۱۰ پاسخ

اره باهاش صحبت کن ببین دردش چیه مگه خودش بچه دوست نداشت نمیخواست بچه دارشین این رفتاراچیه یعنی چی باهاش صحبت کن اگه درست نشدمشکلتوبه خانوادت بگوخانوادشوجمع کن اساسی مشکلتونوحل کنین

تازه اگه روبرونمیتونی بهش پیام بده باپیامک حرفاتوبزن بحث نکن ناراحتیتوبگوشایداونم راحتترمشکلشوبگه

باهاش صحبت کن رُک بهش بگو مشکلت چیه که اینقدر سرد برخورد میکنی بگو که باکارش خیلی اذیت میشی حتما جوابی داره

رفتارش بابچش چطوره

به نظرم اکثرا این مشکل رو دارن صبوری کن به خودتون وقت بده من از روزی که زایمان کردم تا دو ماهگی به طلاق هم فک میکردم ولی کم کم درست شد مردا درک ندارن ما زنها هم به خاطر زایمان هم افسرده و هم کم طاقت میشیم به خودتون وقت بده باهاش در آرامش صحبت کن همه چی درست میشه

اون بجای شما افسردگی بعد زایمان گرفته
خب باهاش حرف بزن بگو چ مشکلی داری شاید واقعا مشکل دیگ ای باشه حرف زدن تو رابطه خیلی حوبه

شاید خیلی مرتب نیسی تو خونه هوم؟؟
اگه همش بی حال و مریض و لباس کهنه بپوشی خودتو ول کنی دیگه حوصله نمیکنن سمتت بیان.
من سزارینی بودم خیلی سختم بود ولی از روز 7دیگه سعی میکردم مرتب لباس بپوشم بو عرق ندم هم موهام مرتب باشه یه رژ میزدم همین الانشم یه شلوار گشاد از بارداریم داشتم گاهی میپوشم تو خونه چون باهاش راحتم میگه اینا چیه میپوشی قیافش کج میکنه میگه برو لباست عوض کن چیه این

چرا باهاش حرف نمیزنی؟؟

عزیزم 🥲 باهاش حرف نزدی؟

ازش بپرس چرا داره این کارا رو میکنه

سوال های مرتبط

مامان سوگند مامان سوگند ۲ ماهگی
شوهرم از وقتی باردار شده بودم دیگه طرفم نیومد اون موقع که ازش رابطه میخواستم همش میگفتم بارداری و خطر داره واسه بچه بعدشم که زایمان کردم بخاطر بخیه هام نتونستیم تا چهل روز رابطه داشته باشیم الانم که کاملن خوب شدم ولی شوهرم اصلا طرفم نمیاد حتی بعد چند ماهم که رابطه نداشتم هنوز هم نمیاد سمتم بعضی وقتا من بهش پیشنهاد میدم باید صد بار بهش پیشنهاد رابطه بدم تا یه بار قبول کنه اون یه بارم تو رابطه یه جوری رفتار می‌کنه که انگار به زور فقط بخاطر من قبول کرده رابطه رو 😔
بعضی وقتا حس میکنم داره بهم خیانت میکنم که باهام اینقدر سرد شده
دیگه شبا کنارم نمی‌خوابه می‌ره واسه خودش جدا می‌خوابه دیگه بهم محبت نمیکنه وقتایی که ازش دلخور میشم ناراحت میشم اصلا عین خیالشم نیست براش مهم نیست از وقتی زایمان کردم خیلی خیلی باهام سرد شده انگار شدیم مثل خواهر برادر با اینکه همش واسش آرایش میکنم به خودم میپرسم که یه کم به چشمش بیام ولی اصلا تخمین نمیده
چیکار کنم دیگه واقعا خسته شدم از این زندگی دارن افسردگی میگیرن به محبتش نیاز دارم ولی هیچ صحبتی نمیبینم 😔😔😔