خب من تجربه حموم رفتن خودم و مهراب رو بگم بهتون چون خیلی ها دیدم بچشون یکدفعه از حموم بدش اومده
خب من از اول مادرشوهرم میبردش تا ۲ ماهگی بعد دیگه چند بار با همسرم بردم دیدم همسرم چون وسواس زیاد داره خیلی داره اذیتم میکنه دیگه گفتم خودم میبرمش و میبردمش تو آب بازی می‌کرد و بعدش هم میشستمش ولی مادرشوهرم چون سفت بچه رو می‌گرفت و محکم میشست اونم جیغ و گریه شدید داشت ولی من نه با کلی شعر آب بازی و انواع وسایل حموم رو میاواردم تو آب غرقشون میکردم یا حباب دار میشدن ذوق می‌کرد و یا لگن رد میزاشتم رو سرم و ادا در میاواردم
بعد یکسالگی بچه ها حساس تر میشن و اینکه دوست دارن خیلی کارها رو خودشون انجام بدن و از اینکه آب مستقیم تو صورتشون بریزه بدشون میاد پس باید این رو حل کرد مهراب یه سری ظرفای آشپزخونه اسباب بازی داره من یکیش رو بردم و با اون اول رو سرش و بدنش آب میریزم بعد میگم حالا تو بریز و خودش میریزه و خوشش میاد و سر شامپو رو میدم باهاش بازی میکنه و کلا با وسایل حموم سعی کردم آشناش کنم و نترسونمش و استخر توپ براش گرفتیم و وسایل بازیش و توپاش رو ریختم توش کلی خوشش میاد از حموم و اصلا اذیتم نمیکنه و آب هم ولرم باشه آب گرم ناراحتش میکنه
پیام مشاور گهواره هم راجع به حموم هم گذاشتم براتون که بخونید و بقیش هم میزارم پایین بخونید .و اینم بگم مهرابم شیطنت میکنه که وایسه و بخواد بدو بدو کنه تو حموم ولی من دو بار بهش گفتم اگر وایسی حوله تنت میکنم و شمارو میفرستم بیرون و متوجه شد جدی هستم چون فرستادمش بیرون و کلی هم گریه کرد و دیگه انجام نداد و میشینه و دیگه اذیت آنچنانی نداره قابل تحمله😅

تصویر
۷ پاسخ

نلین عشق حمامه
یه کم سرشو میخوام بشورم غر میزنه اما من و باباش چون فضا میدیم بازی میکنه با آب اون مرحله هم رد میشه
گریه اما مرحله آخره چون اصلا دوست نداره بیاد از حمام بیرون اما خوب الان متوجه شده یه تایمی داره و به همون غر اکتفا میکنه

استخر حموم رو من بردم تو حموم وقتی از آب پر میسه خالی کردنش سخت میشه که

دختر منم از سه روزگی‌با باباش رفت حموم الانم عاشق حمومه بسکه اب بازی میکنه ، هرکی بره حموم لی لی هم تو حمومه 🤣🤣🤣🤣 یهو روزی‌دوسه بار میره حموم

ارتین با باباش میره از همون حدود ۲ ماهگی
خیلی بهش کیف میده باهم بازی میکنن
قبلش هم یا بامامان خودم یا با مادرهمسرمیرفت زیاد دوست نداشت
چون هدفشون فقط شستن بود و زود درمیومدن ولی دیگه الان چون با باباش میره و اب بازی میکنن خیلی دوست داره و معمولا هروز ک باباش میره حمام اونم میخواد همراهش بره 😂😂

ماهان هم تاقبل از۱سالگی خیلی حموم دوس داشت اصلا گریه نمیکردالان لیف میزنم آرومه ولی سرشومیشورم واویلا یاحسین راه میندازه جیغای بنفش

اینم سومین

تصویر

این دومیش

تصویر

سوال های مرتبط

مامان آبان مامان آبان ۱ سالگی
مامانا سلام
این پست رو برای کسایی میذارم که بچه شون از حموم می‌ترسه. پسر منم از حموم می‌ترسید و هربار از اول تا آخر گریه و جیغ و فریاد داشتیم. من دیدم اینطوری نمیشه و سعی کردم بفهمم از چی بدش میاد. اول فک کردم از تماس پاهاش با کف حموم چندشش میشه، براش دمپایی خریدم ولی بی فایده بود. بعد فک کردم از فشار زیاد آب می‌ترسه. وانش رو با فشار کم آب پر کردم ولی اینم نبود. خلاصه بعد از کلی تلاش فهمیدم مشکل بچه با دمای آبه. آبی که روش می‌ریختم و به نظر خودم اصلا داغ نبود از نظر این داغ محسوب میشد. آب رو ولرم کردم، جیغ و داد کمتر شد ولی هنوز حموم رو دوست نداشت.
چن تا کتاب حموم خریدم و یکی دوتا اسباب‌بازی کوچیک مخصوص حموم. یه سفینه کوکی که تو آب حرکت میکنه و یه اردک سوتی. یه بطری خالی میسلار هم که براش جالب بود بردم تو حموم. یه شعر حموم هم از یه کتاب دیگه پیدا کردم و حفظ کردم و موقع حموم کردن براش خوندم. الان اینطوری شده که هر روز حوله اش رو برمیداره، میره پشت در حموم و میگه اَموم :) وقتی هم میریم حموم باید به زور بیارمش بیرون
مامان دوتافسقل بچه مامان دوتافسقل بچه ۱ سالگی
سلام مامانا من اومدم با تجربه ام از واکسن ۱۸ ماهگی

