سوال های مرتبط

مامان نلین مامان نلین ۳ سالگی
سلام مامانای عزیز ، خواستم تجربه مهد گذاشتن دخترم رو بگم چون توی تاپیکا میبینم خیلی دغدغه دارن...

خب من چون شاغلم از اول دخترم پرستار داشت ، اما به دلایلی اون خانوم دیگه نیومد، تقریبا وسطای زمستون بود ک به ناچار گذاشتم مهد با کلی غصه چون همش میگفتم زوده... سه سال و نیمه بود، اون رفت مهد و من ناراحت از این که چرا باید بچه م باید بره وسط ویروسها!


حالا بماند ک بعد تعطیل شد و عید و ...


الان یه دوسه هفته ای هست دوباره میره و هرروز یه چیز جدید یاد میگیره ، کلی به مهارتهاش اضافه شده، دست ورزیش عالی شده، اخلاقش خیلی بهترشده و خوراکش هم بیشتر ... چند دفعه ای هم مریض شده البته



اینو گفتم ک بگم خیلی راضی هستم با اینکه اصلا دوس نداشتم ، بعضیا فک میکنن زوده ک بچه بره دنبال کتاب و دفتر ، میگن باشه بچگی کنه ، درحالیکه توی این سن فقط باهاشون دست ورزی کار میکنن ، دفتر و مداد رو از پیش ۲ باهاشون کار میکنن... یک نمونه از کاردستی هاش رو ک امروز توی مهد درست کرده میذارم





قصد دارم تابستون هم بفرستم ...
مامان عروسکِ من مامان عروسکِ من ۴ سالگی
بیدارید دخترا یسوال ذهنمو مشغول کرده
ما پایین خونمون پارکه و دخترمو اکثرا میبرم پارک حالا یه دختر هست از دختر من بزرگتره و اینجور ک چن نفر میشناسنش تو بچگی تشنج میکنه و الان متوجه نمیشه و هر یکساعت قرص میخوره.. حالا این دختر بچه رو پدرش هر روز میاره پارک و هروقتم میان پدره یا میشینه رو صندلی مشغول گوشیه یا حرف زدن با دیگران.... دختر من تو پارک بازی میکنه با دوستاش این بچه هم میره بازی میکنه باهاشون بحدیکه بچه ها نمیخان با این دختربچه بازی کنن میگن اذیتمون میکنه اما من میگم اشکال نداره بازی کنین باهم.. چن بار خودم دیدم دختر منو از سرسره هل داد و بهش تذکر دادم.. دیروز دخترم داشت با دوستاش مامان بازی می‌کرد و چمن ها رو می‌کندن مثلا غذا درست میکنن این بچه درکنار بازی با اینا رفت همشو لگد زد و چمنها رو پخش زمین کرد دختر منم میخاست حمله کنه بچه رو بزنه ک اجازه ندادم و دخترم جیغ میزد.. دوباره دخترم رو سرسره بود اومد گفت مامان این دختره دماغمو زد منم ب دختره در حالیکه باباش میدید گفتم برا چی میزنی؟ نباید بچه ها رو بزنی و ب دخترم و دوستاش گفتم خب جدا بازی کنید و باهاش بازی نکنید پدره اومد ب دخترش گفت زدی؟ اون گفت نه در حالیکه دختره من اصلادروغ نمیگه و پدره گفت دخترم حالیش نمیشه و فلان و نزده. در حالیکه روزای قبل بچه های دیگه میرفتن پیش بابای دختره و شکایت میکردن👇👇