سوال های مرتبط

مامان نورا خانوم مامان نورا خانوم ۱ ماهگی
تجربه زایمان دوم .
40 هفته تموم کرده بودم و اصلا دردی نداشتم رفتم دکتر بهم نامه بستری داد که با سوزن فشار زایمان کنم . بازم معاینه تحریکی کرد و اومدم خونه . یکم استرس داشتم که با آقام رفتیم بیرون تا یکم از استرسم کم بشه . تو ماشین که نشسته بودم یهو یه دردی اومد سراغم خیلی شدید بود ولی بعد چند ثانیه خوب شد . دیدم کم کم هی درد های کمی به کمرم وشکمم وارد میشد که محلش ندادم . اومدم خونه یکم ورزش کردم پله بالا و پایین رفتم و هی دردم بیشتر شد . تو هر ده دقیقه یه درد شدید . یکم خوابیدم که فردا انرژی داشته باشم خدود دو ساعت خوابیدم . ساعت سه نصف شب دیگه از درد بیقرار بودم . بازم ورزش کردم کمرم و تکون میدادم اسکات زدم و ... دیگه درد کشیدم تا نماز صبح . نمازم و خوندم . ساعت گرفتم دردام دقیقا شش دقیقه یه بار شده بود بازم ورزش . دوش آب گرم . اسکات و پله. به ماما همراه پیام دادم گفت هفت و نیم بیمارستان باشم . خیلی دردام شدید بود رفتم بیمارستان سریع اومد و معاینه کرد هفت سانت بودم دیگه رفتیم بلوک زایمان و سریع رحمم باز شد فقط یکم بچه بالا بود که ورزش داد بهم و کمکم کرد و بچه اومد پایین و بعدشم که به دنیا اومد .
مامان آدرین مامان آدرین ۳ ماهگی
پارت ۳زایمان طبیعی
دیگه اومدیم خونه داشتم مترکیدم از عصبانیت و از درد دوس داشتم زودتر زایمان کنم و درد هام تموم بشه و پسر کوچولومو ببینم مادرم گفت تو یکم بخواب من نهار درست میکنم یکم خوابیدم بیدار شدم نهارمو خوردم خیلی کم تونستم نهار بخورم چون همش درد داشتم تو خوابم چند باری پریدم از شدت درد دیگه نهارمو که خوردم شروع کردم به ورزش کردن🤣ورزش با توپ اسکات زدم اینا انقدم درد داشتم همش دوس داشتم برم wcدیگه دردم هی داشت شدید تر میشد رفتم حموم گفتم بزار برم زیر دوش آب گرم ببینم دردام یکم کمتر میشه اروم تر میشم چون وقتی ماه درد میگرفتم میرفتم دوش میگرفتم دردام تموم میشد دیگه رفتم دوش گرفتم اصلا تاثیری نداشت اومدم بیرون یکم نشستم گریه کردم 🤣گفتم میرم دکتر واسم نوبت سزارین بزاره من نمیتونم دیگه طاقت بیارم مادرمم گفت باشه میرم دکتر دیگه زنگ زدم شوهرم که بیاد دنبالمون برم دکتر شوهرم وقتی اومد گفت که پدر بزرگم فوت کرده 😐
ادامه دارد..
مامان جوجو🐣🩵 مامان جوجو🐣🩵 ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1
سه روز قبل زایمانم (4شهریور )بدون درد و هیچ علائمی رفتم بیمارستان معاینم کردن گفتن یک سانتی میتونی بستری بشی اما بستری نشدم خواستم با دردهای خودم زایمان کنم نه آمپول فشار . شبش دردام یکم شروع شد ولی خیلی کم بود کمردرد پریودی داشتم اونم هر 15 دیقه 20 یا حتی یک ساعت یبار و اصلا منظم و زیاد نبودن و تا شب بعدش همینطوری بود . شب بعد (5شهریور ) دردام یکم بیشتر شد و تایم گرفتم هر 9-10 دیقه یبار بود و یکم شدیدتر از دردای قبلی بود . هربار که میگرفت شوهرمو از خواب بیدار میکردم با روغن زیتون کمرمو ماساژ میداد
تا 5 صبح همینطوری ادامه پیدا کرد تا اینکه گفتم به مامانم زنگ بزنم که آماده باشه اگه یهو رفتیم بیمارستان از سرراهمون بر داریمش اما مامانم گفت شما بیایین اینجا اگه دردات بیشتر شد از اینجا بریم بیمارستان . خلاصه صبح ساعت هفت (6 شهریور ) حاضر شدم ساک خودم و بچه و وسایلای لازم رو برداشتیم رفتیم اونجا صبحونه خوردیم مامانم دید دردام کمه گفت لازم نیست از الان بری بیمارستان چند ساعت صبر کن بعد بریم
منم رفتم دوش گرفتم زیر دوش اسکات زدم کلی ورزش کردم شیو کردم و اومدم دیدم یه ترشح زرد رنگ کشدار ازم میاد و یکم احساس خیس شدن کردم به ورزش ادامه دادم تا شب ، مامانم اینا شام خوردن اما من از ترس اینکه سرزایمان مدفوع نکنم کم خوردم اما کارم اشتباه بود شما اینکارو نکنید چون جونی براتون نمیمونه زور بزنید اونجا اگه مدفوع کنید هیچ اشکالی نداره پس خودتونو نترسونید قشنگ چیزای مقوی بخورید بعد برید بیمارستان .🫂 بیا پارت بعد