۲ پاسخ

اره حالا میگی من یاد روز زایمان افتادم نمیدونم چرا آقا تو اتاق زایمان بود همش تو فکر اینم پاهام لخت بود مرکز هم مشخص بود یا پوشوندن 😑

حق داری

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۶ ماهگی
وای از دست این مادرشوهرم امروز رفته بودم بیرون پیاده روی با بچم پسرمو گذاشته بودم توی کالسکه بعدهواخیلی سرد بود پسرمو پوشوندم چون سه ساعت بیرون بودیم بعد خیابون ی جوریه که از مغازه ی پدرشوهرم باید رد شم میبینه منو مادرشوهرمم هرروز غروبا میره پیش پدرشوهرم منم رفتم سلام کردم چون منو دید بعد مادرشوهرم انگاری با من مشکل داره بخدا من اصلا کاری به کارش ندارم هیچوقت نه زنگش میزنم هر یکماه ی بارم میرم خونشون چون حرصم زیاد میده بعد بهم میگه چرا بچه رو انقدر پوشوندن ببین مردمو چجوری بچه هاشونو گذاشتن آخه به تو چه ربطی داره زن بچه ی من سریع سرما میخوره الانم تازه مریضیش خوب شده بعدشم هواخیلی سرد بود تابستونم تا می اومد خونمون میگفت بچه سردش میشه لباس آستین بلند تنش کن دیگه حرصم گرفت امشب جوابشو دادم بالاخره گفتم هرکسی میدونه چجوری لباس تن بچش کنه خیلی پروعه آخه به بچه ی من چیکار داری وقتیم که سرما بخوره هی منو سرزنش میکنه که چرا سرما خورده آخه همش میاد خونمون اه این مادرشوهرم کی سرشونو از ک.ن عروسا در میارن😑