۱۸ پاسخ

بنظرم چون ازت دوری میکنه فعلا بخاطر غریزش تا نخواهد بهت اسیب بزنه اونم درک کن شاید دلیلش این باشه

حتما بخاطر این که نخواد نزدیک بشه چون که زایمان کردی زخم داری نمیشه کاری بکنین مگیه نکنه جفتتان شهوتی بشین ونشه یاد پیشت هردو اذیت میشین اگه اینجوری باشه اونم حق داره

گوشیش و یواشکی چک کن ببین واقعا چخبره شاید داره خیانت میکنه
زنایی هستن که با عشوه اومدنشون و دلبری زندگی طرف رو بهم میریزن، شهر گرگ زیاد داره حواست باشه به شوهرت نزار تنهایی جایی بره

شوهر منم همینجوریه ولی ناراحت نمیشم ازش چون میدونم بخاطر خودم نمیاد کنارم

میخوادجلب توجه کنه تاتوعکس والعمل شماروببینه

عزیزم بنظرمن فکرمیکنه تمام توجه شمارفته سمت بچه شایددست خودش نیست احساس میکنه تمام محبتت برای بچه ای.. واونواصلا نمیبینی

معمولا مردا بعد به دنیا اومدن بچه یکم اخلاقشون برمیگرده.اما طبق چیزایی که من شنیدم،با اینکه می دونم چقدر الان به محبتش نیاز داری و درکت می کنم اما باید سعی کنی سرت رو به کار خودت مشغول کنی.بعش نچسبی و در عین حال که خوشحال و خوش اخلاقی بهش نشون بدی زندگیت حول محور اون نمی چرخه و توام برای خودت برنامه داری و مستقلی.
اینطوری دوباره جذب میشن خیر سرشون😒

بعد زایمان طبیعیه خیلیااارو دیدم همینطورین اکثر گهواره دارن مینالن
شوهرم منم سر بچه اولم همینطور بود این بچمم کلا ازم دور فعلا نیومده پیشمون

تازه زایمان کردی بزار چهل روز بگذره بعدان همه چی حالت اول وبهتر از اول برمیگرده مطمئن باش الان یکم حساس شدی چون بیشترامون بعداز زایمان یکم افسردگی وزیادی حساس میشیم

عکس جدید از الوین بفرس

ازش یبار ب طور جدی بپرس 😕

اره واقعا همه شون مثل همن

چون تو دوران بارداریت نزدیکی نداشتید یه مقداری سرد شده کم کم درست میشه

فقط حرف زدن مشکلتون و حل میکنه

کسی تا یکیو پیدا نکنه یه همچین کاری هایی نمیکنه ببخشید نمیخوام دلت رو بد کنم از شوهرت ولی شوهر من که همین کارو کرد یه نفر دیگه رو پیدا کرده بود اصلا پیشم نمیومد باهام خوب نبود براش ارزش نداشتم چهار ماه با یه دختر بود که منم روحم هم خبر دار نشد تا دختره زنگ زدو شوهرمو لوو داد بهم

عزیزم حتما با شرایط جدید فعلا عادت نکرده باخودش درگیره تاکناربیاد

بذار وقتی ارومه سر فرصت حرف بزن باهاش

خوب باهاش حرف بزن ببین مشکلش چیه

سوال های مرتبط

مامان 🩷MAHLIN🧿 مامان 🩷MAHLIN🧿 ۳ ماهگی
خانوما من ک خودتون میدونید بارداریم چطور گذشت شوهرم چطور باهام رفتار کرد گریه کردم بیشتر وقتا فک میکردم بعد اینکه زایمان کنم دیگ کلا عوض میشه و منو خیلی دوست میداره چون زایمان خیلی دردناک و وحشتناکه ولی ولی همه چی برعکس شد شوهرم با اینکه من زایمان خیلی خیلی سختی داشتم ی بار هم چه تو بیمارستان روبرو چه تو گوشی با پیام یا زنگ حالمو نپرسید من بهش گفتم ک مردم زنده شدم گفت باش تموم شد تموم شد بعد زایمانم هم مادرش چند بار منو به گریه انداخت الآنم گ خونه خودم هستم مادرشوهرم ازم مراقبت می‌کنه ولی بخاطر نوه اش نه بخاطر من ک بخورم شیر داشته باشم بچمو سیر کنم وگرنه از من هم مراقبت نمی‌کرد الان میگین مامانت چرا نمیاد مامانم دوره و دو سه بار فقط تونست بیاد ولی واقعا الان ۱۲ روزه انگار اینجا تو زندان هستم و زیر فشار روحی هستم چندین بار منو به گریه انداخت همش ناراحت افسرده هستم شوهرمم شهرستان دانشگاهه یعنی صبح تا شب هم اینو دخترش پیشم میمونن یعنی الان تو ی وضعیتی هستم ک دارم میمیرم