۵ پاسخ

ابجی درپناه قران باشید،خسته نباشید ان شالله خدابهتون توان بده

مامان عزیزم مامان خوشگلم ۵۶ سالش بود
تو خوابمم میدیدم از دستش دادم تا چند روز عصبی بودم
اما دوماه آخر عمرش دکترا جوابش کردن دردی جلو چشمامون میکشید زجر و عذابی و تحمل میکرد که منی که تحمل ثانیه ای دوری مادرمو نداشتم به خدا التماس کردم اگر شفاش نمیده راحتش کنه
نمیتونستم ببینم جلو چشمام مثل شمع اب میشد درد میکشید زجر میکشید اما کاری از دستم بر نمیومد داشتم میمردم
اما الان بعد از رفتنش تنها کسی که راحت شد خودش بود هر لحظه داغ نبودنش جگرمو میسوزونه
منم ته تغاری بودم عزیز کرده بودم الان ۳ ماه از رفتنش میگذره هر لحظه سخت و سختر میشه
با دل شکستم برات دعا میکنم
دعا میکنم خدا پدرتو شفا بده
درکت میکنم میفهمم چه روزای سختی و داری تحمل میکنی
خدا اشالله پدر عزیزت و شفا بده

نع منم مامانم عذاب میکشید گفتم خدایا یا معجزه بکن مامانم خوب بشه یا بمیره راحت بشه ،

الهی بگردم کاش میشد کمی از غمت کم کنم ..💔

من بابا ها تو هر سنی باشن بازم برای رفتن زوده…
شرایط آدم ها باهم متفاوته ولی انشالله خدا همه ی مریضارو به سلامتی و آرامش برسونه خدا خودش بهتر میدونه❤️

سوال های مرتبط

مامان 🩷Aylin jon🩷 مامان 🩷Aylin jon🩷 ۱۷ ماهگی
هرعکسی ک از بابام نگاه میکنم جیگرم اتیش میگیره خیلی میسوزم قلبم درد میگیره ولی نمیتونم گریه کنم گلوم میسوزه درد میکنه ولی گریه نمیتونم بکنم
من ادم زود رنجی بودم ک تا یکی میگفت بالا چشمت ابرو گریه میکردم
شوهرم همیشه میگفت اشکت سر مشکته حتی برای فیلم غمناک هم هیچکس گریه نمیکرد من اشکام میریخت مث بابام بودم
با خودم میگم رسیدم سر خاک بابام بشینم درد دل کنم گریه کنم وقتی میرسم اصلا یه قطره اشکم نمیاد فقط کاراش و حرفاش یادم میاد افسوس میخورم قلبم درد میگیره
نمیدونم این خوبه یا بده چون این ۲۰ روزه ک بابام اینجوری شده هنوز خونه بابامم و مامانم تنها نزاشتم چون ناراحتی قلبی داره و همش قلبش درد میکنه اصلا گریه نمیکنم ک یه وقت جوش نزنه براش بد باشه
تمام وجودم دردمیکنه ب قدری حالم بده تمام وجودم گریه میکنن جز چشام
دلم میخواست یجا باشم تنها باشم بشینم با عکساش گریه کنم
عکساشو ک نگاه میکنم حتی برای چند ماه پیش انگار عکس نیست فیلمه و حرف میزنه قشنگ تمام کاراش و حرفاش موقع اون عکس یادمه 🖤😓🥀😭
من مجبورم بخاطر دخترم و مادرم و همسرم قوی بمونم
بقیه فک میکنن من بیخیالم من از غم بابام نمیسوزم
اما من نمیخوام دیگه داغ ببینم و مامانم چیزیش بشه