۳ پاسخ

خب چرا از خونه بابات نرفتی دکتر میخوابیدی اونجا!

خب به مامان بزرگش بگو بیاد خونتون شب بخوابه

بابا خیلیم خوبه که بچت به غیر از خودت با همه میمونه
من دیروز اومدم اردبیل فردا بازم میام گرشا می‌چسبه بهم با هیشکی نمیمونه مجبورم بیارمش داغونم میکنه

سوال های مرتبط

مامان بَلوط مامان بَلوط ۳ سالگی
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
پوشک شیرخشک پوشک فرزند پروری
پوشک
شیرخشک فرزند پروری
پوشک فرزند پروری پوشک شیرخشک
شیرخشک شیرخشک
پوشک شیرخشک
سلام خانوما
یه ماجرایی پیش اومده من باید دوسه روز تنها باشم با بچم توخونه....ازطرفی انقدر دوساله توی خونم افسردگی گرفتم کلا از خونم بدم اومده ....هفته ای دوهفته ای یکبار میرفتم خونه مامانم اینا.....بعد دوماهه خونه مامانمم نرفتم چون بهم گفت نیاا اینجا منم نرفتم دوماهه .....
حالا این سه روز تعطیلیو دلم میخواست بابچم برم خونه مامانم بمونم لااقل ولی روم نمیشه چون گفت نیا بیشترم بخاطر بچم چون گناه داره همش بامن یا خونس یا نهایت پارک ..... بعد ظهر ب مامانم گفتم بیام اونجا گفت خواهرتو میفرستم بیادپیشت بمونه یا اگه میخوای ما بیایم اونجا .....
واقعیت من اصلا ازتنهایی نمیترسم که کسی بخواد بیاد پیشم بمونه ... میخواستم برم اونجا که محیطم دوسه روز تغییرکرده باشه لاقل...
شمامیگید چیکارکنم باز زنگ بزنم؟؟
اخه از ظهر که گفتم بهشون اصلا بهم زنگ نزدن ....
ازطرفیم بمونم خونه یهو بفهمن من تنهام میخوان پاشن بیان اینجا بازم تغییری که توحالم نیست بدتر اذیتمم میکنن
چیکارکنم میگیید؟؟؟ جواب بدید لطفااا
مامان بَلوط مامان بَلوط ۳ سالگی
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
پوشک شیرخشک پوشک فرزند پروری
پوشک
شیرخشک فرزند پروری
پوشک فرزند پروری پوشک شیرخشک
شیرخشک شیرخشک
پوشک شیرخشک
سلام خانوما
یه ماجرایی پیش اومده من باید دوسه روز تنها باشم با بچم توخونه....ازطرفی انقدر دوساله توی خونم افسردگی گرفتم کلا از خونم بدم اومده ....هفته ای دوهفته ای میرفتم خونه مامانم اینا.....بعد دوماهه خونه مامانمم نرفتم چون بهم گفت نیاا اینجا منم نرفتم دوماهه .....
حالا این سه روز تعطیلیو دلم میخواست بابچم برم خونه مامانم بمونم لااقل ولی روم نمیشه چون گفت نیا بیشترم بخاطر بچم چون گناه داره همش بامن یا خونس یا نهایت پارک ..... بعد ظهر ب مامانم گفتم بیام اونجا گفت خواهرتو میفرستم بیادپیشت بمونه یا اگه میخوای ما بیایم اونجا .....
واقعیت من اصلا ازتنهایی نمیترسم که کسی بخواد بیاد پیشم بمونه ... میخواستم برم اونجا که محیطم دوسه روز تغییرکرده باشه لاقل...
شمامیگید چیکارکنم باز زنگ بزنم؟؟
اخه از ظهر که گفتم بهشون اصلا بهم زنگ نزدن ....
ازطرفیم بمونم خونه یهو بفهمن من تنهام میخوان پاشن بیان اینجا بازم تغییری که توحالم نیست بدتر اذیتمم میکنن
چیکارکنم میگیید؟؟