۸ پاسخ

نمیدونم چرا بچه های الان اینجورین دختر منم همین طوریه ب قول شما از هر چی بچه حالم بهم میخوره من دوتا بچه دارم پسرم انقد آروم بود اصلا نفهمیدم ک بزرگ شد اما دخترم روانیم کرده میگم ک بشه بزرگ بشه راحت بشم منم خیلی خستم درکت میکنم عزیزم

منم یه وقتایی انقد خسته ام که دوست دارم خودمو بزنم یا بشینم خودمم باهاشون گریه کنم

و منم خسته ترینم تا لحظه خواب باهاش بازی میکنم همش میگه مامان
و شب ها تا صبح روی پامه دیگه نابود شدم

منم خستممم
با دوتا پسر شیطون ک سر هر چیزی بهم میپرنو گریه و جیغ و داد😵 دیگه واقعا صبرو حوصلم تموم شده سر هرچیزی داد میزنم این ساعتا عذاب وجدان دارم
فقط هم بخاطر دست تنها بودنمونه چون همش پیشمونن

دقیقا پسر منم اینجوریه عصری رفتیم بیرون امدنی بگم ۳ ساعت گریه کرد اخرش دوست داشتم خودم و بزنم

عزیزم منم با اینکه بچه ام الحمد و الله اروم بود ولی واقعا خسته ام نزدیک ۳ساله یک شب در ارامش نخوابیدم چون بارداریم ویار داشتم
من کاملا درکت میکنم اگه به منم بگن بچه بیار اتیش میزنم طرفو چون استانه تحملم خیلی کمه با کوچکترین اتاقی به هم میریزم.کاملا هم دردیم خیلی دوس دارم بچم زودتر بزرگ شه یک کمی طعم ارامش ،راحت خوابیدن،مستقل بودن،اینکه هر کاری دلم میخواد بکنم رو بچشم

یعنی در این حد.اذیت میکنه

دختر من خیلی اذیتم میکرد الانم چن بار شبا از خواب بیدار میشه منم خستم از دست تنهایی دخترم حرف نمیزنه خیلی ناراحتم منم هیچوقت بچه نمیارم پیر شدم واقعا الانم رو پام گذاشتم تکون میدم تا بخوابه

سوال های مرتبط

مامان امیرحسین و یلدا مامان امیرحسین و یلدا ۲ سالگی
مامان مهرسام مامان مهرسام ۲ سالگی
دیگه حالم داره از بچه داری بهم میخوره
نمیخوام ناشکری کنم ولی قشنگ دستی دستی خودم گند زدم تو اعصاب و روانم با بچه دار شدن
الان چند هفتست میگه خودم غذا بخورم نمیذاره کسی بهش غذا بده، خودشم اینقدر کم غذا میخوره که از گشنگی نمیره، دیروز نه ناهار خورد نه شام، امروزم یه مقدار کم صبحانه خورد، با باباش رفتن پیاده روی که مثلا گشنش بشه بیاد خونه، لب به غذا نزد
منو بگو تو این اوضاع اقتصادی سعی میکنم براش چیزی کم نذارم و تنوع غذایی بدم اما دریغ از یه قاشق غذا خوردن
از اونطرفم همیشه دهنش بازه داره سر چرت و پرت گریه میکنه، تا حدیه که من صدای گریه میشنوم حالم بهم میخوره، مگه میشه بچه اینقدر لجوج؟
آزمایش بردم هیچ مشکلی نداره ولی نه خواب خوبی داره، نه خوراک داره، نه قد میکشه نه وزن میگیره، همشم در حال گریه زاریه
نمیدونم تاوان کدوم گناهمو دارم میدم
اگه بچه ی آروم و خوش غذایی دارین روزی هزار بار خدا رو شاکر باشین
دور و بریامم هی میگن یه بچه ی دیگه بیار اونو میبینه خوب میشه
یعنی تا اینو میگن دلم میخواد بزنم تو دهناشون، همینم مونده با طناب پوسیده ی اونا برم تو چاه، یه دونه آوردم بعد از دو سال و نیم هنوزم نه خواب دارم نه آرامش، تو این بلبشو فقط بچه دومو کم دارم
#پوشک
#فرزندپروری
#جیش