دیگه حالم داره از بچه داری بهم میخوره
نمیخوام ناشکری کنم ولی قشنگ دستی دستی خودم گند زدم تو اعصاب و روانم با بچه دار شدن
الان چند هفتست میگه خودم غذا بخورم نمیذاره کسی بهش غذا بده، خودشم اینقدر کم غذا میخوره که از گشنگی نمیره، دیروز نه ناهار خورد نه شام، امروزم یه مقدار کم صبحانه خورد، با باباش رفتن پیاده روی که مثلا گشنش بشه بیاد خونه، لب به غذا نزد
منو بگو تو این اوضاع اقتصادی سعی میکنم براش چیزی کم نذارم و تنوع غذایی بدم اما دریغ از یه قاشق غذا خوردن
از اونطرفم همیشه دهنش بازه داره سر چرت و پرت گریه میکنه، تا حدیه که من صدای گریه میشنوم حالم بهم میخوره، مگه میشه بچه اینقدر لجوج؟
آزمایش بردم هیچ مشکلی نداره ولی نه خواب خوبی داره، نه خوراک داره، نه قد میکشه نه وزن میگیره، همشم در حال گریه زاریه
نمیدونم تاوان کدوم گناهمو دارم میدم
اگه بچه ی آروم و خوش غذایی دارین روزی هزار بار خدا رو شاکر باشین
دور و بریامم هی میگن یه بچه ی دیگه بیار اونو میبینه خوب میشه
یعنی تا اینو میگن دلم میخواد بزنم تو دهناشون، همینم مونده با طناب پوسیده ی اونا برم تو چاه، یه دونه آوردم بعد از دو سال و نیم هنوزم نه خواب دارم نه آرامش، تو این بلبشو فقط بچه دومو کم دارم
#پوشک
#فرزندپروری
#جیش

۴۱ پاسخ

بچه داری سخت ترین کار دنیاست من شوهرم بم میگه تو تو خونه کاری نداری میگه بچه ک اذیت نمیکنه تو برای بچه وق نمیزاری تازه مادرشم بم میگه تو داری تو رفاه بچرو بزرگ میکنی دوران ما اسیری بود واقعا روانی میشم با این جملات

کاشکی همه دهنشونو ببندند فقد😣هیشکی ماها رو درک نمیکنه

دختر منم بد غذا بود از یجایی ب بعد دیگه برا غذاخوردن صداش هم نکردم میومد میگفت پس من چی؟ مینشست قشنگ خودش میخورد دیگه
الانم میدونه نخوره کسی نازشو نمیکشه
درضمن بذار خودش بخوره هیچ وقت خورت بهش نده یکی از علت های بدغذایی همینه

منم مثل تو از بچه داری متنفر شدم
مخصوصا وفتی بچه دوستام میبینم ک چقدرررر ارومن و اصلا مادراشون اذیت نمیکنن میخوام خودمو بکشم

درکت میکنم کامل پسر منم الان نهار نخورد همش دارم مشغولش میکنم تا یه چیز بخوره منم از بچه حالم میخوره یه زن‌می ببینم حاملست حرصم میگیره

ببین اصلا اینکارو نکن یه جایی خونده بودم بچه دوم رو‌بچه اول تربیت میکنه خودمم به چشم دیدم برای گریه و بدغذایی یاد دختر اول خودم افتادم به شدت بدغذا و لجباز و جیغ جیغو شاید پسر تو هم مشکل استرس و اضطراب و یا اختلال توجه داره که نمیتونه احساساتشو کنترل کنه یه بررسی بکنی ضرر نداره

بهش قطره ویتامین میدی؟

منم حالم هم از خودم بهم میخوره هم از بچه داری دیروز هم پریود شدم هم سرما خوردم دخترمم فقط بلده اذیت کنه

بنظرم ما زیادی حساسیم من مامانم میگ انقد شور میزنی اخر سکته میکنی ولش کن 😑

سعی کن غذا رو بدون تزیین و بدون تنوع بهش بدی گاهی اینجوری دوست دارن

بیا یبار قرار بذاریم من بغلت کنم گریه کنی،منم از نازدارخانوم بگم بعد برای منم گریه کنی 😅
هنوزم کامل این اخلاقش رو ترک نکرده.
یعنی وقتی شروع می کنی به گریه دلم می خواد های های گریه کنم همراهش،اما مجبورم صبور باشم،لبخند بزنم یا تهش بی تفاوت باشم منطقی باشم و گاهی یک ساعت مداوم گریه کنه... الان خیلی بهتر شده و واقعا وقتی به نوزادیش تا الان فکر می کنم میگم من چه اعصابی داشتم... الان که کوچولومون یه سال و نیم شده واقعا احساس می کنم رو خواهرش تاثیر مثبت گذاشته.صبورتر و انعطاف پذیر تر و پخته نر شده.مسولیت پذیریش خیلی خیلی بهتر شده.ختی ارتباطش با برادرش ماهرانه تر شده.
یعنی خاطراتی از گریه هاش دارم که مسلمان نشنود کافر نبیند.
برعکس اطرافیان به من میگفتن اصلا سمت سومی نری ها،همین خانوم واسه پیر کردنت کافیه... اما من مطمئن بودم حالش با اومدن یه نی نی بهتر میشه،خیالم راحت بود و خداروشکر که فکرم درست بود

ماهایی ک مهرسام داریم از نوع بدقلق و لجوووج حرف همو میفهمم
نوشته هاتو خوندم اینقد ب زندگیم نزدیک بود ک انگار حس کردم خودم نوشتم
این حزفارو کسی درک نمیکنه یکی مث من و تو حرف همو میفهمیم
تا میای حرف بزنی میگن دومی رو بیار،ناشکری نکن،همه بچه ها همینن
ولی بخدا اینقد بچه دیدم دورم
ادم مقایسه نیستم ولی حس میکنم بچه من خاصه ن گاهی خیلی دلم میسوزه پیش خودم میگم ینی بچه من هیییچ غذایی دوس نداره؟ی سیب زمینی سرخ شده یا ماکاری و نیمرو ک همه بچه ها دوس دارن هم دوس نداره.....
بخدا اینقد گوشت و مرغ و تخم مرغ هدر دادم ک دلم براشوهرم میسوزه
من ی پوشک بچه هم نمیتونم عوض کنم
من ی لباس ساده هم نمیتونم عوض کنم
با خوبی با جایزه با زور...هیچ جوری نمیشه
بچه اینقد سرکش؟بخدای احد و واحد من ندیدم
میگم چ گناهی کردم چ کاری کردم ک تو هییییچ چیز بچه داری من خوشی ندیدم شانس ندبدم
تهش میگم شکر ک سالمه ....
ولی ب خدا پیر شدم پیر
میفهممت عزیزم از ته دلم ❤💔

من ن غذامیخورد ن میخابید بردم دکتر گف دچاراختلال شده میخاد بخابه گشنشه نمیتونه بخابه میخادغذابخوره خابش میادنمیتونه ی شربت گیاهی برااشتهاداد بای قرص هم خابش درس شد هم خوراکش

تو حاملگی ارامش نداستی ؟من بچن دقیقا مثل بچته لجوججج تو حاملگی و شیردهی ارامش نداشتم حس میکنم بخاطر اونه

چرا زندگیت عین‌ زندگی منه
انگار حال روز منو توصیف کردی
بخدا منم عین‌توام
دخترم‌لجباز ترین و مقاوم‌ترین‌بچه دنیاس
در برابر خاب
دربرابر غذا😭😭😭
دائم داره گریه‌میکنه‌نق‌میزنه

هرچیو گفتی با پوست و گوشت و استخونم درک کردم علاوه بر اینا دخترمن وابستگی شدید بهم داره از نوازدی تاالان حتی هنوزم باهام میاد دسشویی
روحیه خیلی خیلی حساسی هم داره
فقط برا وزن و قدش اینجوری نیست خوبه نرماله

بخدا بچه منو توصیف کردی گند زدم به اعصابو روانم خونواده شوهرم خیلی دخالت میکنن تو کاراش

اره گلم زیاد خودتو ناراحت نکن بهترین روش بیخیالیه ،بچه بزرگ میشه میره سر خونه زندگیش تازه نمیدونی وختی رف خونه خودش میاد بهت سربزنه یانه ،اونوخ ما میمونیم یه مشت مادر مریض ومحتاج ،بیخیال

من ب جنون برسم شوهرم خونه باشه ،بچه رو میذارم پیشش میرم بیرون، اصلا سوپرمارکت فروشگاه جایی، اصلا هم بهش نمیگم میشه نگه داری؟؟؟ میگم نگهههه دااااار.. والا پدرن واسه چی پول درآوردن باشه خودم قبلا شاغل بودم ..بهش میگم بمون خودم میرم سرکار میگه نه نه مرسی😂😂

ازمایش چیه خواهر همشون همینطوریننن روانی میکنن روز ب روزم بدتر میشنننن
دیروز دگ ب شوهرم مبگم از صداااااش بیزارم انقد بهونه میگیره

اخ اون صدای گریه
یعنی یجور صدای گریه الکی رو مغزمه ک اون لحظه تبدیل میشم ب ی ادم دیگ روانی میشم
انقدر الکی گریه میکنه
یعنی کسی ب من بگ دومی بیار دلم میخواد بزنم تو دهنش

دختر منم همینه عزیزم...۲سال و نیمه بی وقفه گرررریه میکنه
از ۳ماهگی اعتصاب شیر بود، جون من جززز اومد، غذا هم که بزور ۴تا قاشق بخوره.
میوه و مغزیجات تا الان بع عمرش لب نزده.
من افسردگی بارداری داشتم و از بغد زایمانم باهامه
حالم از بچه و صدای گریه و همش بهم میخوره
گاهی روزا خودمم زار زار گریه میکنه بس تحت فشار روحی‌ام...💔
هیجا نمیتونم برم بس اذیتم میکنه
دیگع همه میدونن چقد در عذابم

اخخخخخخخ دقیق حرف دلمو زدی بخدا منم کم مونده تیمارستانی شم

خودم به تازگی فروشنده این محصول هستم
هر سئوالی داشتی در خدمتم عزیزمم

خواص کینوا
تقویت رشد عضلات و استخوان‌ها: پروتئین زیاد + کلسیم باعث میشه بدن بچه قوی‌تر ساخته بشه.

پیشگیری از کم‌خونی: کینوا آهن داره، مخصوصاً برای بچه‌هایی که گوشت کمتر می‌خورن.

بهبود گوارش: فیبر زیاد کینوا کمک می‌کنه یبوست کوچولوت کمتر بشه.

انرژی پایدار: چون شاخص قند خونش پایینه، بچه بعد از خوردنش به‌سرعت بی‌حال یا گرسنه نمی‌شه

سلام گلم چرا دانه کینوا امتحان نمیکنی ؟
منم دخترم بد غدا بود دانه کینوا قاطی برنج پختم کمی رب زدم
اشتها دخترم باز شد تغذیش بهتر

سلام عزیزم
حق داری واقعا برای آدم اعصاب نمیونه
من امروز بعد مدت ها صبح رفتم خیابون، دیگه داشتم خل میشدم مهدا همش تو بغلم
اومدم خونه کلی کار و ظرف نشسته بود، هی گریه میکردم ظرفارو میشستم

منم مثه تو استرسیم سر غذا خوردنش میخوره راحتم نخوره فکرم تا شب درگیره خودشم شلوغ دیگه خداروشکر

دختر منم بدغذا شده اصلا غذا نمیخوره
مادرشوهرم اینا عادتش دادن به تنقلات هرچقدر میگم بابا ندین انگار به دیوار میگم
از دیروز بدنش دون زده

بخدا هممون همینیم من الان هم نه خواب درست وحسابی دارم نه آرامش واعصاب دارم
دخترمن مشکل قلبی هم داره دوبار عمل شده قراره سال دیگه بازم عمل باشه از الان استرس اونو دارم هرکی میبینه میگه چقدر لاغر شدی هیچ کس هم درکم نمیکنه چندروز پیش مادرشوهرم میگفت ایشالا برا نیلای داداش بیارین انقدر اعصابم خراب شد از این حرفشون
یعنی اصلا دلم نمیخاد دیگه بچه دار بشم خداروشکر میکنم به خاطر بودنش
ولی واقعا خستم دلم میخاد منم آرامش داشته باشم اعصابم راحت باشه

چقدر مثل پسرم و خودم هستین منم عین عین شما پسرم بی دلیل داد میزنع گریه می‌کنه دیگه ولی صدا میاد می‌خوام بکشم هرکس باش دیگه حوصله ای نمی‌مونه برام تا میام با همسرم وقت بگذرونیم حوصلم نمی‌کشه یه چیزی میگم دعوامون میشه این شده زندگی ما بخدا من یکی رد دادم فقط میگم کاش اینا خواب باش کاش چشامو باز کنم ببینم دخترم خونه بابام که دغدغه هیچی رو ندارم😔😔😔

اوف الان من درگیر پوشکشم دو هفتس زندکی برام متوقف شده حالا غذا نخوردن لاغریش ب کنار هر روز میگم چرا بچه آوردم چرا اینکارو کردم

عزیزم کامل درکت می‌کنم
اینو کسی داره بهت میگه که بچه اش ۹کیلو عه
و قد هم نمیکشه
من خیلی خودم اذیت میکردم
ی مدته ولش کردم ب حال خودش هم خودش آروم تر شده هم عصاب خودم راحت تره
قبلا یعنی میخواست بگیرتش میگفتم نه وابسته خودم باشه الان تایم خواب رو با شوهرم تقسیم کردیم مثلا ظهرا یک ساعت اون میخوابه یک ساعت من
یا خیلی کار داشته باشم میدمش مادر شوهرم
یا میگم مامانم بیاد کمکم حالا وسط همه اینا من خودم شاغل هم هستم
توام ی کم آسون بگیر ب خودت

قربونت بشم همه الان درگیر همین غذا نخوردن بچه هاییم ...من خودم دیگه داره سفیدی های موهام بیشتر میشه اینقدر خودخوری کردم..ولی بازم سعی میکنم تا میتونم خودمو آروم کنم....یه دمنوش آرام بخش مثله بهار نارنج ..گل گاوزبان...اسطوخودوس هر روز بخور ...قرص ویتامین منیزیم بخور خیلی حالت بهتر میشه

بچه ها هم تو این سن بیشتریا همین طورین ...الان مثلا دختر منم همینه خودم اصلا از طعم غذا هیچی نمی‌فهمم چون همش دارم حرص میخورم بتونم یه قاشق بهش بدم

ولی بچه خواهرم اینقدر خوش غذاست...همه چی میخوره قشنگ سر سفره مثله بزرگا خودشو سیر میکنه تازه یه ساعت بعدم میگه میوه میخوام...عاشقه پلو خالیه عصرا یه بشقاب پلو میخوره...شامم با اشتها میخوره ...حالا دختر من اگه یه برش سیب بخوره دیگه وعده بعدی سیره ...تازه میگه دلم پر شد غذا نمیخوام

غذا نخوردن بچرو اکثر مادرا دارن تقریبا خودمم یکیش🥲

وای نه بچه اول اون موقع بیشتر اذییت میکنه...والا بچهای ماهم همینن.پسرمنم ی مدته خیلی زیاد نق میزنه.

