بارداری بارداری بارداری بارداری - نی نی + حاملگی





خانوما من مادرشوهرم وابستگی افراطی داره!
خیلی خیلی زیاد ! یه طوری که شوهرم میگه مامانم فکر می‌کنه من متعلق به اونم !!!!!
الان که ما عروسی کردیم خیلی وابستگیش بیشتر شده ! و منو درد پسرش می‌دونه
میگه تو نمیزاری پسرم بیاد خونه ما بره خونه مامانم ( منظور مادربزرگ شوهرم که میشه مادره مادرشوهرم هست !!!!!!!!)
میگه تو بچه ای ! نادانی
خیلی اذیتم کرده طوری که منی که سالمم به خدا قرص قلب خوردم 😔 💔
تو مهمونی ها راه نمی‌ده من برم پیش شوهرم بشینم ! سر سفره میره کنارش میشینه پاهاشو ناز می‌کنه
می‌ره رو بازو های شوهرم می‌خوابه باسنشو میده سمت شوهرم
میشه همینطوری زنگ بزنه بهم ! اما این اخیرا همسرم سر کار بود جوابشو نمی‌داد زنگ میزد به من ! می‌گفت دیگه پسرم جواب ندادم زنگ زدم به تو ! مکالمه ش هم در حد ۱ دقیقه یا ۴۰ ثانیه بود !
تا از احوال پسرش خبر دار میشد قطع میکرد 😔 من دو روز خونه خودم تنها بودم اون حتی خبر نگرفت ! از وقتی ارتباطش قطع شد شروع کرد زنگ زدن به من
منم هم پدر شوهرم رو هم مادرشوهرم رو از عصبانیت بلاک کرده دو سه ساعتی 😑 ولی در اووردم
امروز شوهرم دید گفت دستت خورده بلاک شدن؟؟
من جریان رو نگفتم
اما در کل ......

تروخدا تروخدا تروخدا یه سیاست یادم بدید بگید با این مادرشوهر مریض من باید چیکار کنم ؟؟؟؟

تصویر
۱۷ پاسخ

عزیزم حتما باشوهرت درمیون بزار اگر دیدی توجه نکرد
توام دیگ به حرفهای مادرش توجه نکن مثلا اگر تو مهمونیا میگ پیش پسرم نشین اتفاقاً تو برو بشین میخواد چیکارکنه؟مهمونی رو بهم بزنه؟
درکل هرکاری میگ تو برعکسش رو انجام بده اونوقت عصبی میشه رفتار بد نشون میده اونجا تو سیاست به خرج بده وبه شوهرت بگو مگ من چیکار کردم!چون اومدم کنارت نشستم شدم آدم بد؟؟

یجوری شوهرتو متوجه کارهای اشتباه مادرش بکن.

ی وقتایی نیاز نیس تو حرص میخوری میدونم ناراحت کنندس
اما شوهرت اگه از الان پشتت نباشه تا آخرشم پشتت نیس
بنظرم شوهره ک ب زنش عزت میده
سر سفره اگه وقتی مادرش کنارش نشسته تورو هم صدا کنه بگه بیا این سمت من بشین مادرش می‌فهمه ک پسرش زنشو دوست داره وقتی تو جمع جا برات خالی کنه ک تو کنارش بشینی ب همه ی اون جمع ثابت میشه ک تو کنار شوهرت جایگاهی داری و یاد میگیرن ک حفظ کنن جایگاهتو ولی وقتی شوهرت دل بده ب کارای مادرش بقیه ام شبیه مادرشوهرت رفتار میکنن و تو میشی اضافه ی اون جمع و اون خانواده البته ببخشیدا من اینقدر صریح میگم چون ب سرم اومده نمیخام تو بیشتر درد بکشی
اکه میبینی شوهرتم درک نمیکنه این چیزایی ک بهت گفتم رو خودت بهش بگو
بگو دلم میخاد وقتی تو جمع هستیم کنارم باشی
سر سفره صدام کنی
باهام حرف بزنی
باهام بخندی
گاهی مردا هر سنی ام ک باشن نیازه ک بهشون یاد بدی ی سری چیزارو

ببین فکر میکنم که مادرشوهرت با پدر شوهرت رابطه ی خوبی نداره و توجه و محبت رو از پسرش میخاد بگیره
و باید ب شوهرت بگی که از مامانش فاصله بگیرع یعنی کمتر توجه کنه ب این کاراش
اینجا شوهرت مهمه ک ب مادرش بگه و بفهمونه

با بحث کردن و به شوهرت هی بگی مامانت چرا اینطوری میکنه اصلا حل نمیشه فقط با سیاست حل کن یا اگه شوهرت حرفتو قبول میکنه بهش بگو که از رفتار مادرش خوشت نمیاد البته اگه شوهرت از گفتن این حرفت نقطه ضعفتو‌ نگیره

اگه شوهرت خوبه با شوهرت صحبت کن حدو فاصلشو حفظ کنه خیلی بده که این مدلی .آدم اذیت میشه من خودم حوصله نه خانواده خودمو نه خانواده شوهرمو به هیچ وجه ندارم یعنی اعصاب ننه بازی ندارم

ب شوهرت بگو این اخلاق مامانت اذیتم میکنه از علاقه زیادی ک داری حسودیت میشه ، بگو وقتی مامانش میاد کنارش بگه میخوام کنار خانومم باشم اینطوری نه تو بده میشی هم حساب کار دست مادرشوهرت میاد یا وقتی زنگ میزنه بهت اخوال بپرسه بگو اره دستش بند بود ب من خبر داد ک نگرانش نشم اینجوری میفهمه وابستگیش پوچه و به تو بیشتر اهمیت میده

عزیزم ببین هر مردی ی قلقی داره اونو باید بدونی مثلا من شوهرم اصلا دوس نداره من راجب خانوادش بد بگم یا گله کنم بگم مادرت چرا این رفتار رو با من کرد اصلا نمیگم سعی میکنم اهمیت ندم جلو شوهرم خانوادشو میبرم بالا مثلا ی جور رفتار میکنم ک انگار من خیلی خیلی ب خانواده تو احترام میزارم ولی اونا ب من احترام نمیزارن مثلا تو جمع خانوادگی سریع میرم پیش شوهرم میشینم اونا تیکه میندازن من اصلا جواب نمیدم لبخند میزنم شوهرم خودش ک میبینه اینطور خودش جواب میده ببین حدو متوسط کرده الان ن اجازه میده من چیزی ب خانوادش بگم ن اجازه میده خانوادش چیزی ب من بگن

جلوی مادرشوهرت به شوهرت توجه کن بهش اهمیت بده احترامشو نگهدار از شوهرت به هیچ وجه بد صحبت نکن هیچوقت حتی اگر از شوهرت ناراحتی،قهری،دعوا کردین یاهرچی جلوی مادرشوهرت بروز نده چون سوءاستفاده می‌کنه از این شرایط
بعداً که تنها بودین بهش بگو از این رفتارت ناراحت شدم ...
ببین زیاد هم مادرشوهر وکلا خانواده شوهرتو گنده نکن باهاشون صمیمی نشو خودتو بگیر هرکاری می‌کنی باکمال آرامش برو جلو ...
تا زمانیکه شوهرت متوجه کارای اشتباه مادرش بشه و مادرشو متوقف کنه.

یعنی چی که رو بازوهای شوهرت می‌خوابه؟؟ پسرشه ولی اینقدر راحتی جایز نیست!!اول با شوهرت مشورت کن دوما برو مشاوره پدرشوهرت چیزی نمی‌گه بهش؟!

😐😐😐 شوهر توعه یا شوهر مامانش ؟

توام از عمد جلو مادرشوهرت بچسب ب شوهرت قربون صدقش برو دستاش‌رو بمال یا مثلا حرفای شیطنتی وقتی سه تایی هستین ب شوهرت بزن .در خلوت دوتایی با مادرشوهرت از لذت بردن شوهرت از رابطتون بگو‌مثلادبگو‌شوهرم میگه بهترین حس دنیا پیش تو دارم یا بگو الکی فلان لباس خواب رو‌خریده لوازم ارایشی خریده ب شوهرتم هماهنگ باش بگو‌ک‌اذیتی .لابد این فرداپس فردا میخاد بگه بچه هم نیار .این کارا از عمد کن حرصش در بیاد بدونه ک شما متعلق ب همین .چه حرکت زشتی میکنه میره باسن میده سمت شوهرت درسته مادرش و محرم و منظور نداره ولی حرمت مادر پسری خیلی فرق داره

چقد زشت

خل مادر شوهرت نکنه پسرشو برای خودش نگهداشته .چقدر کند ذهن هرچقدر باتو خوب باشه زندگی پسرش عالی تر میشه .والا خوب رن نمیگرفتی تا صبح کنار پسرت لم میدادی مریض

خب خودشم ب پسرش میداد😏😏اشغال عوضی
توام اصلا اهمیتش نده شوهرتم بکش سمت خودت
غلط کرده

ای بابا چ بد
چفدر اخه بی شعور
اصلا اهمیت نده که برات مهمه
ی جوری ب شوهرت بفهمون که نزاره زیاد وابسته شه

بمیرم

مشکل داره به خدا دیگع پسرته درست بری رو شونه پسرت بخابی چی بگم والا ان شاء الله بهتر بشه

سوال های مرتبط

مامان شدم مامان شدم هفته سی‌وهشتم بارداری
مسدود شدم⭕ مسدود شدم⭕ قصد بارداری
سلام خانوما شبخیر اومدم یچی بگم نظرتون رو بپرسم
همسر من میشه پسر خاله مامانم
بعد همسرم مجرد بوده دختر داییش رو میخواسته(دو طرفه بوده)ولی دیگ نشده و اون ازدواج کرده ۳تا بچه داره خلاصه منم اینو از اول میدونستم از همون اول هم نمیتونستم با دختر داییش ارتباط درستی بگیرم
خیلی هم رو این موضوع حساسیت نشون دادم(همسرم وقتی میبینتش در حد سلام و علیک صحبت میکنن)چند وقت پیش تو یه مراسم باز همو دیدن و از بخت بد کنار هم نشسته بودیم
اینم برگشت گفت خونه ما نمیاین و اینجور چیزا همسرم گفت سری بعد میام
الان سری بعد رسیده😩فردا میرسیم مشهد همسرم تو خونه گفت خونه این بریم!؟گفتم چرا گفت چون دعوت کرد و اونموقع گفت
منم نخواستم خیلی واکنش نشون بدم گتم باش بریم!الان یه ساعتم نشده میگ زنگ بزنم بگم فرداشب میایم!؟دیگ منم پاچه گرفتم گفتم بزار ببین اصن زنده میرسیم اونجا بعد تصمیم بگیر🤕شما جای من بودین چیکار میکردیم میرفتین!؟
بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری