنی
فکر نمیکنه شاید خودش باعث این شرایطه

عزیزم منم دوتا پسر دارم یه پسرم ۳۴سالشه.یه پسرم ۱۸ماهشه.توتنها نیستی خواهر

والا چی بگم
منم دوقولو دارم کارم خیلی سخت تر هست خدا بچه هامون رو برامون نگهداره الهی شکر که دارمشون
ولی وقتی شرایط تغییر میکنه و بچه دار میشیم وارد یه دنیای جدید میشیم که پر از مسئولیت هست اونم بیشترش با مادره
هم ما حق داریم گله مند باشیم هم مردا چون مجبوریم بیشتر به بچه برسیم تا شوهر
بخاطر همین اونا خیلی اخلاقشون عوض میشه و یه جورایی احساس کمبود محبت میکنن بخاطر همین بی حوصله میشن عصبی میشن
به نظرم باید با مشاوره صحبت کنیم تا راهکار بده تا بتونیم با خوشی و در آرامش زندگی کنیم من که خودم هنوز وقت نکردم برم سراغ مشاور و روانشناس ولی اینکار رو به زودی انجام میدم

بچه من وقتی گریه میکنه زیاد، شوهرم بیشتر میره رو اعصابم اون لحظه دلم میخاد خونه رو ترک کنم برم فقط

منم همیشه میگم من دوتا بچه دارم یه پسر سی ساله یه دختر یکساله😑

چقدر شبیه ننه شرایطط
فقط اونجاش که با گوشی سرشو گرم می‌کنه برا من فرق داره
گوشی رو برنیداره سر خودشو گرم می‌کنه نه بچه رو همش هم شاکیه چرا نق میزنه بیا ببرش مزاحم کنه بچه چرا آروم نمیگیره
دقیقا منم همش استرس اینو دارم بچه غر میزنه گریه می‌کنه باباش دیگه شروع نکنه به نق نق و اعصاب خورد کردن و نصیحت کردن منو و راه حل های الکی دادن
چون اون لحظه از حرص می‌خوام منفجر بشم به جای اینکه بیاد کمک بچه رو آروم کنه یا نصیحت می‌کنه منو که چیکار چیکار نکن یا داد و بیداد که چرا بچه آروم نمیشه

سوال های مرتبط

مامان شاهان مامان شاهان ۱ سالگی
اخه چراااا این پسر اینقدر با محبته میمیرم براش نمیدونم چرا ولی راذمان برام یه چیز دیگه اس من دوتا پسر دارم هردوشونم دوست دارم خیلی هردوشون هم جیگر گوشه هامن هرکی میبینه میگه شاهان خیلی دوست داری بیشتر از رادمان؟ چون میبینن که من به بچه کوچیک اهمیت میدم این فکر میکنن اما برعکس درسته شاهان خیلی میخوام و هرکدوم رو یجوری دوست دارم اما راجب رادمان نمیتونم واقع مقایسه کنم این بچه تو این 8 سال زندگی غمخوارم بود تو شادیام خندید تو ناراحتیام اشکام پاک کرد همیشه حمایتم میکنه پیش همه و همچتین پدرش اگه مثلا شوهرم قربپن صدقه اش بره میگه بابا پس مامان چی؟ اول اون اگه شوهرم داد بزنه پسرم میگه مادرمه سرش داد نزن حتی ب شوخی و من حس میکنم گاهی خیلی بهش ظلم میکنم الکی گیر میدم اونم از سر خستگی و لجباری خودش من از کوره در میرم و احساس گناه میکنم اماااا این بچه بازم حامی منه و نگرانمه همیشه یه اخ بگم اونم دردش میگیره الهی دردش بجونم خیلی با محبته همش میگم فکر نکنم شاهان اصلا نمیتونم چجوری بگم یا بیان کنم که حسم به رادمان چجوریه از چشاش مهربونی میباره بچه ام شاهان هم ایشالا بزرگتر بشه مثل داداشش بشه اما باز میگم رادمان مادر غمخوارم رفیقم کسی که همیشه پای دردو دلام مینشست از بچگی چیزی نمیفهمید اما من براش تعریف میکردم و اون گوش میداد شاید چون همیشه عصبی هستم دیگران فکر کنن من پسر بزرگمو دوست ندارم اما واقعا اینطور نیس حس بین من و اون قوی تر از این حرفاست هم خودش و هم من بهتر میدونیم
مامان علی جانم💙 مامان علی جانم💙 ۱ سالگی
خانما یه مشورت میخام بگیرم ازتون خواهشا واقعا از باب مشورت جوابمو بدین
علی از وقتی به دنیا اومده باباش با اینکه خیلی دوسش داره ولی خوب باهاش بازی نمیکنه اوایل که کوچیک بود مثلا صدای حیوانات رو در میاورد با صدای بلند بازی می‌کرد باهاش هی میپروندش اینور اونور مثلا صدای سگ در میاورد و علی خیلی خوشش میومد و جیغ و خنده و اینا من بهش میگفتم آروم با بچه بازی کن ولی گوش نمی‌داد من بدم میومد اینجوری باهاش بازی می‌کرد
الان که علی یکم بزرگ تر شده و بیشتر میفهمه وقتی یه چیزو میخاد یا داره باهاش بازی می‌کنه از دستش می‌کشه و میره بچه هم جیغ می‌زنه و گریه میکنه حس میکنم نوع رفتار باباش روش اثر گذاشته حس میکنم عصبی شده و بیخودی جیغ میزنه اذیت می‌کنه و به حرف گوش نمیده در صورتی که من همیشه نازشو میکشم هرچی میخواد بهش میدم و سعی میکنم با آرامش باهاش رفتار کنم
وقتی علی این رفتار رو داره من به شوهرم میگم اینجوری با بچه بازی می‌کنی بده هرچی بزرگ تر میشه داره بدتر میشه و لجباز و عصبی تر میشه میگه دیگه نذار بیاد پیش من و یه سری چیز مسخره جواب منو میده چکار کنم که درست بشه این اوضاع ؟من حس میکنم علی لجباز شده چکار کنم خوب بشه؟