۲۲ پاسخ

جوری بزنش هیچ بیمارستانی قبولش نکنه 😂

عزیزم نمیزاره بری خونه مامانت توهم باهاش نرو خونه مامانش درست باهاش حرف بزن بگو احترام باید دوطرفه باشه.. هموطوری که تو احترام میزاری اونم باید احترام بزاره...
اصن متنفرم از چنین مردایی مرد اگه مرده نمیزاره اب تو دل زنش تکون بخوره

لابود فکر میکنه خانوادت پرت میکنن از این چیزا ازش اجازه نگیر یهو بگو دارم میرم نگو میخوام برم با میزاری برم

شوهرمنم همینجوری بود ولی الان اوکی کاری باهام نداره

بنظرم یبار محکم وایسا بهش بفهمون تو چندین سال تو اون خونه بزرگ شدی و‌همخون هات اونجان‌حق داری هر وقت بخوای هر قدر بخوای بری
محکم و قاطع باش
اگه باز جفتک انداخت به ننش بگو نمیزاره برم خونه بابام‌منم نیومدم خونه شما گله ای نباشه

شوهر منم تک پسره برای منم از ارتباط با فامیل خودم خوشش نمیاد متاسفانه نمیدونمم علتشو دلیل قانع کننده هم نداره
البته با فامیل خودشم میگه سرد باش باهاشون ولی رفت و آمد رو با اونها قطع نمیکنه

شوهر منم اوایل ازدواج اینجوری بود .اگه تازه ازدواج کردی بیخیال درست میشه

خب اونم نره خونه مادرش اگرم زورت نرسید تو نرو خونه مادرش بگو من خونه مادر خودم نمیرم خونه مادر تو بیام چیکار

عزیزم منم همینحوزیم شوهرم خیلی دوست نداره برم و این دلیلشو نمی‌دونم اگر تازه ازدواج کردی ک عادیه

خونه مامان خودش هم رفتنی اونطوریه؟

دلیلش اینه که مردای ترک اولش توهم برمیدارن البته به توصیه مادرشون میگن که عروسو نزار زیاد بره خونه مادرش عادت میکنه سرد میشه از زندگیش بیشتر تک پسرا و اونایی که با مادرشون یکی زندگی میکنن این تفکر رو دارن والا چی بگم که میخام بگم صبر کن درست میش ولی حسرم میگیره

عزیزم حق داری ناراحت باشی. ولی یه دلیلی داره نمیگم دلیلش حق با اونه چون هیچی توجیهش نمیکنه ولی یه دلیلی داره حتما حالا ممکنه کلا از سمت خودش باشه . ولی باهاش صحبت کن میدونم گفتی نمیگه . ولی بازم دلیلشو با خوبی بپرس بگو من باید قانع بشم من طرف توام هرچی بگی همون کارو میکنم ولی بهم دلیلش رو بگو که منم قانع بشم. ویه جوری بهش این حس رو بده که تصمیم بااونه تا خیالش راحت بشه ولی کارخودتو بکن. من حس میکنم با صحبت خیلی مشکلات حل میشه

احتمالا حس می‌کنه وقتی میری پ ت میکنم یا یادت میدن

حتما بی احترامی چیزی میکنن خونه مامانت

ی بار شوهر منم نزاشت برم دعوا کردم حسابی چون من هیچ جا جز خونه مامانم نمیرم اونم نزاره که اسیرم انگار

چرا نمیذاره اخه باهاش صحبت کن قشنگم دلیلشو بپرس اخه خونه مادرته دیگه چ اشکالی داره مگه بری

یه بار ازش بپرس

منم همینجوریه پری شب رفتم دیشبم اومدم اخه راه دور اینجا نیست
ولی خودش اینجاست کار نداره میبرتم میزارتم بعد میاد دنبالم
حتی الانم میگم برم میگه نه بزار اومدم خونه میبرمت چند 4 روز یا بیشتر بمون خونشون و واقعا هم میبره خودشم میاد کلی هم خوشمیگذرع ولی نیست نمیزاره دیگه منم هعی نمیگم چون نمیخام بحثی پیش بیاد دیگه اهلاقشه کاریش نمیشه کرد

بهش بگودلیلش چیه نرم

دلیلش چیه
پرسیدی ازش؟؟؟

حتما توام خونه مادرش نمیری زیاد
اونم به همین دلیل نمیزاره بری

یا شایدم از خونه مامانت برمیگردی اخلاقت عوض میشه. اونم میگه نرو

یعنی نمیذاره بری؟؟

سوال های مرتبط

Arezo Arezo قصد بارداری
از دیشب خوب بودیم💔 امروزم خوب بودیم💔🖤خدش بهم پیشنهاد داد عصری بریم پارک خودم ساندویچ خونگی درست کنم💔 بهش گفتم برو ارایشگاه قشنگ خوشتیپ شی💔 گفت باشه دوتا خاهرامم بیاد خودش گفت
ساعت ۵ رفت خونه ننش ساعت ۷ اومد💔💔بهش میگم کجا بودی میگه به تو چه نمیدونم اینه بهم میگه ح ر و م ز ا د ه 💔بهش میگم کدوم خری میره ۴۰۰ تومن به یه آرایشگاه میده درحالی که دوهفته پیش با ۲۰۰ تومن رفت💔💔 بهم میگ تخم ج ن د ه 💔 بهم میگه ه ر ز ه 😭😭 منم تاقت نداشتم گفتم میرم خونه مامانم مم گفت سیکترررر💔💔 منم با خواهرام قشنگ اومدیم خونه مامانمم هه نصف راه بهم زنگ میزنه بیا آبرویی منو نبر💔😏منم گفتم عمرا بیام الان اومد خونه مانم 💔😏داره مثلا گلایه میکنه پیش مامانم 😏💔 بره بمیره دوهزاری اشغال خدا ننش و لعنتتتت کنه با جادوهاش زندگیمو کباب کرد
بنظرتون کارم اشتباه بود؟💔💔واقعا نمیتونستم تحمل کنم چیکار که باهام نکرد چه حرفایی که بهم نزده💔
بنظرتون الان باهاش برم دوباره خونه ؟
باز میگم نرم بزار قدر مو بفهمه هر لحظه بهم تیکه نندازه💔 منو خار و ضعیف نکنه💔
بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری