تبریز
دکتر علیرضا نیک‌نیاز میشناسین؟

۳ پاسخ

بله میشناسم

سلام عزیزم ببخشید شما بچتون انگشت ماشه ای بود چیکار کردی عمل کردی ؟ دخترم پنج شیش روزه انگشت شصت خم میشه قفل می‌کنه فردا باید نوبت بگیرم ببرم دکتر

تاپیکه قبلیتم گفتم ببر پیش دکتر بابک رفیع زاده تخصصش ریه کودکان خیلی دکتر خوبیه کارش حرف نداره

مقالات مرتبط

سوال های مرتبط

مثل ماه 🌜🌜🌜 مثل ماه 🌜🌜🌜 قصد بارداری
ادامه تایپک علیرضا پارت ۲


علیرضا ساکن یکی از شهر های مرزی بود من اهل تبریز حدود ۳ ۴ ساعت فاصله بود علیرضا متولد ۷۲ بود من ۷۵ تفاوت سنی مون خیلی کم بود دوستی ما ۶ سال طول کشید تقریبا میشه گفت باهم بزرگ شدیم.....
اول آشناییمون یه اکیپ ۶ نفره بودیم من و دوستم نیلوفر و دخترعموش لیلا
و دوست پسر دوستم فرهاد
و دوست پسر لیلا محسن که میشد پسرخاله علیرضا اصلا من توسط لیلا و محسن با علیرضا آشنا شدم...
ما ۶ تا بیشتر اوقات باهم بیرون و گردش میرفتیم البته با اطلاع مامان دوستم اما یک مدت بعد من کم کم ماجرای دوستیم با علیرضا رو به مامانم گفتم و برخلاف تصورم مامانم بجای دعوا و مخالفت خیلی روشنفکرانه باهام رفتار کرد و خواست که علیرضا رو ببینه ما بیرون قرار گذاشتیم و مامانم علیرضا رو دید و باهاش صحبت کرد و ازش خیلی خوشش اومد دید خیلی پسر خوب و خانواده داری هست همچنین از مامان دوستم لیلا که همشهری شون بود حسابی تحقیق کرد و اونم حسابی تعریف کرد وقتی مامانم خیالش راحت شد اجازه داد که با علیرضا حرف بزنم و ارتباط داشته باشم‌ البته همیشه در حد و حدود و چهارچوب...!
از طرف علیرضا همه خانوادش من و میشناختن من با زن داداشش حسابی دوست شده بودیم خاله ها عمه هاش مادربزرگ و پدربزرگ و....
همه میدونستن علیرضا و من همدیگرو خیلی میخوایم....

یادم رفت بگم علیرضا و داداش بزرگترش مادرشونو تو بچگی از دست دادن و پیش مادربزرگ و پدربزرگشون بزرگ شدن
پدرش هم ازدواج کرده بوده و از خانم دومش یه دختر و پسر داشت.....

پدر علیرضا تاجر بود و وضع مالی خیلی خیلی خوبی داشتن.....

تا اینجا کسی سوالی داره بپرسه.....

ادامه تایپک بعدی