قبل گفتنش باید ازتون بخوام لطفا در مورد حرفام گارد نگیرید سریع دنبال ایراد گرفتن ازم نباشید ، من فاصله بین بچه هام دقیق ۴ سال هستش و این مراحل رو دقیقا ۴ سال پیش به عنوان مادر اولی طی کردم
راجع به حموم رفتن که یه سریا میگن وای نه و فلان درسته یه سری پزشکا میگن نبرید خطرناکه چون تو لوله های آب میکروب هست ک امکان وارد شدن به بدن و خطرات بعد رو داره یه سری دکترا میگن که نه سوراخ واکسن اینقدر کوچیکه که مشکلی پیش نمیاد
من به عنوان یه مادر تصمیمم این بوده که بچمو ببرم چون وقتی خودمون بدن درد داریم به هر دلیلی یا واکسن کزاز میزنیم و بدنمون درد میکنه یه دوش آب ولرم دردمون رو کمتر میکنه
دیروز که واکسن رو زدم بچمو راه آوردم رسیدیم خونه سریع براش شیاف گذاشتم دیدم پا دردش کم کم داره شروع میشه و حال نداره و نق میزنه اما تا غروب خبری از تب نبود ، غروب حس کردم که بدنش داره گرم میشه لگن رو آب ولرم پر کردم اسباب بازی گذاشتم بردمش ده دقیقه یک ربع صرفا بازی کنه نشستمش ، وقتی اومد بیرون براش آهنگ گذاشتم یکم بالا پایین کرد رقصید و خبری دیگه از درد نبود خداروشکر
اما تب واکسن با شربت استا نمیشد کنترل کنم کلا قید شربت رو زدم و با شیاف هر ۴ ساعت کنترل میکرد و تب هم تا ظهر بود و من از ۱۰ صبح تا همین الان دیگه استا ندادم و خداروشکر تب نکرد
و خیلی ریلکس داره بازی میکنه
اینو نوشتم چون کمپرس آب سرد و گرم رو خیلی از بچه ها اجازه نمیدن براشون استفاده کنیم شاید حموم آب ولرم گزینه بهتری باشه برا بعضی بچه ها
مامان مهراب مامان مهراب ۱ سالگی
سلام یه سری مامانا خیلی شکایت دارن از اینکه بچشون نق میزنه اول بگم طبق تجربه خودم میگم این یه چیز طبیعیه تو این سن .خودتون رو بزارید جای این بچه ها نمی‌تونید حرف بزنید و نیازتون رو بگید تنها کار همین جیغ و گریه و گاز گرفتن رو بلدید بهتون بی توجهی میشه مادر و پدر عصبانین بچه تنهاست دوست داره یکی باهاش بازی کنه بچه متوجه حال شماها نیست نمیدونه گرونی و دعواهای شماها چیه فکر می‌کنید بچه باید همه چیز رو الان بفهمه چون بشین و پاشو و نکن رو فهمیده پس باید همه چیز رو بفهمه نه بچه داره کشف میکنه داره یاد میگیره .تا همه چیز رو بدونه چجوریه و بتونه حرف بزنه و همه کاری یاد بگیره باید صبور باشید بتونید کمکش کنید .اینکه شما حالتون بده با شوهرتون یه چیز جداست .اینکه بچتون اصلا بلد نیست بازی کنه یاد بگیرید از الان چون باید کم کم شروع کنید مستقل بازی کردن رو .الان خیلی هاتون جای خواب رو عوض کردید ولی الان مهم مستقل بازی کردنه و اینم بگم بچه ها الان ترس جدایی دارن مهراب که قبلا گریه نمی‌کرد برای دوری از من الان یه وقتایی در طول روز اینطور میکنه ولی نباید داد بزنید باید کنارش باشید باشه مامان نمیرم ببین من کنارتم من هیچوقت تنهات نمیزارم با هم بازی می‌کنیم بیا با هم بریم این رو بخوریم خب یکم آروم تر شده حالا میتونی کم کم ازش دور بشید و برید دستشویی یا هرجایی و اینکه ثبات رفتاری داشته باشید اگه الان دستش گوشی دادی یکدفعه نیا بگو فقط تو موقع غذا خوردن یا ساکت کردنت میدم دستت و این میشه باج خواهی
من یه موقع سر غذا دادن مهراب حتما گوشی بدم دستش بعد کم کم ازش دورش کردم با چیزهای دیگه و با رقصیدن و هزار تا جنگولک بازی عادتش دادم یا قاشق میدم دستش یه قاشق اون به من غذا میده یه قاشق من به اون میدم