۳ پاسخ

آره ب همچی ن میگه

دقیقا دختر منم همینه
من فکر میکردم فقط این اینجوریه

افتضاح شده دیووونه شدیم دیگه
کلا برخلاف ما حرکت میکنخ

سوال های مرتبط

مامان زهرا🐣🐥 مامان زهرا🐣🐥 ۳ سالگی
خانما دخترم خیلی گریه میکنه الکی خیلی ها یعنی از صبح تا شب دق میده منو
برای هرچی میکنه باهاش بازی میکنم گریه میکنه نمیکنم گریه میکنه
دفتر شو میاره نقاشی بکشم براش میکشم گریه میکنه نمیکشم گریه میکنه
آب میخواد با گریه میخواد
یعنی هرچیزی که فکر این گریه میکنه حالم بهم میخوره از همچی
از صبح ساعت ۷ونیم ۸ بیدار تا ۱۰ شب فقط قر میزنه
هیجا باهاش نمیتونم برم نه بازار نه پارک تو پارک تو نوبت واینمیسته برای تاب همش گریه میکنه تو خونه هم تاب داره هم سرسره
توی مغازه واینمیسته برای خرید همش میره بیرون
دیگه دارم شک میکنم مشکلی باشه
تاخیر هم داره دخترم تو همه چی راه رفتن و حرف زدنش همه کاری
قبلا مغز و اعصاب برده بودم برای تاخیر حرکتیش تاخیر ش بهتر شده همش باهاش کار میکنم توی خونه
فقط گریه هاش روی مخمه
الانم میخام ببرم ولی باز میترسم ببندم به دارو های مغز اعصابی که برای گریه هاش باشه میگن بده
نمیدونم چیکارکنم شایدم ببرم پیش روانشناس بگه چشه
بدنم دیگ نمی‌کشه
به نظرتون عادی الکی گریه کردن؟ بچه ای دیدین اینجوری توی چه سنی خوب میشن؟
کامل حرف نمیزنه ولی خب بازم منظور می‌فهمونه
توی فامیل داریم بچه ۳سال نیم که اصلا حرف نمیزنه به جز ماما و بابا ولی خیلی آروم اصلا گریه نمیکنه حرف گوش کنه
من واقعا نمیدونم چیکارکنم خستم😔😔
مامان اهورا مامان اهورا ۲ سالگی
اهورا یه هفتست سر ظهر که میشه بهانه می‌گیره گریه میکنه که منو ببر پارک
امروز هر چی باهاش صحبت کردم گفتم الان هوا گرمه سرسره و تاب داغه راضی نشد منم گفتم بزار یه بار ببرمش خودش تجربه کنه(شهر ما امروز ۴۳ درجه هست)
رفتیم پارک خوش و خوشحال با نگاهی پیروزمندانه از سرسره رفت بالا به محض اینکه نشست صدای گریه‌اش اومد
بهش میگم چی شد چرا گریه میکنی،میگه تو گفتی داغه من حرفت گوش نکردم دست و پام سوخت نمیخوام بازی کنم بریم خونه
الان از یه طرف عذاب وجدان گرفتم که نشسته رو سرسره ی داغ از یه طرف میگم الان که خودش تجربه کرده بهتر میفهمه
از وقتی اومدیم خونه همش می‌پرسه مامان گفتی کی میتونم برم پارک؟ منم میگم عصر که بابا اومد باید صبر کنیم خورشید بره بعدش بریم پارک،میگه باشه
چرا اینقدر لج میکنن بچه ها
همه چی رو که نمیشه بزاریم خودشون تجربه کنن
خیلی از کارایی که اهورا به خاطرش لج میکنه کارای خطرناکیه،بچهه ایه که اصلا نمیشه حواسشو پرت کرد،وقتی قفلی میزنه رو یه چیزی آدمو دیوونه میکنه تا از سرش بیوفته
تا کی اینجورین؟چرا روز به روز به جای بهتر شدن دارن بدتر میشن؟