۳ پاسخ

ببین عزیزم شیرشو دونه دونه باید قطع کنی هر وعده که کمتر وابسته س طی سه روز... هی فاصله شیر دادن ها بیشتر بشه تا کامل قطع بشه...اصلا درگیر احساسات نشو چون بچه میفهمه و قشنگ با روانت بازی میکنه... براش سخته چون حس میکنه چیزی که تا دیروز متعلق به خودش بوده رو دارن ازش میگیرن...داستان بگو در طول روز تا از نظر ذهنی آماده باشه...توی این سن قشنگ خودشون رو جای شخصیت داستان میگذارن و راحتتر موضوع رو قبول میکنن

چسب زخم بزن بگو اوف شده

منی که هنوز شروع نکردم
نصف شبا همیشه بیدار میشد؟ دیشب چه جوری حواسشو پرت کردی

سوال های مرتبط

مامان همتا مامان همتا ۲ سالگی
سلام
روز سم‌از شیر‌گرفتن
شب قبل اونطوری که قرار بود به دخترم‌شیر دادم وقتی که خوابش عمیق شد اما حس کردم متوجه شد ساعت جدود ۳/۵شروع کرد به گریه و بهانه گرفتن هرچی هم میگفتم اب میخوری یا چیزی میخوای فقط میگفت نه با گریه مجبور شدم با حرف و قربون صدقه رفتن ارومش کنم که تا ساعت ۶خورده ای کم کم اروم شد و خوابید صبح بیدار شد صبحانه نخورد یکساعت بعد نصف تخم مرغ ای پز خورد تا ظهر که به اندازه چنتا صاشق کوچک ایگوشت خورد ،بعداز ناهار سعی کردم بخوابونمش که با هر سختی شد بالاخره روی پا خوابش برد سکساعتی خوابید که بعد با تنقلاتی که دوست داشت سرشو گرم کردم (این بین چنبارم سراغ می می گرفت که خوب شده یا نه،🥲)موقع شام چند قاشق کوچک برنج خورد بعدشم یکم‌بازی و....قبل از خواب براش سیب زمینی سرخ کردم به اندازه ۶،۷تا خلال خورد و ساعت ۱۲ بود که کم کم خوابید روی ننو
نیم ساعت پیش هم با گریه و بغض شدید بیدار شد و بغلش کردم راه بردم و...تا یکم اروم شد باز توی ننو خوابید الانم کنارش نشستم‌منتظرم خوابش که سنگین تر شد بهش شیر بدم(اخرین شبیه که به دخترم شیر میدم بعدش دیگه برای همیشه می میشو ترک‌میکنه🥹 )دختر قشنگم مامانو ببخش که به اجبار غم اوردم توی چشمات مادر😭