۸ پاسخ

منم امروز دخترمو از شیر گرفتم. من تلخک زدم چون به هیچ روشی قانع نمیشد. وقتی میدید تلخه گریه میکرد و نمیخورد. واسه خواب ظهر و شب خیلی بیقراری و گریه کرد.بالاخره نیم ساعت پیش خوابید. ولی بازم فکرمیکردم بیشتر اذیت بشه. امشب که بگذره فردا راحت تره

من الان یکماهه همینکارو میکنم روز خودش دیگه نمیخواد
شبا هم از ۲۰ بار درخواست شیر شده ۵ بار

چون قبلا نتونستم شیر شب قطع کنم روند قدیمیا رو در پیش گرفتم

پسر من شیرخشکیه چند هفتس هی امروز و فردا میکنم. هنوز که جرات نکردم شروع کنم😭

یکی از فامیلا به من گفت برو داروخونه بگو فرص میخام بچمو از شی. بگیرم گه شیرم خشک شه
رفتم بهم ندادن گفتن بدون نسخه پزشک نمیدیم؟
نمیدونم پس چطوربدون نسخه بهش دادن
وگفت تلخک هم بزن به سینت

بنظرتون برا روز اول چطور بوده؟خوب پیش رفتم؟کم کم که عادت کرد کمتر شیر بخوره یکی یکی وعده های خوابشم حذف میکنم ان شاالله

منم میخاستم از امروز بگیرم ولی نشد

خداروشکر
واقعا پروسه سختیه

عزیزم دوقلو هستن؟

سوال های مرتبط

مامان آریا مهر مامان آریا مهر ۱ سالگی
امروز ۸روز که پسرم رو از شیر گرفتم خیلی فک میکردم چجوری باید این وابستگی به سینم رو قطع کنم خدارو شکر که شد تونستیم از پسش بر بیایم
یه هفته فاصله ی بین شیرخوردنش رو زیاد کردم و تونستم عادتش به اینکه قبل خواب حتما باید شیر بخوره بخوابه رو قطع کنم
ساعت ۵عصر یکشنبه تلخک زدم اما در کمال ناباوری پسرم کلی شیر خورد انگار نه انگار😁😁
دوباره بعد یه ساعت رب انار زدم نشونش دادم ترسید گفت ممه بوو اون روز هروقت گفت ممه همین کارو تکرار کردم البته شب اول سخت بود ۳بار بیدار شد هر دفعه بهش آب دادم رو پام خوابوندم بعد ۳روز کلا دیگه يادش رفت چن روز اول همش باهاش بازی کردم بردمش بیرون براش چیزای متنوع و غذاهایی که دوست داشت رو درست کردم دوشب خوابیدنش شکر خدابهتر شده دیگه بعد آب خوردن نمیزارم رو پام آب میخوره می‌خوابه این تجربه من از شیر گرفتن پسرم بود گفتم شاید به درد کسی بخوره هرچند که دلم خیلی برای این روزا تنگ میشه اما اینم اولین چالش زندگی من پسرم بود
#فرزند پروری#مادر#گهواره#کودک
مامان ماهان مامان ماهان ۱ سالگی
سلام صبحتون بخیر
خانما من پسرمو دارم از شیر میگیرم
روش تدریجی و شروع کردم . خیلیییی زیاد وابسته سینه بود خواب روز و شبش با اون بود فقط زیر سینه میخوابید
۱۷ روزه شروع کردم، اول ۴ روزصبح از وقتی که بیدار میشد تا ظهر شیر ندادم ( اینم بگم ک دم ب دقیقه میومد شیر میخورد حتی بعد اینکه غذاشو خورده بود)
بعد دوباره ۴ روز از صبح تا ۷. ۸ شب نمیدادم
۴ روز هم از وقتی ک صبحا بیدار میشدتا خواب شب ندادم موقع خواب میخورد تا صبح هر وقت ک دلش بخواد .
اون تایمی ک تایین کرده بودم تموم ک میشد هر وقت شیر میخواست میخورد
بعد الان چند روزی هم هست ک دیگه وقتی میخواد بخوابه نمیزارم زیر سینه بخوابه یا تو تاب یا تو بغل میخوابه بعد شبا ک دو یا سه بار بیدار میشه تو عالم خواب شیر میخوره . امشبم خیلی بهونه و بی قراری کرد تا خوابش ببره یک ساعت پیش هم بیدار شد یزره خورد کشید عقب اما بازم میخواست ندادم ک بخوره تا همین چند دقیقه پیش فقط گریه کرده . حتی اجازه نمیداد بغلش کنم یا بهش دست بزنم بدتر جیغ میزد اجازه نداد بزارمش تو تاب براش شیر پاستوریزه و اب اوردم هیچکدومو نخورد میگفت دراز بکش پیشم شیرخودتو بخورم . خیلی ناراحت میشم براش خیلی مظلوم گریه میکنه
راهکاری دارید چیکار کنم ک یادش بره ؟
جیگرم کباب میشه براش اما کلی اذیت شدیم هردو نمیخوام زحمتامون ب باد بره
شیر خشک
فرزند پروری
پوشک
رفلاکس
کولیک
عکس برا الان نیست الان زمین خوابیده