منم منم منم😭😭

خواهر پسرمنم بدغذا بود بهش زینگ سولفات بده اشتهاش بازبشه

ازبد غذایی گریه میکنه

میفهمم چب میگبد همه چی یطرف این گریه زاری لجبازی یطرف

یه بچه دیگه بیار اصلا نه من متنفرم‌از این حرف🫠

سوال های مرتبط

مامان پرنس های من مامان پرنس های من ۳ سالگی
اومدم غرررررر بزنم سبک بشم 😪
این بچه پدر پدر پدرمو آورده جلو چشمم نه غذا میخوره نه حرف گوش میده از ظهر پامیشه فقط نق میزنه و گریه میکنه و آویزون منه تا ساعت چهار و پنج صبح هرچی مدارا میکنم تو روز نمیزارم بخوابه اصلا تاثیری نداره واقعا درمونده شدم هر شب از کجا تا کجای تهران میکوبیم میریم براش کباب بخریم که اطمینانی باشه بزور دو لقمه میخوره یه بچه ضعیف و نق نقو و همیشه مریض که هیچی حالیش نیست واقعا اسمش ناشکریه یا هرچی خستم کرده یعنی هممون و خسته کرده دیشب ب حدی ب دیوانگی رسوند منو که کوبیدم تو سرم که نزنمش تا بخوابه سکته داد منو و شوهرمو ، امروز از ساعت یک پاشده یه شیشه شیر خورده الان براش غذا آوردم عین دیونه ها گریه میکنه و با حرص دستاش و دندوناش و فشار میده که نخوره منم نشستم گریه کردم از دستش خب چه مرگته کوفت کن دیگه اینقد ضعیفه همش مریض میشه بخدا قسم آرامش و خوشبختی زندگیمون و گرفته این همه بچه دیدم هیچکدوم ب بدی این نبودن ولی بگو خونه رو خراب کن و بهم بریز و وسیله بشکن اندازه ده نفر رو داره بخدا یه ذره اعصاب ندارم تو تایم امتحانام اما امان از یذره آرامش بچه ی دوم آوردن بزرگترین اشتباه زندگیم بود 🤌 رفتیم ختنه سورون پسر خالم اینقد اذیت کرد اونجا همه فک میکردن از یه سیاره دیگه اومده بچه ۱۰ ساله رو گاز می‌گرفت واقعا شرمنده شدم بخاطر داشتن همچین بچه ای با اینکه تو خونمون همه چیز آرومه و هیچ مشکلی نداریم این بچه شده عذاب برام حس میکنم دوسش ندارم یعنی هیچ حسی بهش ندارم دیگه 😭😭😭😭😭😭
مامان سامین 🤴🏻 مامان سامین 🤴🏻 ۲ سالگی
خانما میگم فکر کنم همه میدونین پسر من چقدر بدغذاس فقط کباب رو خوب میخورد اونم ۵ روزه نمیخوره ۵ روزه خیلی خیلی کمتر شده خوردنش حتی مادر شوهرم دید بعد یه هفته گفت نسبت به هفته قبل لاغرتر شد😭حالا مشکلم اینجاس تا می‌خوایم بخوابیم گریه می‌کنه میگه گشنمه هرچی میارمم نمیخوره عادت داشت با گوشی بخوره امروز اصلا ندادم تلویزیون کارتون گذاشتم که باز بهتر از گوشیه. شوهرم میگه این بخاطر اینکه گوشی بدی یا کارتون بزاری و نخوابه میگه گشنمه. امشب از ظهر زیاد اصرار نکردم برا غذا چند ساعت هیچی ندادم که یه سه قاشق غذاخوری برنج با یک قاشق غ قرمه سبزی دادم بهش بعد دیگه نخورد.دو ساعت بعد شام هم کارتون باز کردم براش یه لقمه خیلی کوچولو با لواش و خرما دادم بهش که دیگه بخوابیم. تا تلویزیون رو خاموش کردم و چراغا خاموش که بخوابیم باز میگه غذا بده گفتم تخم مرغ بدم نه،لقمه بدم نه ،کیک بدم نه،کباب بدم نه. آخه همون کوچولو لقمه هم اخراش گفت نمی‌خورم دیگه. بخدا نمی‌دونم دیگه چیکار کنم ۵ شبه پدرمو درمیاره. شوهرم میگه برای فرار از خوابیدن اینطور میگه.چیکار کنم نه میخوره نه لااقل ول می‌کنه هم میگه گشنمه هم هرچی میارم نمیخوره.