۱۱ پاسخ

منم وقتی دخترم رو میبرم پارک
اصلا ازش فاصله نمی‌گیرم
همش نزدیکش هستم
اینطوری خیال خودم راحت تره
یک سری از مادرها میان می‌شینن،رو نیمکت بچه برا خودش بازی می‌کنه
متأسفانه من همچین اخلاقی ندارم

منم وقتی پسرمو میبرم پارک همش دنبالش هستم تنهاش نمیزارم

من دقیقا کنارش واینمیستم رو نیمکت میشینم با چشم دنبالش میکنم البته پارک ما کوچیکه و میشه همه جاشو دید

منم وقتی میبینم پارک شلوغه دخترامو نمی‌برم میپرسم

منو تو پارک اینجوریم
میبرمش پارک بانوان نزدیک وورودی میشینم میره بازی میکنه میاد خیالم راحت تره از دور نگاش میکنم ولی دیگه بهش نمیچسبم

نه طبیعی نیست.بشین نگاهش کن بزار خودش بازی کنه

عزیزم ما مراقبیم که آسیب نبینن
کار بدی نیس
متاسفانه اقتضای جامعه همینه

اره عزیزم ماهم همینیم.
یه تایمی ک خلوته ببرش تا اینجوری استرسی نشی

اره خب مواظبش هستم کنارش هم هستم ولی خب اجازه میدم با بچه های همسن خودش که میان سمتش دوست بشه

کار خوبی میکنی،هیچ وقت هیچ‌کجا تنهاش نمیذارم حتی خونه ی مامانم‌که میرم‌برادرزاده هام‌اونجان نمیذارم بزن تو اتاق و در رو ببندن،همش باید جلو چشم خودم بازی کنن

اره هرجایی‌نمیزارم برن حتی توی خونه بازی هم دنبالشون میدوم وتنهاشون نمیزارم

سوال های مرتبط

مامان عروسکِ من مامان عروسکِ من ۴ سالگی
بیدارید دخترا یسوال ذهنمو مشغول کرده
ما پایین خونمون پارکه و دخترمو اکثرا میبرم پارک حالا یه دختر هست از دختر من بزرگتره و اینجور ک چن نفر میشناسنش تو بچگی تشنج میکنه و الان متوجه نمیشه و هر یکساعت قرص میخوره.. حالا این دختر بچه رو پدرش هر روز میاره پارک و هروقتم میان پدره یا میشینه رو صندلی مشغول گوشیه یا حرف زدن با دیگران.... دختر من تو پارک بازی میکنه با دوستاش این بچه هم میره بازی میکنه باهاشون بحدیکه بچه ها نمیخان با این دختربچه بازی کنن میگن اذیتمون میکنه اما من میگم اشکال نداره بازی کنین باهم.. چن بار خودم دیدم دختر منو از سرسره هل داد و بهش تذکر دادم.. دیروز دخترم داشت با دوستاش مامان بازی می‌کرد و چمن ها رو می‌کندن مثلا غذا درست میکنن این بچه درکنار بازی با اینا رفت همشو لگد زد و چمنها رو پخش زمین کرد دختر منم میخاست حمله کنه بچه رو بزنه ک اجازه ندادم و دخترم جیغ میزد.. دوباره دخترم رو سرسره بود اومد گفت مامان این دختره دماغمو زد منم ب دختره در حالیکه باباش میدید گفتم برا چی میزنی؟ نباید بچه ها رو بزنی و ب دخترم و دوستاش گفتم خب جدا بازی کنید و باهاش بازی نکنید پدره اومد ب دخترش گفت زدی؟ اون گفت نه در حالیکه دختره من اصلادروغ نمیگه و پدره گفت دخترم حالیش نمیشه و فلان و نزده. در حالیکه روزای قبل بچه های دیگه میرفتن پیش بابای دختره و شکایت میکردن👇👇