۹ پاسخ

ولی فقط 2 سال و هفت ماهشه 😢

پسر منم همینه سن لجبازیشه ولی من سه روزه امتحان کردم هرچی بیشتر بغلش میکنم نوازشش میکنم میچسبونم به خودم لجبازیش کمتر میشه بیشتر حرف گوش میکنه بیشتر تو آغوشت بگیرش بوسش کن نازش کن قوربون صدقش برو شاید بهتر شد

خوب انتظارات ما زیاده از بچه میخوای دست بده خداحافظی کنه معلومه گریه میکنه باید باهاش آروم رفتار بشه

عزیزم رو سن لجبازی هستن دختر من از باباش نمی ترسه ولی من نگاش می کنم می گه مامان دوست دارم عزیزم چون ب خواسته هاش احترام گذاشتی درسته بچه هست ولی تو بیاس کوتاه بیایی

عزیزم سن لجبازیشونه
حالا ی بار گرسنه بخوابه چیزی نمیشه واسه منم خیلی پیش اومده

الان داری بچه منو تعریف میکنی♡

سرش داد نزن اگه بزنی لجبازی باهات می کنه با زبون اروم بهش بگو بعد تشویقی بهش بده . ببرش تو پارکی جایی گولش بزن بهش بده ‌.دارم از تجربه هام بهت می گم

به پتوش بیشتر از من وابستست..رفته پتوشو از رو مبل گرفته رو تخت خوابید گشنه😔😭

دخترم رفته روتخت دراز کشیده قهرم کرده..گفت گشنمه صدای قارقورشم‌ میاد بردم بهش دادم سرم داد کشید نمی‌خورم نهههههه..منم گفتم نخور گشنه بمون....دلمم یجوریه

سوال های مرتبط

مامان رایان مامان رایان ۳ سالگی
مامانا شما بگید در جواب اخلاق پسرم چیکار کنم؟
پسرم چندد روزه مریض شده نمیدونم از اونه یا شربت اشتها اینکارو باش کرده.چند برابر قبل بهونه گیرتر.جوری ک پیرزن همسایمون ک چندین تا نوه داره میگه چرا بچه اینجوری میکنه چشه؟مامانا من نگران شدم از کجا بدونم رفتار بچم چقد جای بررسی داره کجا ببرمش از کی کمک بگیرم.
مثلا میخوام کتشو دربیارم تا دست میندازم منو میزنه میگه خودم میخواستم دربیارم بعد نه یکبار چند بار میزنه تا ناراحت شم اونوقت انگار خیالش راحت میشه.یا یه چیزیو جا ب جا میکنم میگه نه بزار فلان جا نه اون مدلی بزار.تو هر جزئیاتی دخالت الکی میکنه.بعضی جاها مثل دیشب منو شوهرم ی جنون میرسیم.میگفت الا و بلا باید شیرخشکمو خالی کنی تو خیابون بعد جوری خودشو میکوبوند به ماشینو همه وسایلای داشبوردو خالی کردو انقد بی قرار بود شل شد از گریه.من چیکار کنم بگم ن اشتباهه اونجوری میترسم بچم ضعف کنه از حال بره به حرفشم گوش بدم میترسم بد تربیت شه.
خیلی ب همم ریخته.دعام کنید.
مامان بهاره مامان بهاره ۳ سالگی
سلام مامانای عزیز
دخترم 2سال و 6ماهشه از وقتی دوسال شد ی اخلاقای بدی گرفت که دیگه به زور تحملش کردم تا الان (لجبازی میکنه جیغ گریه و..)ولی الان چیزی که نگران کننده تر شده برام اینه که تو این مدت از من و باباش (مخصوصا باباش)خیلی دور شده سرش داد میزنه همش میگه بوسم نکن برو اونور و...ولی من ب شوهرم میگم صبر کن ان شاالله درست میشه خونه ما آپارتمانه و با مادرشوهرم واحدمون رو ب روی همه و دخترم هرشب گریه و جیغ می نه که من باید برم پیش مامانی بخوابم و ما ز زور میاریمش پیش خودمون که عادت نکنه یا عموش وقتی کاری بکنه همش سرش داد میزنه احساس میکنم حال روحی روانی دخترم داره خراب میشه من هیچ خانواده ای یا آشنایی اینجا ندارم که برم پیشش تا دخترم آرامش پیدا کنه یکم فقط گیر کردیم تو این خونه پس فردا قراره برم پیش مامانم از الان دخترم خوشحاله باباش میگه دلت تنگ نمیشه برام میگه نه
دیگه نمیدونم باید چیکار کنم با برادرشوهرم قهرکردم بابت اذیت کردن دخترم ولی بازم چون غریبم اینجا ول کن نیست همش اذیت میکنه با کاراش شوهرمم اصلا از ترس مامانش حرفی نمیزنه
ممنون میشم راهنمایی کنید