۸ پاسخ

عزیزم 😍

دقیقاااا🥲

دقیقااااا

۳ روز اعتصاب عذا داره تو این ۳ روز روزی یه وعده اونم کم خورده

من تاالان این حس و تجربه نکردم 😂😂😂

ای جانم نوش جانش باشه
ماهم ک بچه نداریم وقتی آشپزی میکنیم برا همسر یا مهمون دلمون ضف میره واسه وقتی ک غذا رو با جون و دل تموم کردن و خوردن

ای خوداااا عکسشو نگاههه من فدااا بشممم🥹

خانما خیلی تنوع لباسا بالاست(زنانه،بچگانه) که موجود کردم و خودم ارسال میکنم اگه مایل بودین واتساپ پیام بدین شمارتونو سیو کنم و اجناسو با قیمت از استوری مشاهده کنید😘
09362158443 خانم حویزه هستم پیام بدین سیو کنم اگه تمایل داشتین😘

کانال روبیکا
👇
@TAN_GOOL

سوال های مرتبط

مامان محمد حسین💙👼 مامان محمد حسین💙👼 ۱۴ ماهگی
یه چیزی بگممم بهم نمی خندین 😬😬

پسرکم یکسالشه و من هنوز نه دوره ای و نه کتابی راجب تربیتش مطالعه کردم 😑😑

البته از امروز تصمیم گرفتم ک شروع کنم به کتاب خوندن تا بفهممم اصلا با یه بچه چجوری باید رفتار کرد واقعیتشو بخوام بگم تا الان بلد نبودم خب 😅😅

و انتخاب من شد مجموعه کتاب های من دیگر ما از آقای عباس ولدی چونکه خیلی از عزیزان این مجموعه کتاب ها رو به عنوان یکی از بهترین و کامل ترین کتاب ها در حوزه تربیتی معرفی کردن 🥰🤍

و اینم بگم ک یه اعتقادی ک من دارم اینکه بچه چیزی میشه ک می بینه نه چیزی ک آرزوشو داریم 🥰🤍

ما باید در واقع خودمونو تربیت کنیم رو خوووب و بد خودمون کار کنیم حواسمون به رابطمون با همسرمون و بقیه اطرافیانمون باشه 🥰🤍

نمیشه به بچه آموزش بدیم دروغ نگه در حالی ک دروغ میگیم

نمیتونیم بهش آرامش بدیم وقتی ک خودمون اضطرابو به جون بچه تزریق میکنیم

بهترررره ک درکنار دوره ها و کتاب ها به رفتارای خودمونم دقت کنیم ک ان شاءالله کوچولوهای خوووببی تربیت کنیم 😍😍😁

شما بگین چ کتابا و دوره هااایی به دردتون خورده و موثر بوده براتون ؟‌😍🤍
مامان نیم وجبی ها❤️ مامان نیم وجبی ها❤️ ۱ سالگی
سلامممم خبببب بریم داستان و تجربه زایمان سزارین دوم بگم براتون😁
آماده ایدددد؟؟؟
🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍
چن روزی بود خونه مامانم اینا بودم
۳۳هفتم بود درد شکمم شروع شد اما باخودم گفتم طبیعیه و اهمیت ندادم تااینکه دیدم نه واقعا انقباض دارم و دردم زیاده منم که جزو مادران دیابتی و فشارخونی بودم برگشتم خونمون ب شوهرم گفتم علی درد دارم سر رضا اینجوری نبودم نکنه ایلیا چیزیش بشه دیگه علی ام ترسید گف بریم پیش دکتر ک از شانس بد من دکتر بخاطر ج*ن*گ رفته بود و نبود دیگه رفتم بیمارستان گفتم اینجوریه شرایطم گفتن بخواب نوار قلب بگیریم از جنین
گرفتن گفتن دردی ثبت نشده
گذشت تا شب
خونه مادرشوهرم بودم رفتم خونه
برادرشوهرم تماس گرف میای پارک و اینا
اولش گفتم نه حوصله ندارم رضاام اذیت میکنه ولی دیدم دارن پدافند میزنن و ترسیدم علی ام نبود زنگ زد بهم گف برو پارک بعد میام دنبالت
دیگه رفتم و اونجا یکی از فامیلای علی اونجا بود بستنی گرف اونو خوردن همانا و مسموم شدن من همانا
همون شب (گلاب ب روتون)کلی بالا آوردم 😬فرداش هم همین طوری بودم مجبوری رفتم خونه مادرشوهرم چون واقعا حالم بد بود
شنبه همون روز زایمان رفتم پیش دکتر قلب(خانم دکتر ایمانی)رفتم نامه گرفتم برای عمل بخاطر فشار خون و بعد رفتم پیش دکتر زنان(دکتر خودم نبود)ب ایشون گفتم ک مسموم شدم گف اگ مسموم شدی خطر داره باید بستری شی نامه زد برای بیمارستان فیروز آبادی علی گف اگ حالت خوبه نریم